close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

آخرین مطالب ارسالی

وب‌سایت یک پزشک: شما در طول دوران تحصیل و رشد به تدریج دروسی از قبیل تاریخ، ریاضی، علوم را می‌آموزید و مهارت‌های متنوعی را برای ورود به زندگی اجتماعی کسب می‌کنید، اما مهارت ارزشمندی که شاید جای آن در مدرسه و دانشگاه خالی بوده و هست نحوه شناسایی احساسات خود و دیگران است. متاسفانه اغلب ما حتی دید و شناخت درستی نسبت به احساسات خودمان نداریم و نمی‌دانیم در شرایط مختلف چگونه با احساسات خود مقابله کنیم و یا با آن کنار بیاییم.

 

 


هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی که ضریب آن با EQ نشان داده می‌شود، شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های فردی است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفه هیجان‌ها را به طور موفقیت‌آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند. در روان‌شناسی هیجان‌ها معمولاً به احساس‌ها و واکنش‌های عاطفی اشاره دارند و هر هیجان از سه بخش تشکیل شده است:

مؤلفه‌ی شناختی، افکار، باورها و انتظارهایی که نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می‌کنند. آن چه برای یک فرد فوق‌العاده لذت بخش است، ممکن است برای دیگری کسل‌کننده یا آزارنده باشد.

مؤلفه‌ی فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدن است. برای مثال، هنگامی که بدن از نظر هیجانی به واسطه ترس یا خشم بر انگیخته می‌شود، ضربان قلب زیاد می‌شود، مردمک‌ها گشاد می‌شوند و میزان تنفس افزایش می‌یابد. اکثر هیجان‌ها شامل یک برانگیختگی کلی و غیر اختصاصی دستگاه عصب هستند.

مؤلفه‌ی رفتاری، به حالت‌های مختلف ابراز هیجان‌ها اشاره می‌کند. جلوه‌های چهره‌ای، حالت‌های اندام و حرکت‌های بیانگر، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم، ترس و هیجان‌های دیگر تغییر می‌کنند.

در حقیقت افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند در زندگی کاری و اجتماعی خود می‌توانند موفق‌تر گام بردارند و برای مدیریت کردن احساسات و جلوگیری از ایجاد اختلال و تعارض در زندگی به مهارت‌های کمکی کمتری احتیاج دارند. در این مقاله به طور مفصل‌تر هوش هیجانی را شناسایی می‌کنیم و روش‌هایی را برای پرورش آن مرور می‌کنیم.

اندازه‌گیری میزان هوش هیجانی دانشی جدید در زمینه روانشناسی است و برای اولین بار در دهه ۸۰ مورد ارزیابی قرار گرفت و کماکان در حال توسعه است. اما آن چه در این‌ جا به عنوان یک مدل مختلط سعی در معرفی آن داریم مدلی از دانیل گلمن مشتمل بر پنج حوزه کلیدی است:

کلید یک: خودآگاهی

خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قوّت، خواسته‌ها و ترس‌ها است. یکی از اجزای مهم مهارت خودآگاهی «شناخت احساسات» است. برای پیدا کردن این شناخت باید ارزیابی بر روی آن چه شما حس می‌کنید به خصوص در زمان درماندگی و هم چنین مواردی که موجب عاطفی شدن شما می‌شود داشته باشید.

کلید دو: مدیریت خود

این که مدیر خود باشید بدان معنی است که بتوانید واکنش‌های احساسی خود را کنترل کنید و از بروز واکنش‌های طغیانی و تهاجمی اجتناب کنید و در عوض با آرامش در راستای از بین رفتن اختلافات بحث کنید و از رفتارهایی که موجب تضعیف شخصیت شما و یا به وجود آمدن هراس و اضطراب برای شما می‌شود تا حد ممکن پرهیز کنید.

کلید سه: انگیزه

هر فرد برای کاری که انجام می‌دهد قاعدتا انگیزه‌ای متصور است، گرفتن پاداش و کسب درآمد می‌تواند یکی از معمول‌ترین بهانه‌ها و یا انگیزه‌های حرکت باشد. در مدل گلمن به عنوان انگیزه به مواردی نظیر شادی شخصی، حس کنجکاوی و یا رضایت از مولد بودن اشاره شده است.

کلید چهار: همدلی

در حالی که سه کلید قبلی حول احساسات فردی شخص شکل گرفته است، این کلید به احساسات دیگران می‌پردازد. در واقع همدلی کردن شناخت احساسات دیگران و در ادامه پاسخ مناسب به مخاطب است.

کلید پنج: مهارت‌های اجتماعی

این رده شامل تلفیق احساسات فردی و همدلی با دیگران است که شامل شناسایی زمینه‌های مشترک با دیگران، مدیریت احساست فردی و احساسات مخاطب در محیط اجتماعی است که در انتهای هر تعامل، نتیجه برای فرد و مخاطب قانع کننده باشد.

برای ارتقا سطح هوش هیجانی به عنوان یک راهنما می‌توانید از این مدل استفاده کنید و نیاز دارید که این پنج کلید را به صورت دقیق‌تر شناخته و مهارت‌هایی را بیاموزید که بتوانید توانایی‌های خود را در هر زمینه بهبود دهید.


خود آگاهی:

به عنوان گام اول برای شروع مسیر بهبود و مقابله با مشکلات فردی باید احساسات خود را بشناسید. راه‌های زیر می‌تواند برای این گام کمک کننده باشند.

روزنگار شخصی: بسیاری از افراد تاثیر گذار که بعدها زندگی آن‌ها به سرمشقی همگانی، یک فیلم و یا کتاب تبدیل شده است، رخدادهای روزانه خود را می‌نوشتند و به مدد همین دست نوشته‌ها آیندگان از مسیر موفقیت آن‌ها ایده گرفته‌اند. در وبلاگ مهارت‌های شغلی برای شروع، توصیه شده است که روزنگاری جهت ثبت احساسات روزانه خود داشته باشید. در پایان هر روز بنویسد که در طول روز چه حسی داشتید و چگونه با آن مواجه شدید. مثلا اگر در محیط کار از حرف‌های همکار خود عصبانی شده‌اید، این عصبانیت به چه دلیل بوده است و چگونه با این عصبانیت ایجاد شده برخورد کردید و واکنش شما چه بوده است. پس از نگارش، به صورت دوره‌ای می‌توانید نوشته‌های خود را مرور کنید تا دید مناسبی نسبت به احساسات خود و روند آن در طول زمان داشته باشید. شاید موردی که چندی پیش شما را عصبانی کرده باشد با حس و حال امروز شما کاملا پیش پا افتاده باشد و شاید اگر واکنش چندی پیش شما در برخورد با این عصبانیت، جدال و دعوا بود اکنون ترجیح دهید که به گونه‌ای متفاوت واکنش نشان دهید.

دیدگاه دیگران: برای درک بهتر احساسات شخصی بهتر است دیگاه اطرافیان را نیز بدانید. سعی کنید از چندین نفر که شما را به خوبی می شناسند بپرسید که نقاط قوت و ضعف‌تان چیست. آن‌چه را که می گویند یادداشت کنید، دیدگاه‌های آن‌ها را با هم مقایسه کنید. نیازی نیست که استدلال‌ها و نظرات این افراد صد در صد درست باشد بنابراین نیاز به بحث کردن نیست بلکه تنها باید شنونده باشید و تلاش کنید که الگوهای ذهنی و احساسی خود را با دیدگاه‌های آن‌ها مقایسه کنید تا درک جامع‌تری نسبت به خود داشته باشید.

آرامش یا مدتیشن: برای آن که بروز احساسات از کنترل خارج نشود و در شرایط مختلف واکنشی نشان ندهید که بعدها پشیمان شوید و به ضرر شما تمام شود باید تمرین کنید و کم‌کم سرعت بروز احساسات خود را کم کنید. زمانی که بسیار هیجان دارید و یا خشمگین هستید قبل از نشان دادن واکنش ابتدا اندکی مکث کنید به مغز خود فرصت دهید تا بهتر فکر کند، نفس عمیقی بکشید و بعد واکنش نشان دهید. در ارتباط‌های آنلاین و برقراری ارتباط توسط چت، تا حد زیادی سطح مجادله پایین می‌آید که بخشی از این صلح مدیون آن است که شما در حالت عاطفی امکان آن را دارید که فکر کنید و بعد پاسخ دهید. به زودی در مطلبی در خصوص مدتیشن و تاثیرات آن بر مغز نکاتی را مرور خواهیم کرد.

اگر شما تا کنون در خصوص خودآگاهی کاری انجام نداده‌اید، این سه پیشنهاد مطرح شده می‌تواند به عنوان راهنما به کمک شما بیاید. یک استراتژی دیگر که به شما پیشنهاد می‌شود پیاده‌روی طولانی است. سعی کنید در طول پیاده‌روی با خودتان به مکالمه درونی بپردازید، به عواملی که شما را ناراحت می‌کند و به شما آسیب می‌زند و از سوی دیگر عواملی که موجب شادی و سلامت روحی و روانی شما می‌شود فکر کنید. برای پیدا کردن بینشی عمیق‌تر نسبت به خود و زندگی، بر جای تمرکز بر عوامل خارجی، به تعالی شخصی و درونیات خود بپردازید.

مدیریت خود:

بعد از شناخت احساسات، شما مسئولیت رسیدگی به احساسات خود را دارید. باید بهترین راه‌حل را برای بیان احساسات خود بیابید تا از طغیان خارج از کنترل احساسات و تحت تاثیر قرار گرفتن از طریق محرک‌های خارجی و واکنش‌های داخلی تا حد ممکن اجتناب شود.

یکی از راه‌های کلیدی برای مدیریت احساسات، تغییر ناگهانی ورودی‌های حسی است. اغلب این ترفند را شنیده‌اید که در زمانی که عصبانی هستید ده نفس عمیق را بکشید و یا محیط را برای مدتی ترک کنید. در مقام کسی که مشکلات بسیاری در زمینه افسردگی و عصبانیت داشته است، باید بگویم که این نصیحت غالبا بی‌خود است و اگر برای شما کار می‌کند به احتمال زیاد نشانه قدرت روحی زیاد شما است!


در نظر داشته باشید که عموما یک فعالیت فیزیکی، می‌تواند مسیر احساس شما را تغییر دهد. اگر احساس بی‌حالی می‌کنید انجام برخی از نرمش‌های ساده می‌تواند موثر باشد. زمانی که شما در یک چرخه عاطفی نامناسب قرار دارید که برای شما آسیب‌رسان است، به خودتان یک سیلی بزنید، مثل یک ضربه ناگهانی، یک شوک خفیف لازم است تا این چرخه معیوب در هم بشکند و شما در مسیر درست قرار بگیرید.

توصیه دیگر آن است که از انرژی احساسی خود در مسیری مفید استفاده کنید. به احساسات درونی خود اجازه دهید تا به جای تمرکز بر روی موارد بیهوده و ناکارآمد به انگیزه‌ای جهت فعالیت‌های مفید و سالم تبدیل شود.

 فرض کنید که اخیرا یک فعالیت ورزشی مثل بازی تنیس را آغاز کرده‌اید. شما به عنوان یک تفریح هفتگی به آن نگاه می‎کنید و توقع زیادی از خود ندارید، بلکه بیشتر فکرتان این است که شما این ورزش را خیلی دیر شروع کرده‌اید و قرار نیست حرفه‌ای باشید بلکه همین که پیشرفت کنید و تکنیک‌های لازم را یاد بگیرید برای شما کافی است. اما زمانی که با حریفی قدرتمند روبرو می‌شوید انرژی خود را از دست می‌دهید و باخت‌های پیاپی شما را ناراحت و عصبی می‌کند. دیگر برای شما این ورزش تفریح محسوب نمی‌شود بلکه جایگاهی است که احساسات و توانایی‌های شما سرکوب شود، ترجیح می‌دهید که میدان را موقتا و یا حتی برای همیشه ترک کنید. به جای درگیر شدن با این احساسات مخرب، بهتر است در نظر داشته باشید که ما هر روز هزاران فرصت برای بهبود خود و کسب مهارت‌های جدید داریم. بنابراین از این حس سرخوردگی به عنوان انگیزه‌ای برای کشف استعدادهای دست نخورده خود و پله‌ای برای شروع پیشرفت و بهبود استفاده کنید. تلاش کنید که با ارتقای خود و به دست آوردن جایگاه بهتر از این احساسات منفی دور بمانید.

شما نمی‌توانید همیشه با یک روش قطعی آن‌چه را که حس می‌کنید تحت کنترل خود قرار دهید اما همیشه می‌توانید واکنش‌های خود را مدیریت کنید. اگر شما هم با مشکل کنترل تکانه‌های احساسی روبرو هستید، بهتر است در زمان آرامش به دنبال راه‌حل و کمک بگردید. البته همه احساسات را نمی‌توان تخلیه کرد. درگیری من با افسردگی به من آموخت که برخی از احساس‌ها حتی بعد از هیجان اولیه همچنان باقی خواهند ماند اما همیشه لحظه‌ای هست که در آن احساسات‌تان به شدت اولیه به نظر نمی‌رسد. از همان لحظه برای گرفتن کمک و بهتر کردن اوضاع استفاده کنید.

انگیزه:

در این‌جا در مورد انگیزه‌ای صحبت می‌شود که در ارتباط با هوش هیجانی است که علاوه بر این‌که مرحله‌ای برای به انجام رسیدن کارها است، یک انرژی و یا نیرونی درونی است که ما را برای رسیدن به اهداف‌مان حمایت می‌کند. روانشناسی امروز توضیح می‌دهد که یک بخش از قشر جلوی مغز مسئولیت فکر کردن به اهداف معنادار را برعهده دارد. زمانی که می‌خواهید در کار خود حرفه‌ای‌تر شوید، هنر یا اثری را خلق کنید و یا کاری را انجام دهید انگیزه با ایجاد ارتباط خواسته شما با واقعیت ملموس شما را در مسیر صحیح هدایت می‌کند. زمانی که می‌خواهید در کار خود حرفه‌ای شوید، انگیزه‌ای ایجاد می‌شود که در این مسیر آموزش ببینید، شغل‌های جدیدی را تجربه کرده و فرصت‌هایی برای ارتقا را پیدا کنید.


دانیل گلمن معتقد است که برای ایجاد انگیزه، در ابتدا باید ارزش‌های خود را شناسایی کنید. بسیاری از ما به دلیل مشغله‌های زیاد وقت کافی را نداریم تا ارزش‌های واقعی خود را شناسایی کنیم و یا حتی بدتر از آن کارهایی که انجام می‌دهیم، در تضاد با ارزش‌های ما است و یا به طور کامل منجر می‌شود که ارزش‌های خود را از دست دهیم.

متاسفانه نمی‌توان نسخه مشخصی پیچید که شما از زندگی چه می‌خواهید اما استراتژی‌های زیادی وجود دارد که می‌تواند به کمک شما بیاید. استفاده از دفتر نوشته‌های روزانه برای دنبال کردن آن‌ چه در موقعیت‌های مختلف حس کرده‌اید، تهیه کردن لیستی ار ارزش‌های شخصی، و مشخص کردن عدم قطعیت‌ها در زندگی و سپس اقدام به انجام کار مورد نظر، می‌تواند کارگشا باشد.

دکتر مایکل مانتل پیشنهاد می‌کند که کار را با موفقیت‌ها و تصمیم‌های کوچکی شروع کنید که می‌دانید توانایی انجام آن‌ها را دارید.

همدلی:

احساسات شما تنها نیمی از ارتباطات شما را می‌سازند. البته این همان بخشی است که شما بیشترین توجه را به آن دارید، اما تنها دلیلش این است که شما هر روز با خودتان سر و کار دارید. تمام افرادی که شما با آن‌ها ارتباط دارید احساسات، خواسته‌ها، ترس‌ها و حساسیت‌های خودشان را دارند. همدلی مهم‌ترین مهارتی است که به شما کمک می‌کند ارتباطات‌تان را مدیریت کنید. همدلی مهارتی است که باید در طول زندگی و توسط تجارب مختلف کسب شود اما در ادامه به نکته‌هایی اشاره می‌کنیم که می‌توانند در تمرین همدلی به شما کمک کنند:

ساکت باشید و گوش کنید: با سخت‌ترین مورد شروع می‌کنیم، چرا که مهم‌ترین مورد است. شما نمی‌توانید زندگی دیگران را به صورت کامل تجربه کنید و به همین دلیل نمی‌توانید آن‌ها را به صورت کامل درک کنید، اما می‌توانید به آن‌ها گوش کنید. گوش کردن به این معنی است که بگذارید دیگران صحبت کنند و البته پس از شنیدن صحبت‌های در تضاد با عقاید شما، با آن‌ها مخالفت نکنید. قضاوت، پیش‌داوری‌ها و شک‌های‌تان را برای مدت کوتاهی کنار بگذارید و به فرد مخاطب‌تان این شانس را بدهید که توضیح دهد چه حسی دارد. همدلی سخت است اما تقریبا تمام ارتباطاتی که دارید می‌تواند به واسطه همدلی به شدت بهبود پیدا کند البته به شرطی که همیشه پیش از به دست گرفتن دوباره سررشته کلام ده ثانیه بیشتر صبر کنید.

با خودتان مخالفت کنید: یکی از ساده‌ترین راه‌های محکم کردن یک تصور در ذهن‌تان این است که در اثبات آن برای خودتان دلیل بیاورید. برای مقابله با این موضوع باید با خودتان مخالفت کنید. اگر فکر می‌کنید رییس‌تان فرد بی‌منطقی است، در ذهن‌تان سعی کنید خود را به جای او و در موقعیت او قرار دهید و  از عملکردش دفاع کنید. اگر به جای او بودید، آیا عملش منطقی به نظر نمی‌رسید؟ حتی مطرح کردن سوال‌هایی که دارید در ذهن‌تان به شما کمک می‌کند که همدلی را شروع کنید. البته پرسیدن آن از دیگران همواره بسیار مفیدتر است.


دانستن را کنار بگذارید، سعی کنید درک کنید: درک کردن کلید همدلی است. همان‌طور که پیش‌تر بحث کردیم، درک کردن همان تفاوت میان «دانستن یک چیز» و «همدلی واقعی با یک چیز» است. اگر مدام می‌گویید «می‌دانم، اما …» نشانه‌ای است که می‌گوید باید کمی تامل کنید. هرگاه کسی درباره تجربه‌ای صحبت می‌کند که شما نقشی در آن نداشته‌اید، مدتی زمان صرف کنید و ببینید اگر همان اتفاق را روزانه تجربه می‌کردید، زندگی‌تان چگونه می‌بود. قاعدتا شما نمی‌توانید تمام زندگی‌تان را صرف یک نفر دیگر کنید، اما صرف کردن وقتی اندک (حتی زمان‌هایی که مثلا در حال کاری هستید که ذهن‌تان را درگیر نمی‌کند) برای درک دیگران می توانید بسیار مفید باشد.

بنا به تعریف همدلی به معنای تجربه کردن وضعیت احساسی دیگران است. تلاش برای تشدید کردن تجربه‌های دیگران براساس تجارب شخصی و نشان دادن واکنش‌های مناسب به آن. نصیحت کردن یا پیشنهاد راهکار ایرادی ندارد، اما همدلی به این معنا است که تا رسیدن زمان مناسب برای نصیحت کردن صبر کنید. اگر کسی در آستانه گریه کردن است، یا درباره دردی بسیار عمیق سخن می‌گوید، موضوع را ساده جلوه ندهید و سعی نکنید آسیب یا ناراحتی‌ها را کوچک بشمارید. به این فکر کنید که مخاطب‌تان چه احساسی باید داشته باشد و به او فضای کافی بدهید که احساسش را مطرح کند.

مهارت‌های اجتماعی

جمع کردن تمام مهارت‌های اجتماعی در یک بخش از یک مقاله مانند این است که بخواهیم در یک صفحه فیزیک اجرام سماوی را توضیح دهیم. هرچند مهارت‌هایی که شما در این چهار حوزه کسب می‌کنید به شما کمک می‌کنند بسیاری از مشکلات اجتماعی را که بسیاری از بزرگ‌سالان با آن درگیر هستند را به سادگی برطرف کنید. همان‌طور که گلمن توضیح می‌دهد، مهارت‌های اجتماعی شما همه چیز از زندگی کاری تا زندگی عاطفی‌تان را تحت تاثیر قرار خواهد داد:

    «مهارت اجتماعی فرم‌های مختلفی دارد، و البته چیزی بیشتر از خوش‌صحبت بودن است. این توانایی‌ها طیف وسیعی را در بر می‌گیرند. از توانایی درک احساسات دیگران و درک نحوه تفکر آن‌ها گرفته تا یک همکار خوب و هم‌تیمی خوب بودن و همین‌طور تخصص در مذاکره همه جزء مهارت‌های اجتماعی هستند. تمام این مهارت‌ها در طول زندگی کسب می‌شوند. می‌توانیم در هر کدام از آن‌ها که برای‌مان مهم‌تر است پیشرفت کنیم، اما به زمان، تلاش و پشتکار احتیاج خواهیم داشت. بد نیست که یک الگو داشته باشید، کسی که خصوصیات مورد نظر شما را داشته باشد. البته باید در تمام موقعیت‌هایی که به صورت طبیعی پیش می‌آیند تمرین کنید و این موقعیت‌ها ممکن است گوش دادن به صحبت‌های یک نوجوان باشد نه فقط توصیه‌های یک فرد بزرگ‌سال.»

شما می‌توانید کارتان را با شایع‌ترین فرم مشکلات اجتماعی شروع کنید: حل یک اختلاف نظر! این جایی است که شما باید تمام مهارت‌های اجتماعی‌تان را به کار ببرید. قدم‌های نخست برای چنین موقعیت‌هایی را در ادامه با هم مرور می‌کنیم:


احساسات‌تان را بشناسید و با آن‌ها تعامل کنید: هرگاه با کسی بحث می‌کنید ممکن است کار بالا بگیرد. اگر یکی از طرفین بحث به صورت احساسی برانگیخته شده است بهتر است اول از همه این مشکل را حل کنید. باید وقت استراحتی در نظر بگیرید تا هیجانات تخلیه شوند و دوباره به موضوع بحث برگردید. نمونه چنین رفتاری در محیط کاری ممکن است این باشد که پیش از ایمیل زدن به رییس‌تان ابتدا با یک همکار درددل کنید. در یک رابطه عاطفی پیش از انتقاد به مخاطب‌تان یادآوری کنید که برای او اهمیت قائل هستید. اگر مجادله‌های پیشین خود را در ذهن خمود مرور کنید قطعا به یاد می‌آورید که بارها از صحبت‌هایی که در عصبانیت کرده‌اید و یا خشونتی که نشان داده‌اید پشیمان شده‌اید.

زمانی که هر دو طرف تعامل آرام هستید مشکل را رفع کنید: زمانی که به لحاظ ذهنی آرام هستید، مشخص کنید که مشکل یا اختلاف‌نظرتان دقیقا چیست. پیش از رفتن به سراغ راه‌حل اطمینان حاصل کنید که هم شما و هم مخاطب‌تان درباره «این که مشکل واقعا چیست» نظر یکسانی دارید. راه‌حل‌هایی پیشنهاد کنید که برای هر دو طرف مفید باشد و درک کنید که ممکن است طرف مقابل نخواهد امتیازی به شما بدهد یا مواضع شما را بپذیرد، اما بر سر حرف (درست) خود بمانید.

کار را با موضعی دوستانه تمام کنید: چه در محیط کار یا زندگی خانوادگی ارتباطات زمانی بهتر کار می‌کند که همه طرفین آن خود را در یک سمت قضیه ببینند. حتی اگر نمی‌توانید به یک نتیجه مثبت برسید، مطمئن شوید که آخرین چیزی که به مخاطب منتقل می‌کنید این است که شما می‌خواهید در جهت رسیدن به یک هدف تلاش کنید، حتی اگر نظرات متفاوتی داشته باشید.

مسلما همه ارتباطات شما با دیگران به بحث و مجادله نمی‌کشد. برخی مهارت‌ها شامل ملاقات با افراد جدید، تعامل با افرادی که ذهنیت‌های متفاوتی دارند یا حتی بازی کردن می‌شود. هرچند شاید حل کردن اختلاف‌نظرها بهترین جایی است که می‌توانید شیوه استفاده از مهارت‌های احساسی‌تان را بیازمایید. نزاع‌ها و بحث‌ها معمولا زمانی بهتر حل‌وفصل می‌شوند که نخست بدانید دقیقا چه می‌خواهید، دوم بتوانید به وضوح آن را منتقل کنید، سوم بدانید طرف مقابل چه می‌خواهد و در نهایت به شرایطی برسید که هر دو طرف راضی باشند. اگر به دقت نگاه کنید متوجه خواهید شد که رسیدن به چنین شرایطی شامل استفاده از تمام جنبه‌های هوش هیجانی است که از آن صحبت کردیم.

 

 

***************************************************************************************

 

ترجمه مقاله به زبان انگلیسی:

Website a doctor: you gradually increase during the study subjects such as history, math, science and learn a variety of skills to enter the social life of your business, but valuable skills that may replace it at school and university, and is empty How to identify your feelings and others. Unfortunately most of us do not even see Understanding our feelings and do not know how to deal with their emotions in different situations confront or deal with it.


New Life



Emotional intelligence, emotional intelligence or emotional intelligence factor with EQ it is shown, recognition and control of emotions and the emotions of the individual. In other words, a person with high EQ are three components to successfully combined the excitement. In psychology, emotions usually refers to feelings and emotional reactions and excitement of three parts:

Cognitive, thoughts, beliefs and expect that to determine the type and severity of emotional response. What for one person is extremely enjoyable, it is possible for another boring or irritating.

Physiological component that involves physical changes in the body. For example, when the body of emotionally motivated by fear or anger, the heart rate increases, pupils dilate, breathing rate increases. Most of the excitement of a nerve stimulation device are general and non-specific.

Behavioral component, refers to the different aspects of emotional expression. Facial expressions, gestures and body movements represent, and the sound track with anger, joy, happiness, sadness, fear and other emotions change.

In fact, individuals with higher emotional intelligence at work and your social life can walk better and for managing emotions and life skills to help prevent disorder and conflict than need. In this article, we will identify in more detail the emotional intelligence and ways to develop it more time.

Measuring the emotional intelligence of new knowledge in the field of psychology, and was evaluated for the first time in the 80 and still developing. But here is what we have tried to introduce a model of Daniel Goleman's model includes five key areas:

Key One: consciousness

The ability to self-discovery and self-awareness of the characteristics, strengths and weaknesses, desires and fears are. One important component of self-awareness skills "emotion recognition" is. To find this knowledge should be evaluated on what you feel, especially in times of distress, as well as the things that you're getting emotional.

Clef: management

Please be aware that means that you can control your emotional responses and reactions of rebellion and aggressive avoidance and instead talk calmly to the elimination of differences and behaviors which your personality and the weakening of the the fear and anxiety for you as far as possible avoid.

Key Three: motivation

Each person for what they did there would be an incentive, reward and earn one of the most common excuses or motivations may be. Goleman's model as an incentive to items such as personal happiness, curiosity and satisfaction of being productive mentioned.

Key Four: empathy

While three previous key person based on personal feelings, the key to the feelings of others. The empathy to understand the feelings of others and then respond appropriately to the audience.

Key Five: social skills

This category includes the integration of individual emotions and empathy with others that include identifying common ground with others, manage personal feelings and emotions in the social environment at the end of each interaction, thus convincing the audience.

For raising the level of emotional intelligence as a guide you can use this model and you need it to be more accurately identified five key skills and to learn that you can improve your skills in each.



Self-awareness:

As a first step to begin the path to recovery and deal with individual problems should know your feelings. The following methods can be helpful for this step.

Personal diary: Many people influence their later life as an example for all, a movie or book has become your daily events through writing and transcribes the future of the success they have ideas. Job skills to start a blog, it is recommended that chronicles daily to record your feelings. At the end of each day, write down what did you feel during the day and how the encounter. For example, if the work of his fellow professional're angry, why was this anger and how anger created by this encounter and what was your reaction. After writing, you can periodically review your writings and insight into their feelings and trends over time. Perhaps that long ago, you are angry with your mood today is quite banal and maybe if you are dealing with the angry reaction last week, controversy and fights, now prefer to in a different way react.

Others point to better understand the personal feelings of the people also know better vision. Try out several people who know you well to ask what the strengths and Zftan. Write down what they say, to compare their views.

When excited or angry you are initially paused before responding to your brain time to feel better, take a deep breath and then react. Online connections and communicating by chat, largely because of the controversy comes down that part of the peace that your emotional state it is possible to think and then answer. Soon the issue of Notes will be reviewed Mdtyshn and its effects on the brain.

If you have not done so far in terms of consciousness, these can be proposed as a guide to help you out. Another strategy is to offer you a long walk. Try to talk during your walk inside to pay, to factors that bother you and you hurt and the other factors that cause you to think of happiness and mental health. To find a deeper insight of their life, rather than focusing on external factors, personal excellence and your own insights.

Management:

After recognizing emotions, you have to handle their emotions. Must find the best way to express your feelings to overflow beyond the control of emotions and affected by external stimuli and internal reactions are avoided as much as possible.

One of the key ways to manage emotions, sudden changes in sensory input. This trick is often heard that when you're angry to kill ten deep breaths or leave the area for a while. As someone who has a lot of problems in the field of depression and anger, I must say that this advice is often wonder if it works for you most likely a sign of spiritual power is yours!



Keep in mind that generally a physical activity, it can change the way you feel. If you feel lethargic do some simple exercises can be effective. When you're in a bad emotional cycle that is harmful to you, check yourself a slap in the face, like a sudden blow, a mild shock is necessary to break this vicious cycle and get you in the right direction.

Another recommendation is to use emotional energy in a useful way. Let your inner feelings rather than focusing on the vain and ineffective as an incentive to become healthy and useful activities.

 
Suppose that you have recently started an exercise such as tennis.You are enough. But when faced with a powerful opponent will lose your energy and make you upset and nervous consecutive losses. This exercise is not fun for you, but also a place that you suppressed emotions and abilities, prefer to leave the field temporarily or even permanently. Instead of engaging in this destructive emotions, it is better to keep in mind that every day we have thousands of opportunities to improve and learn new skills. So from this sense of frustration as an incentive to discover untapped talent and bridges use to start improving. Try that with your promotion and to obtain better place to stay away from these negative emotions.

You can not always do what you feel a certain way under your control but you can always manage your reactions. If you're having trouble controlling emotional impulses, is better at relaxing to look for clues and help. However, not all emotions can not be evacuated. I struggle with depression taught me some sense even after the initial excitement will still remain but there is always a moment where feelings do not seem to initial severity. From the moment to use to get help and make things better.

Motivation:

Here to talk about motivation, which is associated with emotional intelligence in addition to the stage to get things done, or Nyrvny an inner energy that supports us to achieve our goals. Psychology Today explains that a section of the prefrontal cortex has a responsibility to think of meaningful goals. When you want to be professional in their work, art work created or motivation to do something tangible to communicate your wishes with reality will guide you on the right track. When you want to be professional in their work, an incentive is created in the course of training, new jobs and opportunities for improvement experience to find.



Daniel Goleman believes that to motivate, you must first identify your values. Many of us do not have enough time because of the high tional to identify your true values ​​and the things we do or even worse, in conflict with our values ​​and leads to completely lose its value.

Unfortunately, you can not wrap your specific version of what you want, but there are many strategies that can help you out. Use Office works daily to follow what you feel in different situations, prepare a list of personal values, and specifying the uncertainty in life and then proceeded to do the work, can be very efficient.

Michael Mantell doctor suggests that you start with small successes and decisions that you know you have the ability to do them.

Empathy:

Only half of the connections you make your feelings. Of course this is the same part that you like the most attention to it, but that's only because you yourself do you deal with every day. All the people with whom you have communicated emotions, desires, fears and sensitivities of their own. Empathy is an important skill that helps you manage your communications. Empathy is a skill that should be acquired during life and by different experiences but went on to refer to the tips that can help you to practice empathy:

Be quiet and listen: Let's start with the most difficult, because the most important is not the case. You will not be able to fully experience the lives of others and therefore they can not fully understand, but you can listen to them. Listening means to let others speak, but after listening to the conflict with your beliefs, not against them. Judgments, prejudices and Shkhaytan aside for a short time and to give the audience the chance to explain how it feels. Empathy is difficult but almost all connections that you can greatly be improved by empathy provided that ever before to seize the clue word again, wait ten seconds.

You disagree with one of the simplest ways of tightening a thought in your mind is to prove it for yourself because of it. To deal with this issue must disagree with you. If you think your boss is irrational person, in your mind, try to replace him and put him in the position of defending its actions. If you were in his place, the action did not seem logical? Even asking the questions that you have in mind to help you get started empathy. I ask it of others is always very useful.



Knowing aside, try to understand: Understand the key is empathy. As previously discussed, understanding the difference between "knowing something" and "real communion with one thing" is. If you constantly say "I know, but ..." is a sign that says you can not have a little pause. Whenever someone talks about an experience that you have not had a role in it, spend some time and see if the same thing would experience on a daily basis, how was your life. Of course, you can spend all your life with another person, but only a little while (even times when, for example, is something that does not involve mind) can be very useful for understanding others.

According to the definition of empathy is meant to experience the emotional state of others. Efforts to tighten the experiences of others, based on personal experience and the appropriate responses to it. Offer advice or strategy is not wrong, but empathy means to achieve the perfect time to give advice to wait. If someone is on the verge of crying, or talking about the very deep pain, not make it simple and do not try to harm or discomfort to count small. Keep in mind that your audience must have felt and gave him enough space to ask the manager to feel.

social skills

Total up all the social skills of a section of an article such as this is that we want to explain a physics of celestial bodies. The skills that you learn in these four areas can help you do a lot of social problems that many adults are involved simply fix it. As Goleman explains, social skills, everything from working life to life Atfytan will affect:

    
"There are different forms of social skills, and of course nothing more than being Khvshshbt. These abilities range in the fall. The ability to understand the feelings of others and understand how they think, to a good colleague and a good mate, as well as expertise in the negotiation of social skills are all part of. All these skills are acquired during life. We can make progress in each of them is important to us, but the time, effort and perseverance will be needed. Not bad to have a role model, someone that you have the desired properties. It should be practiced in all situations that arise in the normal way and this position may listen to the words of a teenager, not only the recommendations of an adult. "

You can start your work with the most common form of social problems: solving a disagreement! This is where you have all the social skills to use. First steps for such a situation to continue with our review:



Feeling to know and interact with them: When you talk with someone may be high. If one side of the debate for emotions better first of all to solve this problem. Time-outs should consider the emotional drain and return again to the subject. Examples of such behavior in the workplace may be that before emailing your boss with a colleague Drddl the first. In a relationship before critical to remind the audience that he cares for you. If your previous controversy in the minds pacification review certainly remember that many of the conversations that you have anger and violence that have been regret.

When both sides are interaction calm resolve when you're mentally relaxed, specify what exactly the problem or Akhtlafnzrtan. Before going to the solution to make sure that both you and the audience about "the problem really is," you have the same opinion. Offer solutions that will be useful for both sides and understand that it is possible to give the other party will not vote or take your positions, but the word (just) stay.

Local friendly with all. What better time communications in the workplace or family life so that all parties in a position to see it. Even if you can not get a positive result, make sure that the last thing you want to convey is that you try to achieve a goal, even if you have different ideas.

Of course, all your communications with others to kill controversy. Some skills include meeting new people, interact with people who have different mentalities or even a play. It may resolve the disagreement is the best place to test just how to use emotional skills. Better resolve conflicts and debates are usually the first to know exactly what you want, it clearly can not move second, third know what the other person wants and eventually to reach a situation where both sides are satisfied. If you look carefully you will notice that to achieve such conditions include the use of all aspects of emotional intelligence that we are talking about.

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 6,400
بازدید سال : 435,211
امروز : دوشنبه 02 اردیبهشت 1398

مطالب پیشنهادی