close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

آی تی رسانه - شاید شما هم افرادی را بشناسید که گمان می‌کنند اگر در مسیر خود با یک گربه سیاه روبه‌رو شوند، به دنبالش بدشانسی می‌آورند! اما آیا تاکنون به دلیل این موضوع فکر کرده‌اید؟ آیا این حیوان زیبا فقط به خاطر رنگ سیاهش به بدشانسی معرف است؛ یا دلیل مهم‌تری وجود دارد؟

هزاران سال پیش، گربه‌ها در مصر باستان زندگی خوب و خوشی داشتند و از حمایت مردم برخوردار بودند، تا جایی که اگر کسی گربه‌ای را می‌کشت، بلافاصله به اعدام محکوم می‌شد. چند هزار سال بعد، مسیحیت در اروپا گسترش یافت و بت‌پرستی را به همراه بسیاری از آداب و رسوم محلی نابود کرد؛ در نتیجه گربه هم که یکی از نمادهای بت پرستی بود، دقیقا همانند الهه رومی "دیانا” مورد بدنامی قرار گرفت؛ اما این تمام ماجرا نبود. در سال ۱۲۳۳میلادی، "پاپ گریگوری نهم” با اعلام این که: «گربه سیاه تجسم شیطان است»، بزرگترین ضربه را به گربه‌ها وارد کرد و بسیاری از مسیحیان، برای اثبات ایمان و ارادت خود، فستیوال‌های زنده سوزی گربه سیاه برگزار کردند و آنقدر به کشتن این حیوانات بی‌گناه ادامه دادند که در قرن ۱۴، در تعدادی از مناطق اروپا، نسل آنها منقرض شد!

در طول سالیان بعد، به تدریج "شیطان” جای خود را به "جادوگر” داد و این عقیده به وجود آمد که گربه سیاه با جادوگران در ارتباط است و بر اساس این خرافات، گربه سیاه را جادوگری با لباس مبدل می‌دانستند. برخی هم اعتقاد داشتند که گربه سیاه پس از هفت سال خدمت به جادوگران، خودش به یک جادوگر تبدیل می‌شود و این عقاید تا اندازه‌ای در اروپا حاکم بود که در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی، نگهداری یک گربه سیاه مجازات اعدام به همراه داشت!

امروزه می‌دانیم که گربه سیاه، کسی را به بدشانسی دچار نمی‌کند و تا حالا هم رنگش فقط برای خودش بدشانسی به همراه داشته است؛ در سال ۲۰۱۳، محققین دانشگاه کلرادو دریافتند که در شرایط برابر با گربه‌های دارای سایر رنگ‌ها، ۴ تا ۶ روز بیشتر طول می‌کشد تا فردی یک گربه سیاه را برای نگهداری قبول کند و ۷۰ درصد از گربه‌های بی‌سرپناه، در نهایت کشته می‌شوند. پژوهشگران نمی‌توانند به طور قاطع دلیل عدم تمایل مردم به نگهداری یک گربه سیاه به عنوان حیوان خانگی را دریابند، اما یقینا افسانه‌ها و خرافات در این مورد بی‌تاثیر نیستند.

 

زندگی جدید

فروکش کردن خشم و عصبانیت

 زود جوش می آورید؟ کارهایی هست که می توانید با انجامشان در کوتاه ترین زمان ممکن خود را کنترل کنید.

بیرون بریزید، قورتش ندهید


اگر از چیزی مانند قوانین کاری یا عدالت عمومی عصبانی هستید، کاری برایش انجام دهید. در یک آزمایش به عده ای از دانشجویان در حالی که موج مغزی شان کنترل می شد گفتند شهریه دانشگاه افزایش پیدا کرده، در بیشتر آنها به وضوح امواجی از خشم دیده شد، سپس طوماری برای جلوگیری از افزایش شهریه به آنها داده شد که امضا کنند، محققان مشاهده کردند میزان خشم آنها فروکش کرد. اگر در زندگی کار یا قانونی اشتباه خشمگینتان می کند بهتر است به دنبال راه حل باشید.

به بالش ها مشت نزنید

مشت زدن به بالش، دیوار و یا هر چیزی را به خاطر اینکه خشمگین هستید کنار بگذارید. بر خلاف باور عموم این واکنش های شایع خشمتان را کم نمی کند. بلکه تحقیقات نشان داده چنین واکنش هایی تنها خصومت را افزایش می دهد. خشمگین شدن به خاطر چیزهای کوچک می تواند به شدت خطر حمله قلبی تان را افزایش دهد.

سه نفس عمیق بکشید


وقتی عصبانی می شوید، بدن دچار تنش می شود. نفس عمیق کشیدن به کاهش خشم داخلی کمک می کند. پس در حالی که تنها روی تنفس خود متمرکز می شوید سه مرتبه آرام نفس عمیق بکشید.


مانند یک کاراگاه باشید موقعیت، افراد، و مناسبت هایی که خشمتان را تحریک می کنند را شناسایی کنید. همین که از آنها آگاه شدید، سعی کنید در صورت امکان از آنها پرهیز کنید. اگر نمی توانستید دوری کنید، حداقل می توانید پیش بینی شان کنید، پس فرصت بیشتری برای آماده سازی خود دارید و می توانید تاثیر منفی آنها را کاهش دهید.

کنترل را از دست ندهید


هرکسی کنترلش را از دست بدهد، باخته. وقتی کنترلتان را از دست می دهید و از کوره در می روید برای همه شبیه به آدم بده می شوید، مهم هم نیست تقصیرکار واقعی چه کسی است. برای اینکه در کنترل خشم خود بهتر شوید، صحنه ای را تصور کنید که عصبانی می شوید و سپس چندین بار مرورش کنید، هر بار خود را تصور کنید که واکنشی متفاوت نشان می دهید. با این کار در واقع واکنش های متفاوت را تمرین می کنید و به خود انتخاب های جدیدی می دهید. دفعه بعد که نزدیک بود کنترلتان را روی خشم از دست بدهید، قبل از هر کاری این تمرین را انجام دهید.

به پیاده روی بروید

وقتی واقعا عصبانی می شوید، از منبعی که باعث خشمتان شده دور شوید. به یک پیاده روی ۵ دقیقه ای بروید تا کمی هوای تازه بخورید، و یا کار دیگری بکنید که باعث آرام شدنتان شود. اگر گیر کردن در ترافیک باعث خشمتان شده، برای خود آهنگ پخش کنید و یا صدای رادیو را بالا ببرید و خودتان هم با آن بخوانید. هدف از این کار ایجاد یک راه فرار روانی و فیزیکی از وضعیت تحریک کننده است.

این را تصور کنید!

یک علامت توقف بزرگ و قرمز رنگ را در ذهن خود تصور کنید و یا یک مچ بند مخصوص داشته باشید که هنگام عصبانیت به آن نگاه کنید، سپس چند دقیقه به مشکل پیش آمده نگاه کنید، از خود بپرسید آیا ارزشش را دارد که با از کوره در رفتن انرژی خود را هدر دهید؟

نشانه ها را بشناسید

نشانه های شخصی خود را که از خشمگین شدنتان خبر می دهند شناسایی کنید. بعضی ممکن است انگشتانشان را مشت کنند، به لرزه در بیایند، قرمز شوند و یا عرق کنند. سپس قبل از اینکه خشم کنترل را بدست بگیرد یک نفس عمیق بکشید تا آرامشتان بازگردد. اگر درباره نشانه های خطر خشمگین شدن خود تردید دارید، از یک دوست یا عضو خانواده کمک بگیرید، آنها می دانند!

این روتین را امتحان کنید

زمانی را به کنترل کردن خود بگذرانید. این روتین در آرام کردن کودکان جواب داده و روی بزرگسالان نیز کار می کند. اما چطور انجامش دهید: هر جایی که دوست دارید بنشینید سرتان را بالا بگیرید و در آرامش باشید ( روی مبل، زمین، صندلی و غیره ). پای خود را صاف روی زمین و جلوی خود قرار دهید. کف دستها را به طرف پایین بکشید و آرام روی پاها بگذارید. مطمئن شوید آرنج هایتان به صورت طبیعی عقب و پسبیده به پهلوها باشند. شانه ها را رها کنید طوری که عضله اطراف آنها به جای تنش داشتن سفت شود. از راه بینی نفستان را عمیقا به طرف داخل بکشید و از دهان خارج کنید تا به بدنتان کمک نمایید در این حالت آرام شود. پلک ها را آرام ببندید و به نفس کشیدن ادامه دهید. این روتین تنها سه دقیقه در روز وقتتان را می گیرد.

موقعیت را با خنده خنثی کنید

وقتی با یکی از اعضای خانواده که عصبانی است مواجه هستید، راهی پیدا کنید که او را به خنده وادارید. برای مثال سریع از خود عکسی بگیرید که در آن با حالت خنده داری پشیمانی خود را نشان می دهید، و برای او بفرستید یا نشانش دهید. و یا با او شروع به رقصیدنی مسخره کنید، یا می توانید در بشقاب غذایش یک هدیه مخفی کنید. هدف این است که با یکدیگر کاری شاد و خنده آور انجام دهید. این کار نه تنها موقعیت خشم را خنثی می کند، بلکه به همه یاد آور می شود که شما همیشه در کنار هم خواهید ماند و عشق و بخشش همچنان بینتان جریان دارد.

درک کنید که چگونه به جلو بروید

به خاطر داشته باشید که خشم یک پیام رسان حقیقی است. بنابراین از خود بپرسید در حال حاضر واقعا چه چیزی شما را آزار می دهد. از خشم به عنوان یک نشانه ساده برای اینکه چیزی باید و می تواند در زندگی تان عوض شود یا بهبود پیدا کند استفاده کنید.

خشم خود را نشان ندهید

این را به خاطر داشته باشید که نشان دادن خشم برایتان هیچ چیزی به ارمغان نخواهد داشت و فقط اطرافیان را هم خشمگین می کند یا می ترساند. خشم وسیله انضباطی ، ارتباطی، و یا سلاحی احساسی نیست. خشم حالت احساسی، شخصی است که نشان دهنده یک مشکل اساسی است. پس هرگز به خود اجازه ندهید از خشم به عنوان یک سلاح استفاده کنید، مخصوصا برای فرزندانتان. این خشم مشکل شماست نه آنها.

تایمر بگذارید

وقتی خشمگین هستید، به ساعت خود نگاه کنید. قبل از انجام هر کاری اجازه دهید ثانیه شمار دو مرتبه دور بزند. در طول این مدت می توانید فکر کنید و عکس العملی مناسب تر از خود نشان دهید. بعلاوه وقتی به گذر زمان نگاه می کنید به نوعی در حال تمرین تمرکز حواس نیز هستید.

نامه یا ایمیل بخشش بنویسید

حتی لازم نیست این نامه را ارسال کنید. تنها نوشتن چنین نامه ای بار خشمی که حمل می کنید را سبک می کند. اگر می خواهید زندگی یا رابطه با کسی که نامه را به او مینویسید ادامه دهید پس ارسالش بکنید. در یک تحقیق محققان مشاهده کردند وقتی افراد از شخصی عصبانی شوند فشار خون، ضربان قلب و تنش عضلانی شان بالا می رود، اما همین افراد وقتی از آنها خواسته شد فرد مورد نظر را در تصورشان ببخشند – فقط تصور بخشش! – محققان مشاهده کردند فشار خود و دیگر موارد به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.

همدلی را در آغوش بگیرید

همدلی یعنی به درون ذهن و احساس فردی دیگر بروید تا کاملا تجربه شخصی او را درک کنید. این کار را به طرق بی شماری می توانید انجام دهید: موقعیت را از ذهن فردی دیگر تصور کنید، داستان را از نقطه نظر شخصی دیگر بنویسید تا جای آنها نیز قرار گرفته باشید.

خود را با کودکتان مقایسه کنید

وقتی از والدین خود خشمگین هستید، به کودکان خود فکر کنید. وقتی به سن شما برسند دوست دارید چه حسی نسبت به شما داشته باشند؟ نمی خواهید آنها درک کننند که شما هرآنچه در توانتان است را انجام می دهید؟ سپس خواهید فهمید که خشمتان کمتر شده است.

این حقایق مهم را بدانید

برخی حقایق مهم درباره مردم را بدانید: بسیاری از افراد با این عقیده کاری می کنند که کارشان درست است. بسیاری از افراد مخرب، پلید یا زیر آب زن نیستند. بسیاری از افراد از آنچه نشان می دهند بیشترحساس و آسیب پذیر هستند. بسیاری از افراد نمی توانند درست قضاوت کنند که واکنششان چگونه می تواند روی اطرافیان تاثیر بگذارد. به عبارت دیگر، ما نه بدجنس هستیم نه قدیس، همه ما انسانیم – برای شاد، سالم و داشتن زندگی معنا دار در این دنیا پیچیده مبارزه می کنیم، حتی افرادی که باعث خشمتان می شوند. وقتی چنین تفکری در ذهنتان باشد بخشیدن هم ساده تر می شود.

بدانید که مردم شایعه درست می کنند

درک کنید که شخصی، جایی در حال شایعه گفتن درباره شماست، این کاریست که معمولا مردم انجام می دهند، اما این را هم بدانید که این حرف ها نمی توانند تاثیری روی زندگی تان داشته باشند.

درباره خشم خود صحبت کنید

صحبت کردن درباره خشم یعنی خالی کردن خود پیش یک دوست، کسی که بی طرفانه به حرف های شما گوش دهد و بتواند کمکتان کند از این موقعیت خارج شوید. حتی می توانید به جایی بروید که کسی نباشد و در این باره با خود بلند صحبت کنید.

منبع: بدونیم

 

زندگی جدید

اگرچه افسردگی بیش از 10 درصد جمعیت عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد اما هنوز تصورات و اسطوره ها در مورد این بیماری ادامه دارند. به منظور تسخیر افسردگی، این مهم است که در مورد آن حقایق درست به جمعیت عمومی، آموزش داده شود.

تصورات غلط درباره افسردگی، یکی از موانع اصلی برای ادامه و پیگیری روند درمان هستند.

در اینجا به برخی افسانه های رایج در مورد بیماری افسردگی و حقایق پشت این افسانه ها اشاره شده است:

افسردگی یک بیماری واقعی نیست: بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که افسردگی به عنوان یک ضعف شخصیت یا غم و اندوه تعریف شده است. اما باید گفت این عارضه، یک اختلال پیچیده است و آنهم با ریشه های روانی، اجتماعی و بیولوژیکی. افسردگی یک بیماری روانی است که می تواند از راه های مختلف از جمله دارو و روان درمانی اصلاح شود.

داروهای ضد افسردگی همیشه می توانند افسردگی را درمان کنند: خوشبختانه افسردگی یک اختلال قابل درمان است اما داروهای ضد افسردگی برای درمان آن کافی نیستند. در حالی که این داروها قابلیت تغییر شیمی مغز و رفع مشکلات بیولوژیکی ریشه دار را دارند، اما افسردگی گاه نیاز به روان درمانی نیز دارد.

افسردگی همیشه به خاطر یک وضعیت تلخ رخ می دهد: اگرچه رویدادهای تلخ مانند مرگ منجر به ایجاد افسردگی می شود، اما گاه این بیماری می تواند بدون هیچ رویداد منفی نیز رخ دهد، حتی زمانی که همه چیز در زندگی مثبت به نظر می رسد. غم، بی حالی، تمایل به خودکشی و … اغلب می تواند بدون توضیح و به طور ناگهانی تظاهر کند. در واقع گاه هیچ دلیل منطقی برای ابتلا به افسردگی وجود ندارد.

ابتلای والدین به افسردگی، به معنای ابتلای بقیه اعضای خانواده است: اگرچه تحقیقات نشان می دهد که افسردگی می تواند پایه های ارثی داشته باشد، اما به طور کلی مشکلات بهداشت روانی یکی از اعضای خانواده می تواند سبب این مساله را در بین افراد دیگر خانواده نیز شایع کند. اتفاقی که با دوری از عوامل خطر افسردگی، کاملا قابل پیشگیری است.

داروهای ضد افسردگی، شخصیت افراد را تغییر می دهند: داروهای ضد افسردگی با تغییر مواد شیمیایی مغز منجر به کاهش اختلالات خلقی می شوند. فکر کردن در مورد تغییر مواد شیمیایی مغز می تواند ترسناک به نظر بیاید اما این داروها تنها برای تغییر مواد شیمیایی خاصی در مغز طراحی شده اند و نمی توانند شخصیت فرد را به طور کلی تغییر دهند.

داروهای ضد افسردگی را باید تا آخر عمر مصرف کرد: این داروها به عنوان یک راهکار طولانی مدت برای درمان افسردگی مطرح شده اند. اما طول دوره درمان بستگی به شدت اختلال دارد و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی لازم نیست بعد از دوره درمان، این داروها را در روزهای مابقی عمر خود مصرف کنند. به همین دلیل گزینه روان درمانی نیز در کنار درمان های دارویی پیشنهاد شده است و فرد افسرده می تواند راهکارهای جدید و سالم را برای مقابله با افسردگی با هدف از بین بردن نیاز به دارو بیاموزد.

افسردگی فقط مخصوص زنان است: اگرچه بنا به گزارش ها زنان دو برابر بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا می شوند، اما این بیماری مختص هر دو جنس است. در واقع نرخ خودکشی ناشی از افسردگی در مردان بالاتر از زنان است.

حرف زدن درباره افسردگی، روند آن را وخیم تر میکند: این یک تصور غلط است. بحث درباره افسردگی با دیگران احساسات مخرب را تقویت نمی کند و فرد را روی تمرکز منفی نگه نمی دارد. در واقع تنها بودن با احساسات منفی خطرناک تر است. داشتن یک شنونده حمایتی، قابل اعتماد و بدون قضاوت برای درمان افسردگی بسیار مهم است. در حقیقت گفتاردرمانی، برای درمان افسردگی های خفیف تا متوسط می تواند مفید باشد.

افسردگی جزئی از روند پیری است: بسیاری از افراد مسن، افسرده نیستند، اما اگر افسردگی در افراد مسن به وجود آید، ممکن است نادیده گرفته شود. سالمندان ممکن است غم خود را پنهان کنند و یا دارای علائم مبهمی باشند از قبیل: طعم غذاها را دوست نداشته باشند، دردهایشان بدتر شود و یا تغییر الگوی خواب داشته باشند.

منبع: آوای سلامت

 

زندگی جدید

چشم هایتان را ببندید؛ کمی صبر کنید تا سر و کله اش پیدا شود؛ ذهنتان را از اتفاق های ناخوشایند امروز وکارهای تلنبار شده فردایتان خالی کنید؛ نفس عمیق بکشید و بگذارید سراغتان بیاید. می بینید؟ بدون آن که دنبالش بگردید خودش را به ذهنتان رسانده، رویایی که گهگاه در روزهای آرام زندگیتان سراغ شما می آید، باز هم آمده تا ذهن و تن خسته تان را به دنیایی که دست نیافتنی جلوه می کند ببرد؛ اما صبر کنید! چرا دست نیافتنی؟ رویاهایی که فکر می کنید رسیدن به آن ها نه کار شماست و نه کار فرد دیگری، می توانند به واقعیت زندگیتان تبدیل شوند.
 کافی است بعد از دیدنشان چشم هایتان را باز کنید و با تکنیک هایی که به شما معرفی می کنیم، دنبالشان کنید.

ببافیدش:

همه چیز از ذهنتان شروع و بعد به واقعیت تبدیل می شود. حالا که این واقعیت را می دانید، به قوه تخیلتان پر و بال داده و اجازه دهید رویا ببافد. دوست دارید کجای این دنیا بایستید؟ دوست دارید چه کسی باشید؟ کنار چه کسی بایستید و چطور زندگی کنید؟ تا زمانی که جوابی برای این سوال ها نداشته باشید، هیچ تغییر قابل توجهی در زندگی تان اتفاق نمی افتد.

باور کنید:

رویایی که به ذهن شما پا می گذارد، باید آن قدر بزرگ باشد که ارزش انتظار و دویدن برای رسیدن را داشته باشد. وقتی رویایی را در ذهنتان می بافید، باید قبل از این که قدمی به سمتش بردارید از خود بپرسید «که چی؟»، «وقتی به رویایم رسیدم چه اتفاقی در زندگی ام می افتد؟» اگر پاسخی که به این سوال ها می دهید، به جای متوقف کردن رویابافی، ذهنتان را برای پر و بال دادن به آن تشویق می کند، یعنی رویای نابی بافته اید. حالا که ناب بودن رویایتان را باور کرده اید، نیمی از مسیر را برای رسیدن به آن پیموده اید.

ببینیدش:


مسیری که برای رسیدن به رویا در ذهنتان دارید را کنار بگذارید و تصور کنید همه چیز اتفاق افتاده است. در کوچه رویایتان قدم بزنید؛ کنار آدم رویایی تان بایستید؛ جایزه رویایی تان را در دست بگیرید و پشت میز ریاستی که رویایش را داشته اید بنشینید. رویایتان را خوب مزمزه کنید و ببینید زندگی تان چقدر تغییر کرده است. برای رسیدن به نقطه ای که در ذهنتان مجسم کرده اید، نباید رویا را دور از دسترس و خیالی تصور کنید. شما باید بپذیرید که رویایتان درست توی مشتتان است.

بگوییدش:

بسیاری از رویاها، محقق نمی شوند، چون صاحبانشان آن ها را فقط در ذهنشان نگه می دارند. حالا که باور کرده اید رویایتان توی مشتتان است، باید آدم های دیگر را شریک فکرتان کنید. وقتی درباره رویایتان صحبت می کنید، یک قدم دیگر به باورکردنش نزدیک می شوید. شمایی که با اشتیاق تصویر دوست داشتنی ذهنیتان را با دیگران به اشتراک می گذارید، آن ها را هم به باورکردن رویایتان ملزم می کنید. انگار قرار نیست چرخ این دنیا بدون محقق شدن رویای عزیز شما بچرخد.

برنامه اش را بریزید:

حالا وقت آن است که حرفتان را به عمل دربیاورید. رویای شما در فکرتان متولد شده است؛ اما با ماندن در ذهن شما به زندگیتان راه پیدا نمی کند. پس بنشینید و مسیر رسیدن به آن را طراحی کنید. اول باید یک برنامه کلی و بزرگ را برای مشخص کردن این مسیر تدوین کنید و بعد به جزئیاتش بپردازید. آن قدر در زمان طراحی این مسیر خودتان را سوال پیچ کنید که هیچ ابهامی در برنامه باقی نماند.

جزئیاتی که به عنوان کوچه پس کوچه های این مسیر طراحی شان می کنید، امکان رسیدن به آن را بیشتر می کنند؛ البته برنامه ای که امروز طراحی می کنید تا زمان در دست گرفتن رویایتان بدون تغییر نمی ماند.

مطمئن باشید هرچه پیشتر بروید، نیازها و محدودیت هایتان را بیشتر درک می کنید و مجبور به ویرایش کردن برنامه تان می شوید. تدوین برنامه های بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت می تواند به شما کمک زیادی بکند. برنامه بلندمدتی که تنظیم می کنید، اما مسیر اصلی رسیدن به رویای تان است و برنامه های کوتاه مدت، می توانند انرژی و انگیزه بیشتری برای رسیدن به هدف به شما بدهند.

وقتی در دل برنامه اصلی ده ها مسیر فرعی تعریف کرده اید، به محض عبور از هر کدام از مسیرهای فرعی، از موفقیت کوچکی که به دست آورده اید احساس غرور می کنید و با انگیزه بیشتری به راهتان ادامه می دهید.

عملی اش کنید:

قبل از این که رویایتان را عملی کنید، باید یک فهرست تهیه کنید و موفقیت های کوتاه مدتی را که تعریف کرده اید در آن بنویسید. حالا می توانید بعد از عبور از هر مرحله ای که تعریف کرده اید، به نشانه پیروزی مقابل آن موضوع تیک بزنید و از کوتاه شدن راهی که در پیش دارید احساس غرور و خوشحالی کنید. با احتیاط اما با انگیزه، در مسیری که طراحی کرده اید قدم بگذارید. پیش نیاز وارد شدن به این مسیر، مشخص کردن نیازهایتان است. اگر قرار است در زمینه ای آموزش ببینید، با افرادی ارتباط برقرار کنید یا اینکه تجهیزاتی را فراهم کنید، دست به کار شوید. رویای شما درست در لحظه ای که روی مبل نشسته اید، برآورده نمی‌شود. پس از جا بلند شوید و برای عملی کردنش تلاش کنید.

منبع: همشهری آنلاین

 

زندگی جدید

 کارشناسان به تازگی دلایل اصلی ترس آقایان از رفتن به پزشک، بیمارستان و چک آپ سالیانه را شناسایی کرده‌اند.

در یک نظر سنجی شلوغ بودن مطب پزشک و معطلی در اتاق انتظار، ترس از اشتباهات پزشکی، نگرانی از شنیدن بیماری خطرناک و از دست دادن روحیه، ترس از اندازه گیری وزن و فشار خون، نگرانی از بابت پاسخ دادن به سوالات پزشک و دروغ گویی درباره عادات زندگی، دمای هوای گرم یا سرد در مطب پزشک، ترس از بستری شدن و اقامت کردن شب در بیمارستان به تنهایی و در نهایت ترس از انجام معالجات درمانی سخت و طاقت فرسا به عنوان علل اصلی ترس و فرار مردان از خدمات درمانی معرفی شده‌اند.

براساس آمارها مردان یک سوم کمتر از زنان به پزشک مراجعه می‌کنند و این موضوع باعث بروز انواع بیماری ها، مزمن شدن و مقاومت به درمان آنها و حتی بروز مرگ ناگهانی می شود.

 پایین بودن طول عمر و امید به زندگی مردان به نسبت زنان به مدت 5 سال نیز به همین مسئله مربوط است زیرا زنان در اغلب موارد با کوچکترین مشکل سلامتی به پزشک مراجعه کرده و سلامت آنها بیشتر حفظ می شود.

کارشناسان این هراس از پزشک را در بیش از 2 هزار داوطلب مرد در ایالات متحده بررسی و اعلام کرده‌اند به طور کلی در جهان مردان از مراجعه به پزشک می‌ترسند و این نوعی علل روانی دارد که باید برنامه ریزی دقیق برای رفع آن انجام شود.

مردان در سراسر جهان ساعت‌های طولانی به انجام کارهایی چون تعمیرات، تماشای مسابقات ورزشی و یا مکانیکی خودرو می پردازند اما رفتن نزد دکتر سخت ترین کاری است که انجام می دهند.

کارشناسان به خانواده و اطرافیان این افراد در سراسر جهان توصیه می کنند سلامت همسر، برادر و پسر خود را جدی بگیرند و آنها را به انجام معاینات دوره‌ای توسط پزشک تشویق کنند.

منبع: دکتر سلام

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 99

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 6,628
بازدید سال : 453,925
امروز : سه شنبه 28 خرداد 1398

مطالب پیشنهادی