close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

برای افزایش شانس موفقیت در رسیدن به هدف نکاتی بسیار حائز اهمیت را باید در نظر بگیرید تا به نتیجه ای که آرزویش را دارید دست پیدا کنید.

 هدف‌گذاری‌ شفاف باعث می‌شود آن‌چه واقعا به تحقق‌اش نیاز دارید را بشناسید، انگیزه‌تان را بالا می‌برد و تشویق‌تان می‌کند به آینده‌ی مثبت پیش روی‌تان تمرکز کنید. با استفاده از چند روش زیر شانس‌تان را برای گزینش و تحقق تمام اهداف زندگی‌تان که به سمت زندگی بهتر راهنمایی‌تان می‌کنند، بیش‌تر کنید. با ما همراه باشید تا این ۶ عامل ضروری را بشناسید.

۱. خاص باشید

آدم‌هایی که اهداف خاصی را برای خود برمی‌گزینند، احتمال موفقیت بیش‌تری دارند. بنابراین، مثلا به جای این‌که امسال به خودتان قول دهید به طور کلی وضعیت سلامت‌تان را بهبود می‌بخشید، اهدافی را تعیین کنید که اجزای ‘سلامتی’ به شکل خاص برای‌تان تعریف می‌کنند. برای مثال، تصمیم بگیرید هفته‌ای سه مرتبه بدوید، ۱۰ کیلو از وزن‌تان را کم کنید، یا مصرف روزانه‌ی نمک‌تان را به اندازه‌ی خاصی محدود کنید. تعیین معیار موفقیت و پیش‌بینی موانع احتمالی برای اهدافی که به روشنی تعریف شده‌اند، کار بسیار راحت‌تری است.

۲. تمرکزتان را بالا ببرید

شرایط را جوری مهیا کنید که اهداف‌تان و توانایی‌تان برای تحقق آنها دائما جلوی چشمان‌تان باشد. برای مثال، اگر می‌خواهید ترفیع شغلی بگیرید، باید یک یادداشت به در ورودی بچسبانید؛ محتوای یادداشت باید جوری باشد که همیشه به خاطرتان بیندازد باید بهترین عمل‌کردتان را در کار داشته باشید و با هر چالشی در مقابل‌تان روبه‌رو شوید. به علاوه، یک فهرست شفاف از ویژگی‌های شخصیِ موردعلاقه‌تان، شما را در مسیر بهبود اعتماد به نفس یاری می‌کند.

۳. برای خودتان ضرب‌الاجل‌های‌ عاقلانه‌ تعیین کنید

تعیین چارچوب‌های زمانی واقعی و در عین حال چالش‌برانگیز بخشی از فرآیند هدف‌گذاریموثر است. برای نمونه، اگر تصمیم بگیرید مهارت جدید و پیچیده‌ای را در سه هفته بیاموزید، قطعا پس از مدت کوتاهی قاطعیت اولیه‌تان فروکش می‌کند زیرا به سرعت بیهودگی این هدف برای‌تان مشخص می‌شود. از طرف دیگر، تعیین اهداف آسان، با ضرب‌الاجل‌های طولانی نیز هدف‌گذاری موثری به حساب نمی‌آید. در این میان، مفیدترین کار این است که هدف اصلی‌تان را به اهداف کوچک‌تری تقسیم کنید و برای هر کدام ضرب‌الاجل‌های منطقی و منظمی تعریف کنید. زیرکانه‌ترین کار این است که برای خودتان چالش‌های منطقی و معقولی ایجاد کنید که از همان ابتدا محتوم به شکست نباشند.

۴. خودتان را مجبور به پاسخ‌گویی کنید

حتما شخصی را داشته باشید که پیشرفت‌های‌تان را قضاوت کند و اگر انگیزه‌تان را از دست بدهید و از مسیرتان منحرف شوید، شما را به راه درست بازگرداند. در انتخاب شخص مورد نظر می‌توانید مثلا از خواهر یا برادرتان کمک بخواهید، در گروهی با اهداف یکسان عضو شوید، یا یک متخصص را به خدمت بگیرید (از قبیل درمان‌گر، مربی زندگی یا مربی ورزشی شخصی). اگر در صورت عدم موفقیت در رسیدن به مراحل ضروری، مجبور به پاسخ‌گویی به شخص دیگری باشید قطعیت اولیه‌تان در هدف‌گذاری متزلزل نخواهد شد.

۵. موفقیت را برای خود ترسیم کنید

مثبت‌گرا بمانید؛ هرگز اجازه ندهید اندیشه‌ی شکست احتمالی آزارتان دهد. در حقیقت، به طور کلی از تصور شکست اجتناب کنید. در عوض، از خودتان تصویر واقعی و زنده‌ای بسازید که در آن به تمام اهداف‌تان رسیده‌اید و خودتان را در شرایطی تصور کنید که از تمامی مزایای آن موفقیت بهره‌مند هستید. برای خودتان پیش از خواب، رسمی تعیین کنید که در آن هر شب، به این‌گونه تصاویر بیندیشید و به یاد خودتان بیندازید که موفقیت شده‌اید. این تجسمات فکری به صورت باورنکردنی به شما قدرت می‌دهند، و در مقابل هر چالش در طول روز پر از انرژی‌تان می‌کنند.

۶. در رسیدن به اهداف‌تان هر چه سریع‌تر اقدام کنید

سرانجام، گفتن این جملات راحت است که مثلا دیگر از فردا غذاهای سالم‌تر می‌خورم یا پس از به اتمام رساندن پروژه‌‌‌ام در پایان ماه‌، زمان بیش‌تری برای تفریح و سرگرمی اختصاص می‌دهم. با خودتان چانه نزنید؛ از همین امروز کار را برای رسیدن به اهداف‌تان شروع کنید.

منبع: بازده

 

زندگی جدید

چرا طرز فکر زشت پنداشتن خود در ذهن برخی افراد شکل میگیرد چرا فکر می کنند جذاب و زیبا نیستند این پندار ناشی از چه کاستی های درونی رخ میدهد ایجاد این حس می تواند روحیه ما را تخریب کند.

چرا برخی از مردم اعتقاد دارند جذاب نیستند و درمقابل چرا برخی افراد که شاید ظاهری معمولی داشته باشند خود را بسیار زیبا می‌دانند؟ پاسخ به این پرسش از دل قضاوت و داوری بیرون می‌آید؛ قضاوتی که ما از خودمان و جذابیت خودمان داریم.

زیبایی و درک از زیبایی در طول زمان تغییر می‌کند؛ برای مثال کمتر کسی پیدا می‌شود که چهره زنان حرمسرای قاجاری را بپسندد. مدها و سلیقه‌ها عوض می‌شوند و لباس‌های 10سال قبل چیزهای عجیب‌و‌غریبی به نظر می‌رسند که گاهی دیدنشان ما را به خنده می‌اندازد. تعریف زیبایی‌شناسی هم جایش را به تعریف‌های جدیدتر می‌دهد اما یک نگاه هست که تغییر نمی‌کند؛ نگاه انسان‌ها به خودشان و تعبیر «زشت‌بودن» برای آنچه در آینه می‌بینند. برای همین است که هشتگ ساده «# من زشت هستم اما…» تبدیل به یک بازی شده که در بین مردم دست‌به‌دست می‌شود.

افرادی که قیافه‌های بعضا زیبایی هم دارند اگرچه خود را زشت می‌دانند اما به ظاهر اکتفا نمی‌کنند و انسانیت را چیزی فراتر از شکل ظاهری می‌دانند. چرا برخی از مردم اعتقاد دارند جذاب نیستند و درمقابل چرا برخی افراد که شاید ظاهری معمولی داشته باشند خود را بسیار زیبا می‌دانند؟ پاسخ به این پرسش از دل قضاوت و داوری بیرون می‌آید؛ قضاوتی که ما از خودمان و جذابیت خودمان داریم. روشی که انسان‌ها براساس آن درباره ظاهر عمومی خود قضاوت می‌کنند به دو فاکتور اساسی بستگی دارد: اولی اعتقاد و دید زیبایی‌شناسانه مخصوص خودشان به مقوله جذابیت و دیگری منابع موجود که همان ظاهر فیزیکی ماست.

یک مثال قضیه را روشن‌تر می‌کند؛ اگر یک مرد موفق (که در زبان علمی‌گونه «آلفای غالب» نام دارد) محبوبیت و توان مالی را هم‌زمان دارا باشد اما قیافه‌ای معمولی داشته و در ضمن معتقد باشد زنان فقط جذب جذابیت‌های ظاهری می‌شوند، حس اعتماد‌به‌نفس و راحتی خود را در اطراف زنان از دست خواهد داد و با اصلاح این باور غلط، اعتمادبه‌نفس او خیلی سریع بازخواهد گشت اما آیا در دنیای کنونی راهی برای اصلاح این باورها وجود دارد؟

تحقیقات دانشگاه استنفورد در دو کشور آمریکا و انگلستان در بین نوجوانان 12 تا 14ساله نشان می‌دهد دنیای تبلیغات و بمباران دائم انسان‌ها با پیام‌های تصویری که در آنها تقریبا همیشه از مردان و زنان زیبا و خوشتیپ استفاده می‌شود، موجب شده 77 درصد از نوجوانان خود را با کلماتی منفی توصیف کنند. حدود دو هزار دختر در این تحقیق به پرسش‌ها پاسخ دادند و بیش از 50 درصد از آنها اعلام کردند از ظاهر خود راضی نیستند و برای زیباتر به‌نظررسیدن در شبکه‌های اجتماعی عکس‌های خود را دستکاری می‌کنند. 30 تا40 درصد هم امکان انجام جراحی‌های زیبایی را در آینده روی صورت خود رد نکرده و حتی از آن استقبال هم کرده‌اند. البته این حقایق درواقع می‌توانند هیچ مشکلی ایجاد نکنند؛ اگر درک روانشناسانه مردم از مقولیه جذابیت درست شود. بیشتر انسان‌ها در شکل واقعی خودشان جذابیتی منحصربه فرد دارند اما درک ما از خودمان در مقوله زیبایی با یک بی‌سوادی عظیم و مهم روبه‌رو است.

هشتگ‌هایی که این‌سو و آن‌سوی جهان در بازی «من زشت هستم اما…» طوفان به راه انداخته‌اند، نکته‌های جالبی دارند که می‌تواند سواد جمعی ما از شناخت زیبایی خودمان را افزایش دهند. یکی می‌نویسد: «من زشت هستم اما شخصیت خوبی دارم.» آنجلا مرکل هم وارد بازی شده و می‌گوید: «من زشت هستم اما حداقل آلمان را رهبری می‌کنم.» جوزف بازی را این‌طور پیش می‌برد: «من به افرادی که می‌گویند من خیلی زیبا هستم، اعتقادی ندارم. پس من زشت هستم اما هنر، ادبیات و شعر را دوست دارم.» و جالب‌تر از همه این باور زیباست که می‌گوید: «من زشت هستم اما می‌توانم با تو بخندم.»

منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه

 

زندگی جدید

مانع گذران عمرتان به صورت بیهوده شوید از هم اکنون شروع کنید برای آغاز برخی پیشنهادات مفید برایتان داریم و از شما می خواهیم آن ها را در پیش بگیرید فردا ممکن است دیر باشد

تا به حال برایتان پیش آمده که کارهایی مثل گرفتن وقت برای دکتر، تمیز کردن انبار، پرداخت مالیات را برای مدت زیادی به تعویق بندازید؟ همه ی ما گاهی اوقات کارهایمان را به تعویق می اندازیم ولی اگر همیشه برای تمام کردن کارهایتان مشکل دارید ممکن است پای مشکل بزرگتری در میان باشد.

، باید روی دلایلی که باعث می شوند کارهایتان را به تعویق بندازید خوب فکر کنید و ازوقتتان به نحو احسن استفاده کنید.

استرس دارید؟


زمانی که با کارهایی مواجه می شوید که دوست ندارید آنها را انجام دهید احساس می کنید که تحت فشار قرار گرفته اید و با به تعویق انداختن انجام آن کار ناخوشایند برای مدت کوتاهی خیالتان آسوده می شود ولی مشکل اینجاست که بالاخره در آینده بادید آن کار را تمام کنید و احساس گناه یا عصبانیت می کنید و استرستان بیشتر می شود.

اگر این کشمکش باعث شود که کارتان را انجام ندهید به طور کلی روی زندگی تان تاثیر بدی می گذارد مثلا ممکن است مشکل خواب پیدا کنید، افکار زیادی به سراغتان آیند، کمبود انرژی داشته باشید، در تمرکز کردن مشکل داشته باشید و یا سردرد یا گرفتگی عضلات داشته باشید.

با داشتن فعالیت ورزشی منظم، مصرف نکردن نوشیدنی های الکلی و کافئین دار (استرس را بدتر می کنند)، داشتن خواب کافی روحیه تان عوض می شود. با یک دوست و مشاور هم در مورد افکاری که ذهنتان را مشغول کرده اند صحبت کنید.

دچار اختلال کم توجهی – بیش فعالی شده اید؟


اختلال کم توجهی- بیش فعالی اختلالی است که روی رفتار فرد اثر می گذارد. افرادی که دچار این اختلال هستند اغلب در تصمیم گیری یا انجام کارها قبل از مهلت تعیین شده مشکل دارند برخی از آنها هم اتفاقات اطرافشان خیلی حواسشان را پرت می کند و در برنامه ریزی مشکل دارند یا خیلی زود می ترسند و تسلیم می شوند.

دیگر علائم اختلال کم توجهی – بیش فعالی عبارتند از:
1- رویا پردازی
2- فراموشکاری یا گم کردن اشیا
3- بی خودی اشتباه کردن یا ریسک کردن بی فکر
4- ناآرامی و بی قراری
مصرف دارو اغلب موجب کنترل بسیاری از علائم این اختلال می شود. رفتار درمانی – شناختی هم به شناسایی و تغییر الگوی افکار منفی شخص کمک می کند. علاوه بر این به افراد کمک می کند تا زمانشان را بهتر مدیریت کنند.

خسته اید؟

میزان اراده ی شما به طور روزانه تغییر می کند و بستگی به خیلی چیزها مثل داشتن خواب کافی دارد. اگر روزانه کمتر از 6 ساعت بخوابید مغزتان نمی تواند خوب روی مسائل تمرکز کند .

دیگر علائم کم خوابی عبارتند از:


1- خواب رفتن هنگام تماشای تلویزیون یا خواندن کتاب
2- زودرنجی
3- دیربیدار شدن از خواب در آخر هفته ها
4- مشکل در بیدار شدن از خواب هنگام صبح
برای اینکه شب ها خوب بخوابید سر یک زمان مشخص بخوابید و بیدار شوید، سیگار نکشید و چند ساعت قبل از خواب از مصرف نوشیدنی های الکلی و کافئین دار و خوردن وعده های سنگین اجتناب کنید.

اضطراب دارید؟


مغز افرادی که اضطراب دارند نسبت به احساسات منفی بیش از حد واکنش نشان می دهد. ممکن است دلیلی برای ترس وجود نداشته باشد ولی فرد انتظار بدترین اتفاقات را داشته باشد! اغلب افرادی که خیلی مضطرب هستند انرژی زیادی را صرف نگرانی در مورد خانواده، سلامتی، پول یا کارشان می کنند و برای انجام فعالیت های روزمره انرژی کافی ندارند.

افرادی که اضطراب زیادی دارند ممکن است علائم زیر را نیز داشته باشند:
1- گرفتگی ماهیچه ها
2- خستگی
3- مشکل خواب
4- زود رنجی
برای رهایی از اضطراب 10 نفس آرام و عمیق بکشید و افکار منفی تان را با افکار مثبت جایگزین کنید. داشتن خواب کافی، انجام منظم تمرینات ورزشی و خوردن به موقع تمام وعده های غذایی هم اهمیت زیادی دارد. روزانه عواملی که اضطرابتان را تشدید می کنند را یادداشت کنید. برخی افراد ممکن است با مصرف داروها یا صحبت با پزشک مشکلشان برطرف شود.

افسرده شده اید؟
اختلال افسردگی باعث تغییراتی در مواد شیمیایی مغز می شود. ممکن است حتی برای سرگرمی ها و فعالیت های محبوبتان هم انرژی خیلی کمی داشته باشید. فرد افسرده احساس درماندگی می کند و از خودش بدش می آید و توانایی انجام کارهایش را ندارد.

دیگر علائم افسردگی شامل موارد زیر می شود:
1- احساس دائمی غمگین بودن
2- کاهش اشتها و کاهش وزن یا برعکس افزایش اشتها و اضافه وزن
3- بی خوابی و زودرنجی
4- فکر کردن در مورد خودکشی و مرگ
در صورتی که هریک از علائم گفته شده را دارید با یک مشاور یا روانپزشک مشورت کنید .برخی افراد با مصرف داروهای ضد افسردگی حالشان بهتر می شود.

دچار اختلال فکری-عملی شده اید؟


افرادی که دچار این اختلال هستند مغزشان در هنگام انجام درست کارها پیام نمی دهد و فرد احساس می کند که عملکردش درست نیست. این افراد به جای تمام کردن یک کار زمان زیادی را صرف پیدا کردن راه حل می کنند.

دیگر علائم این اختلال عبارتند از:
1- افکار یا تصاویر ذهنی ناخواسته
2- فرد نمی تواند افکارش را رها کند و احساس در ماندگی می کند
3- شستن مکرر دست ها
4- صرف حداقل یک ساعت از روز روی فکر کردن بیجا
داروهای ضد اضطراب یا ضد افسردگی اغلب علائم این اختلال را بهبود می بخشند. برخی افراد هم از رفتار درمانی شناختی یا مواجهه درمانی استفاده می کنند تا بتوانند با ترس هایشان مقابله کنند.

چه باید کرد؟


عواملی که مانع از انجام کارهایتان می شوند را با دقت شناسایی کنید و به فکر راه هایی برای از میان برداشتن موانع باشید.

اگر گمان می کنید که یک مشکل جدی سلامتی باعث شده است که نتوانید کاری را انجام دهید به پزشک مراجعه کنید و به دنبال درمان باشید. اگر در حال انجام پروژه ای هستید آن را به قسمت های کوچک تقسیم کنید تا انجام آن برایتان راحت باشد و برای هر قسمت یک مهلت زمانی تعیین کنید. برخی افراد هم با جایزه دادن به خودشان انگیزه ی بیشتری برای ادامه ی کارها پیدا می کنند. اگر متوجه شدید که زمانی را هدر داده اید به جای اینکه عصبی شوید و از خودتان خجالت بکشید خودتان را ببخشید. احساس عصبانیت و استرس باعث می شود که کارهایتان را بیشتر به تعویق بندازید.

منبع: دکتر سلام

 

زندگی جدید

ظرفیت ذهن برای ذخیره سازی و به یادآوردن اطلاعات، فوق العاده است و در این مطلب می خواهیم به شما بگوییم چگونه مطلبی را که می آموزید، به خاطر بسپارید:

1- به چیزی که یاد می گیرید، علاقه مند باشید:

همه ما چیزهایی را که به آن ها علاقه مند هستیم، بهتر به ذهن می سپاریم؛ مثلا کمتر کسی هست که اسم آدم هایی را که جذبشان کرده اند، فراموش کند. اگر به صورت ذاتی به چیزی که آن را یاد می گیرید یا سعی می کنید به خاطر بسپارید، علاقه ندارید، باید راهی برای علاقه مندشدن به آن پیدا کنید.

2- روشی برای اعمال نفوذ حافظه بصری خود پیدا کنید:

شگفت زده می شوید وقتی بدانید با این روش بیشتر می توانید مطالب را به یاد بیاورید؛ مثلا تصور کنید در یک مهمانی هستید و به 5 نفر پشت سر هم معرفی می شوید. چگونه می توانید به این سرعت اسامی آن ها را به خاطر بسپارید؟ بهتر است از هر نفر یک ویژگی خاص را که به چشم می آید، برداشت کنید و آن را به اسم هرکدام ربط دهید. این کار به تلاش ذهنی شما نیاز دارد اما اگر تمرین کنید، متعجب می شوید که چطور به راه حل های خلاقانه ای در زمینه تولید این تصاویر ذهنی دست پیدا کرده اید؛ مثلا چند بار پیش آمده است که فراموش کنید دسته کلید، عینک آفتابی یا کیف پولتان را کجا جا گذاشته اید. بهتر است دفعه بعد که آن را جایی می گذارید، یک لحظه مکث کنید و با حشمانتان ببینید که آن را کجا می گذارید. یادتان باشد حافظه به طور غالب، بصری است.

3- یک درخت حافظه ذهنی خلق کنید:

اگر سعی دارید حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بسپارید، راهی پیدا کنید تا آن ها را در ذهن خود به صورت یک درخت به هم ربط دهید. اول شاخه های بزرگی را طراحی کنید و بعد سراغ برگ ها بروید. شاخه ها و برگ ها باید برچسب هایی داشته باشند که به نوعی برای شما معنای شخصی را تداعی کنند و نیز مجموعه آن ها باید منطقی باشد. در سال 1950 مشخص شد اگر اطلاعات را تکه تکه کنیم، بهتر می توانیم آن ها را به یاد بیاوریم؛ مثلا اگر عددی مثل 467890 را به جای شش رقم، به صورت سه رقم سه رقم حفظ کنیم، یادآوری آن آسان تر خواهدبود.

4- چیزی را که می خواهید یاد بگیرید، به چیزهایی که در حال حاضر بلد هستید، ربط دهید:

هر قدر با اطلاعات جدیدمان ارتباط ذهنی بیشتری برقرار کنیم، در به خاطر آوردن آن موفق تر خواهیم بود. به همین علت است که ابزارهای تقویت حافظه می توانند به یادآوردن مطالب را تقویت کنند.

5- آنچه را که باید به خاطر بسپارید، بارها بنویسید:

من با همین روش در دانشگاه اسامی باکتری ها، عفونت ها و آنتی بیوتیک ها را حفظ می کردم. حتی نوشتن، موجب تقویت یادآوری مطالب می شود؛ به شرط اینکه یاد بگیرید فهرست نوشته شده را به خاطر بسپارید؛ به عبارت دیگر سعی کنید کپی نکنید و فعالانه هر مطلبی که می خواهید یاد بگیرید، به ذهن بسپارید و بعد آن را بارها و بارها روی کاغذ بیاورید. با این روش به خودتان هم نشان می دهید که کدام مطالب وارد حافظه بلندمدتتان نشده اند، تا با تمرکز بیشتر به آن ها توجه کنید، به جای اینکه وقتتان را برای تقویت چیزهایی که در حال حاضر می دانید، هدر دهید.

6- وقتی مطلبی را برای حفظ کردن می خوانید، هر پاراگراف را در یک گوشه خلاصه بندی کنید:

این کار نیازمند آن است که درباره آنچه می خوانید، بیندیشید و آن را بازیافت کنید و در نهایت هم یک بار دیگر آن را به خودتان درس بدهید. حتی بهتر است برداشت هایی از آن مطلب داشته باشید و برای آن دلیل بیاورید و سپس آن ها را به داستان تبدیل کنید تا پیوندهای عصبی بیشتری برای تقویت حافظه تان تشکیل شود.

7- بیشتر بعدازظهرها درس بخوانید:

مطالعات نشان می دهند توانایی حفظ کردن مطالب چندان تحت تاثیر ساعاتی از شبانه روز که فکر می کنید سرحال و هوشیار هستید، نیست. بلکه تحت تاثیر ساعاتی است که واقعا درس می خوانید و به نظر می رسد بعدازظهر، بهترین زمان روز است.

8- به اندازه کافی بخوابید تا خاطرات خود را مستحکم کرده و آن ها را حفظ کنید:

نه فقط شب بعد از مطالعه، بلکه روز قبل از درس خواندن هم باید خوب بخوابید. این کار را انجام دهید تا مجبور نباشید شب امتحان بیدار بمانید.

منبع: مجله موفقیت

 

زندگی جدید

اکثر باورهای متداول درمورد مغز مردها براساس تحقیقات انجام گرفته روی مردهای سن ۱۹ تا ۲۲ سال است، کسانیکه هنوز تحصیلات دانشگاهی‌شان را هم به پایان نرسانده‌اند و در این تحقیقات برای درآوردن خرج روزمره و دانشگاهشان شرکت می‌کنند. ولی مغر مردها در طول عمرشان تغییرات زیادی می‌کند.

اینجا درمورد باورهای نادرست متداول صحبت می‌کنیم. آنوقت خواهید فهمید که مردها تا چه اندازه دربرابر تنهایی آسیب‌پذیر هستند و چرا تا این اندازه روی پیدا کردن راه‌حل متمرکزند.

مردها هم دوست دارند ازدواج کنند

زن‌ها دوست دارند زندگی‌شان سر و سامان پیدا کنند ولی مردها دوست ندارند متعهد شوند و دلشان می‌خواهد آزادی‌شان دست خودشان باشد. شاید این یکی از بزرگترین باورهای نادرست درمورد مردها باشد که از گرایش امریکایی‌ها به استفاده از داوطلبان بسیار جوان برای تحقیقات انجام گرفته ناشی می‌شود.

در یک تحقیق انجام گرفته در بولیوی نشان داده است که خیانت‌ها معمولاً تا قبل از سن ۳۰ سالگی آقایان اتفاق می‌افتد. براساس این تحقیق، بعد از ۳۰ سالگی مردها دیگر سرگرم تامین معاش خانواده‌شان می‌شوند.

البته متعهد شدن برای بعضی از مردها سخت‌تر از بقیه است – مشکلی که براساس تحقیقات می‌تواند ریشه ژنتیکی داشته باشد. مردهایی که «ژن بی‌بندوباری» ندارند، تقریباً ۶۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند و احتمال ازدواج کردنشان بیشتر است.

رئیس کیه؟

سلسله‌مراتب‌های ناپایدار اضطراب زیادی برای مردها ایجاد می‌کند. ولی یک زنجیره مشخص از دستورات، مثل دستورانی که در ارتش و بسیاری محیط‌های کاری تمرین می‌شود، سطح تستوسترون آنها را پایین آورده و خشونت مردها را کنترل می‌کند.

درگیر شدن با ایجاد سلسله‌مراتب‌ها که از سن ۶ سالگی برای مردها شروع می‌شود، باعث می‌شود مردها سعی داشته باشند همیشه خودشان بالادست رفته و بقیه را پایین‌دست خود بدانند.

پدر شدن

مغز مردها ماه‌ها قبل از اینکه پدر شوند، آماده همکاری کردن می‌شود. در بدن پدرهای آینده تغییرات هورمونی اتفاق می‌افتد – پرولاکتین در آنها بالا رفته و تستوسترون پایین می‌آید – و همین باعث می‌شود رفتاری پدرانه پیدا کنند.

فرومون‌های زن باردار به همسرش هم سرایت کرده و باعث می‌شود مردها هم دچار تغییراتی اساسی شوند.

حتی قبل از اینکه زن حامله شود، فرومون‌های مرد باعث می‌شود در مغز زن نورون‌های مادر خوب فعال شود.

مغز بالغ مردانه

در طول دوره تکامل، مردها در زمان جوانی نیاز به رقابت بر سر مقام و همسر و در زمان بلوغ نیاز به تاکید بر پیوند و همکاری داشته‌اند.

خود مردها هم این را تایید می‌کنند؛ و تحقیقات روانشناختی نشان داده است که جلو افتادن از رقبا در سنین بالاتر جذابیتی برای مردها ندارد. درمقابل، آنها توجه بیشتری به روابطشان و بهتر کردن جامعه نشان می‌دهند.

این تغییر احتمالاً به خاطر کاهش تدریجی سطح تستوسترون با بالا رفتن سن در آنها ایجاد می‌شود. تحقیقات نشان داده است که مردهایی که سطح هورمون تستوسترون در آنها بالاتر است، در رقابت بهتر هستند و آنهایی که سطح پایین‌تری از تستوسترون دارند در رقابت‌هایی که نیازمند همکاری تیم و گروه است بهتر عمل می‌کنند.

بازی کردن با بچه‌ها

تحقیقات نشان می‌دهد روش‌های خاص مردها برای بازی کردن با بچه‌هایشان که در آنها حرکات ناگهانی و اذیت کردن بیشتر است، باعث می‌شود بچه‌ها بهتر یاد بگیرند، اعتمادبه‌نفس بالاتری پیدا کنند و بتوانند خودشان را بهتر برای دنیای واقعی آماده کنند.

تحقیقات متعددی نشان می‌دهد که پدرهایی که نقش فعالی در بزرگ کردن فرزندانشان دارند سطح پایین‌ترین از تستوسترون دارند. بااینکه هنوز مشخص نیست که سطح هورمون است که موجب این رفتار می‌شود یا برعکس ولی محققان بر این عقیده‌اند که تکامل به نفع این پدران بوده است. بچه‌های انسان جزو نیازمندترین بچه‌ها بین موجودات هستند و پدران خوب شانس این را دارند که بچه‌ها و البته ژنشان باقی بماند.

دفاع از قلمرو

بخشی از کار مردها دفاع از قلمروشان است. البته نیاز به تحقیقات بیشتری بر روی انسان‌ها است ولی در پستانداران نر دیگر قسمت «دفاع از قلمرو» بسیار بزرگتر از همسران ماده‌شان است.

بااینکه زنان هم احساس مالکیت دارند، ولی مردها وقتی با تهدیدی نسبت به زندگی عشقی یا قلمروشان روبه‌رو می‌شوند، احتمال برخورد خشونت‌آمیز بیشتری دارند.

از دل برود هر آنکه از دیده‌شان برفت

تستوسترون که بیشتر با خشونت و دشمنی مرتبط دانسته می‌شود، هورمون جنسی هم هست. و این میل در مردان شش برابر زنان است.

محققان دریافته‌اند که تستوسترون بخش کنترل ضربه در مغز را دچار اخلال می‌کند. بااینکه هنوز نیاز به تحقیقات بیشتر است ولی همین توضیح می‌دهد که مردها تا زمانی که زنی جلو چشمشان است به او فکر می‌کنند و وقتی از دیدشان خارج می‌شود، از ذهنشان هم بیرون می‌رود.

تمرکز بر راه‌حل

بااینکه خیلی از تحقیقات نشان می‌دهد که زن‌ها بسیار دلسوزتر از مردها هستند ولی این کاملاً صحت ندارد. سیستم دلسوزی و همدردی در مغز مردها وقتی کسی استرس دارند یا دچار مشکل شده است، واکنش می‌دهد. ولی بخش «حل کردن مشکل» در ذهنشان خیلی زود غلبه می‌کند.

این باعث می‌شود که به جای نشستن با آن فرد و همدردی کردن با او، برایش به دنبال یک راه‌حل باشند.

آسیب‌پذیری در برابر تنهایی

بااینکه تنهایی می‌تواند برای سلامتی و مغز همه ایجاد مشکل کند، مردان در سنین بالاتر آسیب‌پذیرتر هستند.

مردها برای مشکلاتشان کمتر از زن‌ها کمک می‌گیرند که این موجب تنهاتر شدن آنها می‌شود و این مدارهای اجتماعی مغز آنها را دچار مشکل می‌کند.

زندگی کردن با زن‌ها برای آنها بسیار مفید است. مردانی که در روابط بادوام هستند، سالم‌تر بوده، بیشتر عمر کرده و سطح هورمون‌هایشان نشان می‌دهد که میزان اضطراب کمتری دارند.

زن‌ها برای غدد جنسی مردها هم مفید هستند. تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ انجام گرفت نشان داده است که موش‌های نری که با موش‌های ماده زندگی می‌کنند نسبت به موش‌های نری که تنها زندگی می‌کنند، برای مدت طولانی‌تری بارور می‌مانند.

احساسی‌تر

بااینکه معمولاً زنان جنسیت احساسی‌تر قلمداد می‌شوند، ولی نوزادان پسر معمولاً واکنش‌های احساسی بیشتری نسبت به نوزادان دختر داده و احساساتشان را بیشتر ابراز می‌کنند.

مردان بزرگسال هم واکنش‌های احساسی‌ قوی‌تری دارند ولی قبل از اینکه از این احساسات آگاهی داشته باشند. وقتی این احساسات به خودآگاه آنها می‌رسد، سعی می‌کنند روی آن سرپوش گذاشته و نشانش ندهند.

پسرها در جوانی یاد می‌گیرند که احساساتشان را پنهان کنند، چون اگر آنها را نشان دهند، به نظر فرهنگ و جامعه مردانه نیست. ولی سرپوش گذاشتن بر روی احساسات هم واکنش «جنگ و گریز» را در آنها فعال می‌کند. واکنش قوی مرد و سرکوب متعاقب آن او را برای برخورد با یک تهدید آماده می‌کند.

منبع: مردمان

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 99

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 6,694
بازدید سال : 453,991
امروز : سه شنبه 28 خرداد 1398

مطالب پیشنهادی