close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

آخرین مطالب ارسالی

از وقتی که دوران عقد به بیشتر از یک سال رسیده، طعم این دوران هم برگشته است. شیرین نیست که هیچ، حتی گس هم نیست، بلکه تلخ است. گاهی آنقدر تلخ که سقف خانه ای را که زوجین آرزویش را دارند روی سرشان خراب می کند و کارشان را به جدایی می کشاند.

چرا دوران عقد طولانی شده؟

از لحاظ کارشناسی حداکثر زمان برای دوران عقد، یک سال است. وقتی این دوران از این حداکثری تجاوز می کند می گوییم که عقد بیشتر از چیزی که باید طول کشیده است. حالا چرا اصلاً این اتفاق می افتد؟

1. مسائل مالی. یکی از مهمترین مسائلی که باعث طول کشیدن دوران عقد می شود نداشتن کار مناسب و نداشتن توانایی مالی برای تهیه خانه، جهیزیه، برگزاری مراسم عروسی و شروع زندگی مستقل است.

2. یک باور غلط. خیلی ها فکر می کنند که دوران عقد، دوران شناخت است و به همین دلیل اصرار دارند که مدتی طول بکشد. این در حالی است که شناخت مربوط به دوران نامزدی است یعنی قبل از اینکه عقد صورت بگیرد.

3. تحصیلات و سربازی. گاهی اوقات پسر تازه سرباز است و یا دختر به تازگی در یک مقطع تازه ای در یک شهر دیگر شروع به تحصیل کرده است. بنابراین عروسی را تا تمام شدن این دوران عقب می اندازند.

4. چشم و همچشمی. متأسفانه تفکر ما در طی دهه های اخیر به سمت تجمل گرایی حرکت کرده است و این مانعی شده برای سر گرفتن زندگی فرزندانمان.

دردسرهای عقد طولانی

از لحاظ کارشناسی حداکثر زمان برای دوران عقد، یک سال است. وقتی این دوران از این حداکثری تجاوز می کند می گوییم که عقد بیشتر از چیزی که باید طول کشیده است.

اغلب عقدکرده هایی که به اختلاف بر می خورند، کسانی هستند که عقدشان طولانی شده است. این به معنای آن است که این افراد اختلاف جدی با هم نداشته اند (چرا که اگر اختلاف جدی باشد معمولاً قبل از یک ساله شدن عقد جدا می شوند) و مشکلاتی هم که به وجود آمده اند، به صورت تدریجی و حاصل طولانی شدن این دوران بوده است. بعضی از این مشکلات شامل موارد زیر هستند:

1. گیر کردن بین توقعات. وقتی دختر و پسری عقد می کنند، توقعات زن و شوهری از یکدیگر دارند. این در حالی است که بر طبق عرف، تا وقتی که زوجین به خصوص دختر در خانه پدر هستند ملزم به رعایت قوانین آن و برآورده کردن توقعات قبلی خانواده هستند. این وضعیت وقتی طولانی بشود، آنها را دچار فرسایش روانی می کند و باعث اختلاف می شود.

2. کنجکاوی اطرافیان. از همان روز عقد، فامیل و آشنا در هر بار دیدار از زوجین و والدین او سوال می کنند که «عروسیتان کی است؟». وقتی هم که عقد طولانی می شود سوالات دیگری اضافه می شوند مانند «رابطه تان خوب است؟»و غیره. این فشارها کم کم زوجین و خانواده ها را خسته می کند و باعث می شود که همدیگر را سرزنش کنند.

3. رفت و آمد. خیلی از خانواده های دختر خانم ها اجازه نمی دهند که دخترعقد کرده شان شب بیرون از خانه پدری بخوابد یا با شوهرش به مسافرت برود. یا وقتی از خانه بیرون می روند برای برگشت او ساعت تعیین می کنند. این مسئله شوهر را ناراحت می کند و روی رابطه آنها اثر می گذارد.

4. «خرج دختر با کیه؟»گاهی اوقات خانواده دختر از همان موقع عقد، مخارج تحصیل و درمان و خرید دخترشان را کاملاً به عهده شوهر او می گذارند این در حالی است که خانواده پسر به این مسئله معترضند و با کنایه و یا مستقیم این نکته را به روی دختر می آورند. در این زمان، زوجین چون نمی دانند به حرف چه کسی گوش کنند به جان هم می افتند.

5. «عروسی کجا باشه؟» اگر خانواده ها از لحاظ فرهنگی با هم خیلی تفاوت داشته باشند، سر مراسم عروسی هم به اختلاف بر خواهند خورد. از آنجا که در این مواقع هر خانواده ای سعی دارد روی دیگری فشار بیاورد، این مسئله روی روابط زوجین تأثیر خواهد گذاشت.

6. دلسردی. با این همه اختلاف و دردسر، طبیعی است که زوجین از هم دلسرد بشوند و حتی عطای زیر یک سقف رفتن را به لقایش ببخشند.

یک راهکار اساسی:


اگر شما هم دوران عقدتان طولانی شده و کم کم دارد سر و کله اختلافات در رابطه تان پیدا می شود، فقط یک راه دارید: «هر چه زودتر بروید سر زندگی خودتان». و اگر فرزند شما با این مشکل مواجه است به او کمک کنید تا هر چه زودتر به خانه خودش برود.

توصیه هایی به زوج های جوان:

اگر شما هم دوران عقدتان طولانی شده و کم کم دارد سر و کله اختلافات در رابطه تان پیدا می شود، فقط یک راه دارید: «هر چه زودتر بروید سر زندگی خودتان». و اگر فرزند شما با این مشکل مواجه است به او کمک کنید تا هر چه زودتر به خانه خودش برود.

برای اینکه بتوانید موانع ازدواجتان را به شیوه ای مسالمت آمیز از میان بردارید به چند نکته توجه کنید:

1. با خانواده هایتان صحبت کنید. به خانواده هایتان بگویید که طولانی تر شدن عقد می تواند برای زندگی شما آسیب زا باشد و از آنها بخواهید تا در صورت امکان، با ساده کردن مقدمات، ازدواج شما را جلو بیندازند.

2. به دنبال تشابهات باشید. به فرهنگ و رسوم خانواده هایتان توجه کنید و تشابهاتی را که بین آنها وجود دارد پیدا کنید. در اختلافاتی که به دلیل تفاوت های فرهنگی بین خانواده ها به وجود می آید، طرف وسط را بگیرید و از منتقل کردن حرف های این خانواده به آن خانواده پرهیز کنید. همینطور ناراحتی تان از این مسائل را سر همسرتان خالی نکنید.

3. مسولیت زندگیتان رابپذیرید. این شماهستیدکه تعیین میکنید دیگران چقدر درزندگیتان نقش داشته باشند. اگر با کم کردن چشم و همچشمی ها می توانید سر زندگی تان بروید، تصمیمتان را بگیرید و هر کدامتان خودتان تصمیمتان را برای خانواده تان مطرح کنید.

توصیه هایی به خانواده ها:

بخش زیادی از مشکل فرزندتان با کمک شما قابل حل است اگر:


1. توقعات منطقی داشته باشید. توقع مراسم مجلل و یا جهیزیه آنچنانی را کنار بگذارید.

2. به جوانان میدان بدهید. وظیفه شما کمک به انتخاب همسر مناسب و پا گرفتن زندگی فرزندانتان است. لطفاً مسائل حاشیه ای مانند کم و کیف مراسم عروسی، خرید یا اجاره خانه، جهیزیه و غیره را به زوجین واگذار کنید.

 

منبع: تبیان

 

زندگی جدید

همه افراد به طور طبیعی در مراحلی از زندگی‌شان به جایی می‌رسند که نیاز به تشکیل زندگی مشترک را احساس و آمادگی این کار را پیدا می کنند، ولی عواملی موجب می شود که باوجود نیاز و آمادگی‌شان، دچار شک، ترس و دودلی شوند و از ازدواج اجتناب کنند یا در مراحل بعد، از ازدواج پشیمان شوند .

 با این مقدمه دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران را در این باره نوشته است که با هم می خوانیم.

ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی.

عوامل خانوادگی

پایه‌های زندگی آینده انسان‌ها در خانواده، کودکی و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند.

عوامل فردی


درباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود.

عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند. گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود.

مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند.

عوامل اجتماعی


دسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود.

چند راهکار پیشنهادی

راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.

نکته سوم آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.

منبع: سپیده دانایی

 

زندگی جدید

رعایت و اجرای نکات تاثیر گذار زیر می تونه این معضل درسی اکثر داوطلبان رو کمتر و درنتیجه باعث افزایش سرعت یادگیری شود.

۱-مکان مطالعه فقط برای مطالعه باشه نه خوردن، خوابیدن، اینترنت، تماشای تلویزیون، موبایل بازی و ٦تا درهنگام حضوردر این مکان، فقط افکار درسی به ذهنتون بیان نه پارازیت های مزاحم.

۲-یک برنامه درسی حجمی و اجباری داشته باشید. یعنی خود را مقید کنید که در یک زمان خاص و مبحث تعیین شده، درس را باصطلاح جمع کنید. تا ذهن فرصت نکند به حاشیه های غیراز درس بپردازد و فقط درگیر درس خواندن شود.

۳-برای تمرکز و فرار از افکار خیال پردازنه، از روش تند خوانی استفاده کنید. هرچند که با اینکار برمبحث،۱۰۰درصد مسلط نمی شوید ولی برای تمرکزبسیار عالیست.

۴-اگر در ضمن مطالعه، افکاری غیر از درس خواندن سمتتون اومد سریع این افکارو روی یک کاغذ یادداشت کنید تا بعدا و در مکانی دیگر بهش فکر کنید.

۵-مطالعه را به بازه های زمانی کوچک تر تقسیم کنید تا بیشترین بازدهی را در یادگیری داشته باشید. هرچه این بازه های زمانی کمتر باشند باعث تمرکز زیاد شما در حین یادگیری می شه و مغز دیگه فرصت خیال پردازی پیدا نمی کنه.

۶-حتما بعداز هر ۴۵ دقیقه مطالعه، ۱۰دقیقه استراحت کنید، از جای خود بلند شوید، چیزی میل کنید. این استراحت کوتاه، به مغز شماست نه جسم تان. که باعث خون رسانی بیشتر و ایجاد تمرکزی بالاتر می شود.

۷-اگه دیدید مغز داره شروع به خیال پردازی میکنه،با صدای بلند درس بخونید. این تنها راه برگشت سریع به تمرکزه.

۸-پویا و فعال مطالعه کنید.ضمن مطالعه حتمن خلاصه برداری و نکته برداری کنید. مطالب مهم رو علامت دارکنید. با این کار شما دارید داده های زیادی را وارد مغز می کنید و مغز درگیر پردازش این داده ها و ثبت اطلاعات می شود و دیگه فرصتی برای خیال پردازی نخواهد داشت.

۹-عادت کنید،تمرین کنید با کوچکترین حرکت و صدایی حواستون پرت نشه و با تمرکز به مطالعه ادامه بدهید با گذشت زمان کم کم دیگه این مسئله براتون عادی میشه و دیگه بیتفاوت میشین.

۱۰-بطور ذاتی مغز نیاز به فعالیت ودرگیری فکری داره،پس اگه ذهن خود را درگیر و متمرکز بر مبحث درسی نکنید اون خودشو درگیر مباحث و حاشیه های فکری میکنه.

۱۱-حتما یک رغیب در سطح خود و هم رشته داشته باشید چرا که ترس از عقب ماندن از رغیب باعث جمع کردن تمام حواس به درسها میشود.

۱۲-در طول روز تمرکز بیشتره. سعی کنید در طول روز مطالعه داشته باشید که البته این نکته در افراد مختلف متفاوته و کاملا بسته به شرایط ذهنی و علایق هر فرد،فرق می کنه.

۱۳-خستگی یا گرسنگی در حین مطالعه باعث عدم تمرکز در مطالعه می شود.

۱۴-جهت افزایش تسلط در یک مبحث درسی ،در یک زمان فقط بر روی یک مبحث متمرکز شوید تا مغز بهتر بتواند داده های ورودی را تحلیل و درآخر ثبت کند.

۱۵-آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید. عصبانیت و هیجان زیاد، دشمنان تمرکز و باعث هدایت مغز به سمت افکار پرت و خیال پردازین.

۱۶-با ذوق و اشتیاق یاد بگیرید. همیشه به خودتون بگید که اگه مثلا من زیست رو خیلی خوب بخونم، مسلط تر می شم و درصد هام بیشتر و به پزشکی قبول شدن و یا رشته مورد علاقه ام خیلی نزدیک تر می شم.

۱۷-حتما ضمن مطالعه و بعد از مطالعه، خودتون تست طرح کنید و حتما تست های مبحث خوانده شده را بزنید. این ایجاد تنوع در مطالعه باعث پیشرفت پلکانی شما در آن درس می شود.

نکته ای بسیار مهم:با توجه به دوری جستن از حفظیات و مفهومی شدن دروس عمومی همانند دروس اختصاصی در کنکور سراسری ، دراین چند سال اخیر،عمومی ها رو به روش تخصصی ها ،تست کارکنید یعنی بلافاصله بعد از خواندن مطلب درسی تست های آن مبحث را بزنید و به روز بعد موکول نکنید.

۱۸-همیشه دست به قلم باشید. نوشتن درحین مطالعه بزرگ ترین سلاح جنگ با خیال پردازیست و در مقابل یکی از عوامل اصلی موفقیت در یادگیری تکنیکی مطالب است. در این صورت مغز به طور اتوماتیک و با توجه به تمرین های زیاد در نوشتن مباحث، قادر خواهد بود مطالب را سریع رمز گردانی کند.

۱۹-ضمن مطالعه سعی کنید مغز را به سمت مطالب قدیمی تر خوانده شده هدایت کنید و سعی در به یادآوری مباحث کنید.تا مغز مقید بشه که خوب باید درس بخونه و مطالب رو بیاد بیاره.

چهار روش آسان برای جلوگیری از عدم تمرکز وجود دارد:


1) وقتی یک مبحث را تمام کردیم، کتاب را ببندیم و برای خود یا دوستمان درس را یک بار توضیح دهیم.

2) اگر در زمان معین شده نتوانستیم مبحث را تمام کنیم، مبحث را به اتمام رسانده و جمع بندی مطلب را برای زمان شب بگذاریم.

3) اگر خستگی عامل حواس پرتی ما شده، برای دقایقی مکان مطالعه را ترک کنیم یا مطلب درسی را عوض کنیم.

4) وقتی در حال درس خواندن هستیم جدی باشیم و بر اساس یک برنامه مطمئن که به آن اعتماد داریم پیش برویم.

منبع: تبیان

 

زندگی جدید

یک کارشناس بهره‌وری نیروی انسانی گفت: ایجاد فضای خوش بینی در میان کارمندان می تواند موتور محرک سازمان ها برای تحقق هرچه سریعتر اقتصاد مقاومتی در کشور باشد.  احمد ستایش در گفت‌وگو با پول‌نیوز با بیان این مطلب اظهار داشت: بی تردید یکی از مهمترین عوامل تسریع در تحقق کامل اقتصاد مقاومتی، توجه به کارمندان و کارکنان به عنوان سرمایه های انسانی است به همین دلیل ایجاد فضای خوش بینی و مثبت اندیشی در میان آنها می تواند در تحقق اقتصاد مقاومتی نقش به سزایی ایفا کند.  وی تصریح کرد: محققان و پژوهشگران بارها با انجام تحقیقات متعدد ثابت کرده اند که نوع نگرش و میزان رضایت مندی کارکنان، رابطه مستقیمی با درصد موفقیت یک مجموعه دارد از همین رو آموزش سرمایه های انسانی با شیوه های "خوش بینی سازمانی" می تواند انگیزه های تازه ای را به بدنه ادارات و ارگان ها تزریق کند.  نویسنده کتاب سرزمین خوش بینی با بیان اینکه انگیزه ها تنها به مسائل مالی محدود نمی شود، افزود: امروزه بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که سرمایه روان‌شناختی سازمان ها، می تواند مزیت رقابتی را برای آنها فراهم کند و این موضوعی نیست که تنها با پاداش و یا توبیخ (تنبيه) بتوان میزان انگیزه و امیدواری کارمندان را کنترل کرد.  وی ادامه داد: سرمایه روان‌شناختی کارکنان یک سازمان، از متغیرهایی نظیر خوش بینی، خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوردن و یا همان مقاومت در برابر چالش ها تشکیل می شود مولفه هایی که قابل اندازه گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد.  بنیانگذار تکنیک های نوین خوش بینی با اشاره به اینکه مبنای خوش بینی در عبارت های امیدوار کننده یا تجسم موفقیت جای ندارد، افزود: خوش بینی در نحوه تفکر افراد و درباره علت ها ریشه دارد و نمی توان با شیوه ها و روش های انگیزشی این چالش را مرتفع کرد؛ واقعیت این است که نقش کارمندان و کارکنان در هر مجموعه ای تا حدی است که میزان خوش بینی پرسنل می تواند درصد موفقیت و یا عدم موفقیت آن سازمان را تعیین کند به همین خاطر باید خوش بینی را به طور اصولی در میان نیروی انسانی گسترش داد.  وی در ایران  با اشاره به اینکه میزان خوش بینی نیروهای انسانی یک اداره قابل سنجش است، عنوان کرد: میزان رویارویی با موانع، ثابت قدم بودن، میزان تلاش برای دستیابی به اهداف تعیین شده سازمان و همچنین چگونگی ایفای وظایف محول شده از جمله معیارهای اندازه گیری میزان خوش بینی کارکنان به اهداف سازمانی است، درواقع نسبت خوش بينى و موفقيت يك ارتباط مستقيم است، هر چه ميزان خوش بينى كاركنان بيشتر باشد،آن سازمان در پيشبرد اهدافش موفق تر خواهد بود.  ستایش خاطر نشان کرد: برگزاری دوره های تخصصی آموزش خوش بینی، قرار دادن کتاب و لوح های فشرده از جمله اقداماتی است که باید به طور پیوسته در هر اداره، سازمان، ارگان و نهادی انجام پذیرد تا بدین ترتیب شاهد شادابی و پویایی این سرمایه های انسانی باشیم.  وی با بیان اینکه شکوفایی اقتصاد مقاومتی نیازمند افزایش توان کارآمدی منابع انسانی است، افزود: خلاقیت، تفکر، برنامه ریزی و همچنین ارائه مناسب خدمات از جمله مولفه های کارآمدی کارکنان ادارات و نهادها است، از همین رو تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند بستر سازی در عرصه های خود باوری و توانایی فکری، کار و تلاش مفید است تا همه نیازهای جامعه، فراتر از تقاضا، تولید و عرضه شود و بدون شک همه این موارد نیازمند خوش بینی سرمایه های انسانی است.  ستایش تاکید کرد: محور قراردادن رشد بهره‌وری در اقتصاد با تقویت عوامل تولید، توانمندسازی نیروی انسانی، افزایش رقابت‌پذیری به عنوان راهبرد کلی در حوزه "اقتصاد مقاومتی" ابلاغ شده است و این امر به تنهایی گویای اهمیت نیروی انسانی در پیشبرد این سیاست ها است. به همین دلیل زمان آن رسیده تا با اقدامات اثر بخش فعالیت های گسترده ای در حوزه خوش بینی نیروی انسانی انجام شود، اقدامی که باعث افزایش خودباوری و شادابی و پویایی کارکنان مجموعه های مختلف می شود.  منبع: پول نیوز

زندگی جدید

1- در طبیعت گردش کنید و گیاهان را بررسی کنید


کشف طبیعت یکی از فعالیت های بدون هزینه است که می تواند برای کودکان پرهوش جالب باشد. گردش در طبیعت راه آسانی برای کشف رازها و رمزهای آن است. در حالی که با کودک قدم می زنید درباره انواع مختلف گل هایی که دیده اید، صحبت کنید. از کودک سوال کنید. برای مثال؛ چرا گل ها رنگ های گوناگونی دارند؟ گلبرگ گل های مختلف چگونه است؟ چرا گلبرگ گل ها با هم فرق دارند؟ گل ها چه شباهتی باهم دارند؟ تفاوت گل ها در چیست؟

این کار را در مورد انواع مختلف گیاهان انجام دهید. مثلا در برگ ها و پوسته درختان را مقایسه کنید. اگر خودتان در این خصوص اطلاعات کافی ندارید، بهتر است به یک کتابخانه مراجعه کنید تا پاسخ این سوالات را پیدا کنید.

2. مورچه های حیاط را بررسی کنید

اگر کودک شما نسبت به زندگی مورچه ها علاقه نشان نمی دهد، می توانید همراه او به حیاط بروید و حشرات مختلفی را که آنجا زندگی می کنند به کودک جستجو کنید. برای پیدا کردن این حشرات باید هوا، زمین و حتی زیرزمین یا زیر سنگ ها و روی گیاهان را وارسی کنید.

از کودک بخواهید مورچه ها را با یکدیگر مقایسه کند. برای مثال؛ حشراتی که پرواز می کنند چگونه هستند؟ حشرات مختلف چه تفاوت هایی دارند؟ به پرسیدن سوال ادامه بدهید. حشراتی که زیر زمین زندگی می کنند چگونه هستند؟ تفاوت این حشرات با حشراتی که روی زمین زندگی می کنند، چیست؟ حشراتی که روی درخت ها یا گیاهان دیگر زندگی می کنند، چه خصوصیاتی دارند و چرا با انواع دیگر متفاوت است؟ این حشرات چگونه خانه هایشان را در طبیعت می سازند.

3. با یخ آزمایش کنید

همه چیزی که برای این فعالیت نیاز دارید، دو قطعه یخ است. یکی از یخ ها را در آفتاب بگذارید و قطعه دیگر را در سایه قرار دهید. از کودک بخواهید به یخ ها دقت کند و ببیند کدام یک زودتر آب می شوند. برای کودکان بزرگتر از تعداد بیشتری یخ استفاده کنید و آنها را روی سطوح مختلف قرار دهید. یکی از یخ ها را در معرض آفتاب غیرمستقیم قرار دهید، یکی را روی چمن ها بگذارید و یکی را مستقیما زیر آفتاب بگذارید. اگر دوست دارید می توانید خلاقیت بیشتری به خرج دهید و از سطوح دیگر هم استفاده کنید.

4. موسیقی طبیعی بسازید

برای کودکانی که به موسیقی علاقه دارند، می توانید نوعی ابزار موسیقی بسازید که کودک بتواند آن را با کنترل جریان آب شلنگ حیاط بنوازد. انواع وسایلی را جمع آوری کنید که امکان اسپری کردن آب روی آنها وجود داشته باشد، مثلا می توانید از قوطی های خالی، قالب شیرینی، کاسه های پلاستیکی یا فلزی ویا هر چیز دیگری که شکستنی نیست و آب به آن آسیبی نمی رساند، استفاده کنید.

وسایل جمع آوری شده را در یک خط و کنار هم کنار دیوار یا در باغچه قرار دهید، ترجیحا بهتر است آنها را با یک طناب به هم وصل کنید تا وقتی به آنها آب می پاشید به این طرف و آن طرف پرتاب نشوند. کودکان با ضربه به اشیا مختلف و با تغییر نوع پاشیدن آب به آنها، نت های مختلفی را می نوازند.

5. عکاسی یا نقاشی کنید


برای کودکان هنرمند، ابزار و وسایل ساده هنری تهیه کنید تا بتوانند با استفاده از آنها هر چیزی را در طبیعت می بینند، نقاشی کنند. کاغذ ساده و مداد یا گچ رنگی برای شروع مناسب هستند. بهتر است ابزاری که برای کودک تهیه می کنید متناسب با میزان علاقه، توانایی و استعداد کودک باشد. کودکانی که توانایی و علاقه بیشتری در این زمنیه دارند احتمالا به آب رنگ و کاغذ بهتر برای کار کردن نیاز خواهند داشت. شما می توانید بسته های ساده مخصوص نقاشی کودکان را از کتاب فروشی ها و ابزار حرفه ای تر را از فروشگاه های هنری تهیه کنید.

کودکانی که عکاسی را ترجیح می دهند می توانند از دوربین هایی که در دسترس دارید، استفاده کنند. اگر امکان خرید دوربین عکاسی دیجیتال ساده ارزان قیمت را دارید، بهتر است آن را برای کودک تهیه کنید.

منبع: دکتر سلام

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 93

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 7,111
بازدید سال : 426,535
امروز : جمعه 02 فروردین 1398

مطالب پیشنهادی