close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

تصور خود را درباره اینکه افراد خلاق، از بدو تولد خلاق هستند، از بین ببرید. چیزی که موجب می‌شود تا افراد خلاقیت بیشتری نسبت به دیگران داشته‌ باشند این است که آن‌ها خلاقیت خود را پرورش می‌دهند. در واقع، کارشناسان بر این باورند که خلاقیت در درجه اول یک مهارت اکتسابی است. مانند هر توانایی دیگری که شما یاد می‌گیرید، خلاقیت نیازمند کار و تلاش سخت‌تری است. اندازه‌ محدودی برای خلاق بودن وجود ندارد. باید با پشتکاری که طی روزهای متمادی انجام می‌دهید افکار و ایده‌های اصلی خود را معنی‌دار کنید. در بسیاری از موارد، بزرگترین چالشی که در مسیر وجود دارد عادت‌های شماست.

در اینجا به هشت مورد از بدترین نابودگران خلاقیت اشاره می‌کنیم. اگر آن‌ها را در زندگی خود احساس می‌کنید، از همین حالا حذفشان کنید.

۱. قضاوت زودرس

برای خلاق‌بودن، باید این اجازه را به خود بدهید که ایده‌های جدیدی را خلق کنید و بدون قضاوت‌کردن نوآوری‌ آزادانه‌ای داشته‌ باشید. اگر که ایده‌های خود را خیلی زود مورد قضاوت قرار می‌دهید، این کار موجب می‌شود تا تفکرات بعدی شما از بین برود و از خلاقیت آن کاسته‌ شود. فرآیند‌ها را از هم تفکیک کنید و اجازه دهید تا حرکت اولیه ایده‌ها بدون توقف در جریان باشد و برای انتخاب و پالایش بهترین آن‌ها زمان دیگری را تعیین کنید.

۲. نداشتن شجاعت

اگر از قرارگیری در فرصت‌ها واهمه دارید، جسارت افتادن در مسیرهای جدید را ندارید و از اینکه مسیر پیش رو برای پیمودن توسط شما مناسب نباشد، می‌ترسید، تنها کاری را می‌کنید که در عوض سرمایه‌گذاری در مسیرهای اصلی تنها به فکر یافتن مشکلات بعدی هستید. بدانید که خلاقیت به فرصت‌ها و شجاعت شما نیاز دارد. بنابراین ترس بزرگترین دشمن خلاقیت است.

۳. اجتناب از شکست

هنگامی که از شکست می‌ترسید نمی‌توانید با خلاقیت و جسورانه کار کنید. اگر هدف شما این است که از شکست و اشتباهات پرهیز کنید، به‌زودی و بی سروصدا با آن مواجه خواهید شد. خلاقیت یعنی در نظر گرفتن شانس و جسارت برای فرصت‌هایی که گاهی به بن‌بست می‌خورند. ایده‌های بزرگی که در ذهن شما شکل می‌گیرد از تمامی اشتباهات احمقانه‌ای که رخ می‌دهد ارزشمندتر است.

۴. مقایسه خود با دیگران

زمانی که خودتان را با بقیه مقایسه می‌کنید، نوآوری و تخیلات منحصر به فرد خود را از بین می‌برید. استانداردهایی را برای خلاقیت خود در نظر بگیرد و شخصیت خود را با افراد دیگر مقایسه نکنید. اجازه دهید تا متفاوت باشید و روحیه سازندگی در خود ایجاد کنید.

۵. احساس ناراحتی و بلاتکلیفی

بسیاری از مردم ترس مبهمی را در خود دارند؛ آن‌ها می‌خواهند تنها با حس‌کردن موضوعات مختلف آن‌ها را درک کنند. اما خلاقیت احتیاج به شجاعت دارد تا یقین ایجاد کند. با شجاعت است که انسان بی‌پروا می‌شود و از این طریق خلاقیت مسیر خود را می‌یابد. خلاقیت یک عادت است و بهترین خلاقیت‌ها ‌در نتیجه عادات خوبی است که به شما اجازه استفاده از تخیلات و نوآوری می‌دهد. برای خلاقیت موثر، باید ترس از اشتباه‌بودن را فراموش کنید.

۶. انتقاد شخصی

بازخورد همیشه خوب است و انتقاد در صورتی اشکال ندارد که شخصا انجام نشود. همه ما به کسانی احتیاج داریم که به ما بازخورد دهند، تا بدانیم که چگونه پیشرفت نماییم. ترس از نقدشدن همان ترس از رشد است.

۷. عدم اعتماد به نفس

سطح معینی از عدم اطمینان همیشه با هر عمل خلاقی عجین شده‌ است و اندازه‌گیری اعتماد به نفس نشان از سلامتی ما دارد، اما در صورتی که عدم اعتماد به نفس شدید و طولانی‌مدت باشد، می‌تواند توانایی‌های شما را کاهش دهد. بهترین راه برای سازندگی، برقراری ارتباط با اعتماد به نفس است.

۸. تجزیه و تحلیل ناقص

این موضوع وضعیت وحشتناکی را برای شما ایجاد می‌کند و به دلیل تفکرات بیش‌ از حد توانایی تصمیم‌گیری را از شما سلب می‌کند. هر شخص خلاق می‌داند که تفکر بی‌جا و بیش از اندازه می‌تواند بزرگترین دشمن خلاقیت محسوب گردد. اگر می‌خواهید خلاق باشید، این موضوع را به یاد داشته‌ باشید: هرچه مهارت خلاقیت خود را بیشتر پرورش دهید، در وضعیت بهتری از آن قرار خواهید گرفت.

منبع: آی تی رسان

 

زندگی جدید

« بنجامین فرانکلین » نویسنده و متفکر بزرگ و بنیانگذار کشور ایالات متحده آمریکا هروز صبح خود را با یک سئوال شروع و شب خود را نیز با یک سئوال به پایان می‌رساند. سئوال آغازین صبح‌هایش این بود که: " امروز من چه کار خوبی باید انجام بدهم؟ " و هر غروب از خود سئوال می‌کرد که: " من امروز چه کار خوبی را انجام داده‌ام؟ "

در حقیقت بسیاری از متفکران بزرگ جهان به این موضوع عقیده داشتند که باید مرتب خود را مورد پرسش قرار داده و درستی و نادرستی اعمالی را که روزانه انجام می‌داده‌اند را سبک و سنگین کنند.

همانطور که « آلبرت انیشتین » دانشمند بزرگ می‌گفت: " از دیروز خود درس بگیر، برای امروزت زندگی کن، به فردا امید داشته باش. تنها این مهم است که نباید هیج وقت سئوال کردن از خودمان را متوقف کنیم. "

البته صحبت کردن در باره عادت دادن خود را مورد سئوال قرار دادن و آینه بودن برای خویش بسیار آسانتر از عمل کردن به آن است. در اغلب موارد ما از این موضوع طفره رفته و از پاسخ دادن به این پرسش سخت خودداری می‌کنیم. « جان دوی » فیلسوف و روانشناس قرن نوزدهم در کتاب خود می‌گوید: " ما چگونه فکر می‌کنیم، تفکر آینه اعمال خود بودن مستلزم قبول ارزش واقعی موضوعات است و برای آن باید خود را برای تحمل ناملایمات و مشکلات روحی آماده کرد. "

اما تحمل این ناملایمات ارزش سعی کردنش را دارد ، چرا که می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس لازم جهت موفقیت در کار و زندگی روزمره بیانجامد. 

اینها 9 پرسشی هستند که شما امروز خود را باید با سئوال کردن آنها از خود باید آغاز کنید:

"آیا امروز آخرین روز زندگی من است، آیا آنچه را که قرار است امروز انجام دهم، واقعا خواسته قلبی من است؟ "

در سال 2005 ، تقریبا یک سال پس از این‌که رئیس و مؤسس شرکت اپل (Apple) «استیو جابز" توسط پزشکان مطلع شود که به بیماری سرطان لوزالمعده مبتلا شده است، به شاگردان فارق‌التحصیلش در دانشگاه استفورد گفت که هر روز صبح در آیینه نگاه می‌کند و از خود می پرسد، " آیا امروز آخرین روز زندگی من است، آیا آنچه را که امروز می‌خواهم انجام دهم خواسته واقعی من است؟ "

اگر پاسخ این پرسش در روزهای متمادی " نه " بود ، او می‌فهمید که باید چیزی را در زنگی خود تغییر دهد.

جابز می‌گوید: " به یاد داشتن موضوع مرگ ابزار بسیار مهمی برای من بوده استتا بتوانم توسط آن بزرگترین تصمیم زندگی‌ام را اتخاذ کنم. چرا که همه آرزوها و انتظارات، غرور، همه ترس‌ها از خجل شدن و یا شکست، همه و همه در مقابل چهره مرگ بی اهمیت جلوه کرده و رنگ می‌بازند. بنابر این می‌فهمید که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارید و دیگر دلیلی ندارد که به میل دل خود عمل نکنید. "

خودم را چگونه ارزیابی می ‌کنم؟

این سئوال عقاید ناگفته شما را نسبت به هویت اصلی و وواقعی خودتان به شما می‌نمایاند. تغییر نظر شما در باره خودتان با قرار گرفتن در موقعیت‌های گوناگون می‌تواند در عملکرد‌های شما در زندگی تغییر ایجاد کرده و نهایتا شخصیت شما را نیز عوض کند.

بزرگترین نقطه قوت من چیست؟

بسیاری از مردم شغل‌هایی دارند که از آنها متنفرند و آن به این دلیل است که هنوز نتوانسته اند علایق واقعی خود را بیابند. آنها در برخی کارها خوب هستند، بنابر این اجبارا آن کارها انجام می‌دهند. با این حال نمی‌دانند چه کار بزرگ و اثر گذاری از دستشان برمی‌آید و واقعا در طول زندگی خود چه گلی می‌توانند بکارند. پس دست به کاری نزنید که از آن تنفر دارید. سعی کنید نقاط قوت خود را بیابید که در این‌صورت می‌توانید استعدادها و علایق خود را کشف کنید.

تحمل چه دردها و ناملایماتی را در زندگی دارم؟

شادی در زندگی مستلزم کوشش و تلاش است، به همان نسبت آگاهی و وقوف از آنچه که می‌خواهید برایش بجنگید و تلاش کنید. آنچه که در سعادت و کامیابی شما زندگی تعیین کننده است، لذت‌های زندگی نیست که به آنها تمایل دارید، بلکه میزان تحمل شما در برابر رنج‌ها و ناملایمات است.

تا حالا چه چیزی را نسبت به گذشته تغییر داده‌ ام؟

اگر سعی می کنید که یک عادت خوبی را از حالا در خود ایجاد کنید، باید قادر باشید تا از هر نظر بهتر از دیروز باشید تا بتوانید موفق شوید که عادت‌های خوب جدیدی را برای خودتان طراحی کرده و در در زندگی روزمره‌تان بگنجانید.

یافتن پاسخی برای پرسش فوق می‌تواند در سنجش این‌که چه عواملی قابلیت کمک به شما برای تغییر دادن عادات بد گذشته تان را دارند، بسیار مؤثر باشند.

در حال حاضر در چه حالی هستم؟

در درون وجود خود سیر کنید و خود فراموش شده تان را پیدا کنید. در مرکز وجود همه ما مهمترین و راستین ترین پرسش نهفته است. اگر بتوانید خودتان را کشف کنید آنوقت می‌توانید خیلی گفتگو‌ها را با خودتان در درون وجودتان داشته باشید که برای یافتن راه حل مشکلات در همه امور زندگی به شما کمک می‌کند.

چرا اینقدر جدی؟

در این پرسش و پاسخ‌ها از خود خیلی جدی نباشید و برای اشتباهاتی که از شما سر زده خیلی خود را ملامت نکنید. به‌طور خلاصه زندگی را خیلی سخت نگیرید، اما بی‌خیال و بی قید هم نباشید.

چه کار من امروز خوب از آب درآمد؟

انعکاس موفقیت‌های امروز شما می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای پیروزی‌های شما در فردای زندگی تان باشد. پس همه رویدادهای مهم و ارزشمند زندگی روزمره‌تان را یادداشت کنید چرا که اگر فقط به حافظه‌تان تکیه کنید و منابعی برای مراجعه و یادآوری نداشته باشید، ممکن است ذهنتان بسیاری از واقعیت‌ها را بر اساس میل شخصی شما وارونه جلوه داده و تغییردهد و در این صورت است که نمی‌توانید از گذشته درسی بگیرید و برای موفقیت‌های آینده تان به کار ببرید.

آیا من دوستانی را برای خودم انتخاب کرده‌ام که بتوانند از من پشتیبانی کرده، مرا به چالش بکشند یا این‌که مرا تشویق کرده و با دلگرمی دادن باعث رشد من شوند؟

در انتخاب دوستان خود بسیار با دقت و محتاط باشید. دوستان خود را از میان کسانی برگزینید که علایق شخصی مشترک با آنها داشته باشید، ارزش‌های شما ارزش‌های آنها نیز باشد مخصوصا عواملی را که شما در رشد شخصیتیتان مهم می‌دانید. همین‌طور افرادی را دوست خود بدانید که برای وقت شما و خودشان ارزش قائلند، به یادگیری و دانش علاقه‌مند بوده و دوستی واقعا برایشان مهم باشد.

منبع: میگنا

 

زندگی جدید

این که فرد چگونه به شرایط واکنش می‌دهد عمدتاً به ویژگی شخصیتی‌اش بستگی دارد.

روان شناسان پنج تیپ شخصیتی اصلی را تعریف کرده‌اند که به طبقه بندی شخصیت انسان‌ها به روشی ساده کمک می‌کنند. این تیپ‌های شخصیتی به عنوان "پنج ویژگی شخصیتی بزرگ" نیز شناخته می‌شوند که بر اساس مدل پنج فاکتوری شخصیت استوار شده‌اند که خصوصیات فرد را توصیف می‌کنند و به شناسایی رفتار او کمک می‌کنند.

تقریباً یک سری پژوهش‌های مستقل، مدل پنج ویژگی بزرگ را در دهه‌ی 1960 پیشنهاد داده بودند اما در سال 1990 بود که پژوهشگر جی. ام دیگمن مدل پنج فاکتوری بزرگ شخصیت خودش را ارتقا داد که با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد. این مدل بعداً در سطح سازمانی بالاتر توسط لویس گلدبرگ به کار گرفته شد. مشاهده شد که این مدل بیشتر ویژگی‌های شخصیتی شناخته شده را پوشش می‌دهد و ساختاری برای ادغام تمام نتایج پژوهشی و تئوری‌ها در روان شناسی شخصیت فراهم می‌کند. یافت شده که اساس ویژگی‌های شخصیتی و مدل پنج فاکتوری، عملی است و کارآیی آن از طریق مشاهده کنندگان و فرهنگ‌های مختلف به خوبی حمایت می‌شود.

پنج ویژگی شخصیتی عمده وجود دارند که بر روشی که ما رفتار می‌کنیم، شغلی که انتخاب می‌کنیم و سبک زندگی که داریم تأثیر می‌گذارند. اینها ویژگی‌های ذاتی هستند که بر وجود انسان حاکمند. هر فردی، ویژگی شخصیتی مشخصی را از خود نمایش می‌دهد که بر کل زندگی او غالب است. اگر چه ویژگی‌های شخصیتی مختلف با درجه‌های متفاوت حضور دارند اما یک ویژگی شخصیتی بر هر یک از ما غالب است که شخصیت و خصوصیات ما را انعکاس می‌دهد.

عصبانیت :

افرادی که شدت بالایی از عصبانیت را از خود نمایش می‌دهند از لحاظ عاطفی کمترین ثبات را دارند. آنها تمایل دارند به چیزهای کوچک، بیش از حد واکنش دهند و به راحتی ناراحت شوند. آنها برای کنترل استرس با مشکل مواجه می‌شوند و نسبت به حالت روحی منفی آسیب پذیر هستند. ثبات عاطفی کم که مرتبط با عصبانیت است یک عامل موثر در مشکلات مربوط به حالت روحی آنها است. موضوعات و مسئله‌های جزئی آنها را عصبانی و مضطرب می‌سازد. مطالعات نشان می‌دهد که این ویژگی شخصیتی، فرد را در معرض خطر افسردگی قرار می‌دهد.

چنین افرادی تمایل دارند جنبه‌ی منفی چیزها را ببینند و به آسانی درون حالت عاطفی منفی می‌لغزند. فردی که کج خلق است، در مورد چیزها و کارها نگران می‌شود و به آسانی هیجان زده، عصبانی و خشمگین می‌شود بهترین نمونه برای عصبانیت است.

برون گرایی :

این ویژگی شخصیتی تأثیر قابل توجهی روی رفتار اجتماعی دارد. افراد با ویژگی شخصیتی برون گرایی شدیداً اجتماعی هستند. آنها تمایل دارند مهارت‌های اجتماعی قوی داشته باشند و شدیداً دوستانه هستند. آنها تعامل داشتن با مردم را دوست دارند و از شرکت در اتفاقات اجتماعی مثل مهمانی‌ها لذت می‌برند. آنها جوینده‌ی توجه، مشتاق و علاقمند، پرحرف و عاشق شرکت در بحث‌های عمیق هستند. آنها جسور و به هنگام صحبت با دیگران بسیار راحتند. آنها به هنگام صرف وقت با خودشان، شدیداً ناراحت هستند در نتیجه همیشه در جمعی از افراد دیده می‌شوند. معلمان، سیاستمداران و فروشنده‌ها که از مشغول شدن با مردم لذت می‌برند تماماً نمونه‌هایی از این ویژگی شخصیتی هستند.

سازگاری و موافقت :

مودب و دلسوز بودن نشان افرادی است که این ویژگی شخصیتی را دارند. افراد با این ویژگی شخصیتی از کمک به دیگران بسیار مسرور می‌شوند. سازگاری و موافقت، مرتبط با رفتار خوب است. آنها افراد خوش قلب، شدیداً کمک کننده و قابل اعتماد هستند. به هنگام تعامل داشتن با افراد دارای این ویژگی شخصیتی می‌توان متوجه جنبه‌های مثبتی چون ادب، مودب و با ملاحظه بودن نسبت به دیگران شد. آنها همدلی بالایی دارند و سبک ارتباط‌ آنها نگرانی و احترام‌شان را نسبت به همکاران خود نشان می‌دهد. برخی از بهترین نمونه‌ها برای ویژگی شخصیتی سازگاری و موافقت کسانی هستند که یاری رسان، یکدل و بدون خود خواهی هستند.

وظیفه شناسی :

خود – انضباطی و وظیفه شناسی دو جنبه‌ی مهم شخصیت وظیفه شناسی هستند. فرد شدیداً وظیفه شناس کارهای روزانه‌ی خود را به منضبط‌ترین حالت ممکن انجام می‌دهد. او شدیداً مسئولیت پذیر، خوب سازمان دهی شده و در برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف خود بسیار دقیق است. هم چنین او تمام گام‌های لازم را برای دستیابی به موفقیت در زندگی برمی‌دارد. افرادی که این ویژگی شخصیتی را از خود نمایش می‌دهند تمایل دارند تأثیر اعمال خود را پیشاپیش در نظر بگیرند.

آنها کارها را در محدوده‌ی باورهای اخلاقی خود به خوبی انجام می‌دهند و آن اعمال و کارها هرگز از خط قرمز‌های اخلاقی عبور نمی‌کنند. آنها به هنگام صحبت محتاط هستند و با اعمال خود سنجیده می‌شوند. آنها خود - کنترلی را تمرین می‌کنند و هرگز به طور آنی عمل نمی‌کنند.

افرادی که امتیاز بالایی در وظیفه شناسی دارند سخت کار می‌کنند و به سمت ایده‌آل بودن تلاش می‌کنند. آنها به طور موثر کار می‌کنند و عاشق کار هستند و دوست دارند در شغل خود برتر شوند. وقت شناسی، قابل اعتماد بودن، استفاده موثر از زمان و پیروی جدی از قوانین محل کار تماماً ویژگی‌هایی هستند که در افراد با شخصیت وظیفه شناسی دیده می‌شوند.

جنبه‌های مختلف زندگی، ویژگی‌های وظیفه شناسی را بازتاب می‌دهند. برای مثال، خانه‌ی آنها تمیز و سامان دهی شده و عاری از هر گونه بهم ریختگی است. لوازم روزانه مثل لباس و کتاب به خوبی مرتب شده‌اند به جای این که در اتاق بر روی هم انباشته شوند.

باز و پذیرا بودن :

افرادی که شخصیت باز و پذیرا را از خود نمایش می‌دهند، بی‌تعصب و پذیرای ایده‌های جدید هستند. آنها ماجراجو و مشتاق بیرون رفتن از منطقه‌ی راحتی خود برای تجربه‌ی چیزهای جدید هستند. آنها ترجیح می‌دهند از زندگی روتین یکنواخت خود بیرون بیایند. آنها به دنبال یادگیری چیزهای جدید هستند تا دانش و آگاهی خود را افزایش دهند. آنها از پیدا کردن راه‌حلی برای معمای خلاقانه لذت می‌برند. دانشمندان و هنرمندان ماهر، سطوح بالایی از پذیرا بودن و امتیاز بالایی از خلاقیت را دارند. پذیرا بودن کم، نشانه‌ی رفتار محافظه کارانه و عدم تمایل به پذیرش دیدگاه‌های روشنفکرانه است. اگر چه افراد با سطح پذیرا بودن پایین در نشان دادن مهارت‌های خلاقانه‌ی خود، خوب نیستند اما می‌توانند در انجام مشاغل یکنواخت، کارآمد باشند.

تست پنج شخصیت بزرگ :


برای تحقیق در مورد شخصیت، تست پنج شخصیت بزرگ همیشه در دسترس است و می‌تواند به شما کمک کند تا شخصیت خود را ارزیابی بکنید. این تست شامل پاسخ دادن به یک سری سوالات انتخابی چند گانه است که ضرورتاً هدف آنها شناسایی رفتار شما می‌باشد. اگر چه امتیازات بالاتر به این معنی است که شما ویژگی شخصیتی مشخصی دارید اما امتیازات کم ضرورتاً به این معنی نیست که شما در همه‌ی ویژگی‌های شخصیتی، ضعیف هستید. اگر چه پژوهشگران معتقدند که این تست روان شناسی در ارزیابی رفتار واقعی خیلی موثر نیست اما به داشتن ذهنیتی از شخصیت فرد و شناسایی رفتار اجتماعی او کمک می‌کند. این تست شخصیت می‌تواند به افراد کمک کند تا شغلی را که مناسب ویژگی شخصیتی آنها است انتخاب بکنند و می‌تواند به عنوان سیستم راهنمایی مسیر شغلی برای تشخیص زمینه‌ی علاقه‌ی شما عمل کند. استخدام کنندگان نیز می‌توانند از این تست برای ارزیابی کارمندان خود استفاده بکنند. بسته به شخصیت فرد مورد نظر، استخدام کننده می‌تواند تشخیص دهد که آیا او برای این سمت مناسب است یا نه. بنابراین چه برای ارتقای شغلی باشد چه برای ارزیابی استخدام شوندگان، این تست شخصیت قطعاً می‌تواند یک چیز با ارزش در این زمینه باشد.

منبع: میگنا

 

زندگی جدید

همه افراد به طور طبیعی در مراحلی از زندگی‌شان به جایی می‌رسند که نیاز به تشکیل زندگی مشترک را احساس و آمادگی این کار را پیدا می کنند، ولی عواملی موجب می شود که باوجود نیاز و آمادگی‌شان، دچار شک، ترس و دودلی شوند و از ازدواج اجتناب کنند یا در مراحل بعد، از ازدواج پشیمان شوند .

ماهنامه «سپیده دانایی» با این مقدمه دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران را در این باره نوشته است که با هم می خوانیم.

ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی.

عوامل خانوادگی

پایه‌های زندگی آینده انسان‌ها در خانواده، کودکی و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند.

عوامل فردی

درباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود.

عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند. گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود.

مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند.

عوامل اجتماعی

دسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود.

چند راهکار پیشنهادی

راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.

نکته سوم آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.

منبع: میگنا

 

زندگی جدید

در تعریف عزت نفس در کودکان باید گفت: «هنگامی که کودکان هویت خود را می یابند، برای خصوصیات خود، ارزش منفی یا مثبت قائل می شوند.به‌طور کلی ارزیابی هایی که کودکان از خود دارند، عزت نفس آنان را تشکیل می دهد.»

در حقیقت، عزت نفس بر موفقیت های کودک در تمام زمینه‌ها تأثیر بسیاری دارد. مثلاً کودکانی که احساس خوبی درباره توانایی های خود دارند، معمولاً بهتر از کودکانی که عزت نفس خوبی ندارند، درس می‌خوانند.

نکته مهم این است که والدین در میزان عزت نفس کودکان خود، تأثیر زیادی دارند.
 
برای تقویت عزت نفس کودکان می‌توانند چند راهکار ساده به‌کار برد.

1- رفتاری مهربان و ملایم داشته باشید و به کودکان خود محبت کنید. البته محبت شما نسبت به فرزندتان نباید بصورت سطحی ابراز شود.

2- به احساسات و نظرات فرزندتان توجه کنید: هنگامی که به شادی یا ناراحتی کودکتان توجهی نمی‌کنید و عکس العملی نشان نمی‌دهید، در واقع احساسات او را جدی نمی‌گیرید و او را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید و بدین ترتیب عزت نفس کودکتان را از بین خواهید برد و اگر چنانچه فرزند شما در مورد مسأله‌ای نظری می‌دهد، به حرف‌های وی توجه کنید.

3- به کودک خود احترام بگذارید. به این معنی که برای کودک خود ارزش قائل شوید و او را با الفاظ و صفات خوب و محترمانه صدا بزنید.

4- هرگز سعی نکنید کودک خود را مورد تحقیر و تمسخر قرار دهید. همچنین هرگز به دیگران اجازه ندهید که کودکتان را مورد تحقیر و تمسخر قرار دهند. حتی جملاتی مانند «تو هنوز یک بچه هستی» نیز می‌تواند سبب تحقیر کودک شود.

5- کودکتان را بیش از حد مورد حمایت قرار ندهید. اگر کودک خود را بیش از حد مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهید، ممکن است احساس کند که فردی ضعیف است. سعی کنید بیش از حد آنها را به خود وابسته نکنید.

6- فرزندتان را با دیگران مقایسه نکنید. حتی وی را با فرزندان دیگرتان مورد مقایسه قرار ندهید. زیرا این کار، سبب می‌شود که فرزندتان عزت نفس خود را از دست بدهد.

7- به حرف‌های کودک خود به دقت گوش کنید و به آنها جواب دهید. این رفتار نشانه احترام گذاشتن شما به فرزندتان است.
 
 
8- از تنبیه و تهدید و خشونت فیزیکی بپرهیزید. تنبیه کردن کودک یا ضرب و شتم وی و تهدید کردن او، باعث می‌شود که کودک شما، عزت نفس خود را از دست بدهد. همچنین هرگز کودک خود را با موجودات خیالی مانند لولو نترسانید.

9- تشویق و تحسین کردن و پاداش دادن را فراموش نکنید. سعی کنید هنگامی که کودکتان، کار خوب و شایسته‌ای انجام می‌دهد، او را مورد تشویق و تحسین قرار دهید و همچنین می‌توانید به او پاداش یا هدیه بدهید.

10- از نصیحت بیش از حد و دستور دادن به فرزندتان خودداری کنید و هیچ گاه نظریات خویش را به کودکتان تحمیل نکنید. زیرا این موارد سبب کاهش عزت نفس فرزندتان خواهد شد.

11- به کودکتان مسئولیت بدهید. دادن مسئولیت به کودک در صورتی که متناسب با سن و توانایی وی باشد و بتواند از عهده آن بخوبی برآید، سبب افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس او می‌شود.

12- به توانایی‌ها و علایق فرزندان خود اهمیت دهید و در پرورش استعدادهای فرزندان کوشا باشید.

13- نظم و انضباط را در کودک خود پرورش دهید و تحمل وی را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.

14- به سرگرمی‌ها و تفریحات مناسب کودک خود اهمیت دهید.

15- حتماً نقاط قوت فرزندتان را به او یادآوری کنید. مثلاً اگر توانایی یا استعداد خاصی دارد، حتماً نقاط قوت و استعدادش را تحسین کنید بخصوص در جمع. هرگز نقاط ضعف فرزندتان را به شیوه ای که باعث آسیب و کاهش اعتماد به نفسش شود، بیان نکنید. سعی کنید نقاط ضعف او را بشناسید و در جهت اصلاح آن قدم بردارید.

16- الگوی خوبی برای فرزندتان باشید. والدین برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس کودکشان باید الگوی خوبی برای او باشند.

17- در خانه مشاجره نکنید و توجه داشته باشید که مشاجرات در خانه در روحیه کودک شما تأثیر منفی بر جای می‌گذارد و سبب تضعیف عزت نفس وی خواهد شد.

منبع: روزنامه ایران

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 132

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 3,817
بازدید سال : 380,137
امروز : یکشنبه 01 مهر 1397

مطالب پیشنهادی