close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

ظرفیت ذهن برای ذخیره سازی و به یادآوردن اطلاعات، فوق العاده است و در این مطلب می خواهیم به شما بگوییم چگونه مطلبی را که می آموزید، به خاطر بسپارید:

1- به چیزی که یاد می گیرید، علاقه مند باشید:

همه ما چیزهایی را که به آن ها علاقه مند هستیم، بهتر به ذهن می سپاریم؛ مثلا کمتر کسی هست که اسم آدم هایی را که جذبشان کرده اند، فراموش کند. اگر به صورت ذاتی به چیزی که آن را یاد می گیرید یا سعی می کنید به خاطر بسپارید، علاقه ندارید، باید راهی برای علاقه مندشدن به آن پیدا کنید.

2- روشی برای اعمال نفوذ حافظه بصری خود پیدا کنید:

شگفت زده می شوید وقتی بدانید با این روش بیشتر می توانید مطالب را به یاد بیاورید؛ مثلا تصور کنید در یک مهمانی هستید و به 5 نفر پشت سر هم معرفی می شوید. چگونه می توانید به این سرعت اسامی آن ها را به خاطر بسپارید؟ بهتر است از هر نفر یک ویژگی خاص را که به چشم می آید، برداشت کنید و آن را به اسم هرکدام ربط دهید. این کار به تلاش ذهنی شما نیاز دارد اما اگر تمرین کنید، متعجب می شوید که چطور به راه حل های خلاقانه ای در زمینه تولید این تصاویر ذهنی دست پیدا کرده اید؛ مثلا چند بار پیش آمده است که فراموش کنید دسته کلید، عینک آفتابی یا کیف پولتان را کجا جا گذاشته اید. بهتر است دفعه بعد که آن را جایی می گذارید، یک لحظه مکث کنید و با حشمانتان ببینید که آن را کجا می گذارید. یادتان باشد حافظه به طور غالب، بصری است.

3- یک درخت حافظه ذهنی خلق کنید:

اگر سعی دارید حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بسپارید، راهی پیدا کنید تا آن ها را در ذهن خود به صورت یک درخت به هم ربط دهید. اول شاخه های بزرگی را طراحی کنید و بعد سراغ برگ ها بروید. شاخه ها و برگ ها باید برچسب هایی داشته باشند که به نوعی برای شما معنای شخصی را تداعی کنند و نیز مجموعه آن ها باید منطقی باشد. در سال 1950 مشخص شد اگر اطلاعات را تکه تکه کنیم، بهتر می توانیم آن ها را به یاد بیاوریم؛ مثلا اگر عددی مثل 467890 را به جای شش رقم، به صورت سه رقم سه رقم حفظ کنیم، یادآوری آن آسان تر خواهدبود.

4- چیزی را که می خواهید یاد بگیرید، به چیزهایی که در حال حاضر بلد هستید، ربط دهید:

هر قدر با اطلاعات جدیدمان ارتباط ذهنی بیشتری برقرار کنیم، در به خاطر آوردن آن موفق تر خواهیم بود. به همین علت است که ابزارهای تقویت حافظه می توانند به یادآوردن مطالب را تقویت کنند.

5- آنچه را که باید به خاطر بسپارید، بارها بنویسید:

من با همین روش در دانشگاه اسامی باکتری ها، عفونت ها و آنتی بیوتیک ها را حفظ می کردم. حتی نوشتن، موجب تقویت یادآوری مطالب می شود؛ به شرط اینکه یاد بگیرید فهرست نوشته شده را به خاطر بسپارید؛ به عبارت دیگر سعی کنید کپی نکنید و فعالانه هر مطلبی که می خواهید یاد بگیرید، به ذهن بسپارید و بعد آن را بارها و بارها روی کاغذ بیاورید. با این روش به خودتان هم نشان می دهید که کدام مطالب وارد حافظه بلندمدتتان نشده اند، تا با تمرکز بیشتر به آن ها توجه کنید، به جای اینکه وقتتان را برای تقویت چیزهایی که در حال حاضر می دانید، هدر دهید.

6- وقتی مطلبی را برای حفظ کردن می خوانید، هر پاراگراف را در یک گوشه خلاصه بندی کنید:

این کار نیازمند آن است که درباره آنچه می خوانید، بیندیشید و آن را بازیافت کنید و در نهایت هم یک بار دیگر آن را به خودتان درس بدهید. حتی بهتر است برداشت هایی از آن مطلب داشته باشید و برای آن دلیل بیاورید و سپس آن ها را به داستان تبدیل کنید تا پیوندهای عصبی بیشتری برای تقویت حافظه تان تشکیل شود.

7- بیشتر بعدازظهرها درس بخوانید:

مطالعات نشان می دهند توانایی حفظ کردن مطالب چندان تحت تاثیر ساعاتی از شبانه روز که فکر می کنید سرحال و هوشیار هستید، نیست. بلکه تحت تاثیر ساعاتی است که واقعا درس می خوانید و به نظر می رسد بعدازظهر، بهترین زمان روز است.

8- به اندازه کافی بخوابید تا خاطرات خود را مستحکم کرده و آن ها را حفظ کنید:

نه فقط شب بعد از مطالعه، بلکه روز قبل از درس خواندن هم باید خوب بخوابید. این کار را انجام دهید تا مجبور نباشید شب امتحان بیدار بمانید.

منبع: مجله موفقیت

 

زندگی جدید

اکثر باورهای متداول درمورد مغز مردها براساس تحقیقات انجام گرفته روی مردهای سن ۱۹ تا ۲۲ سال است، کسانیکه هنوز تحصیلات دانشگاهی‌شان را هم به پایان نرسانده‌اند و در این تحقیقات برای درآوردن خرج روزمره و دانشگاهشان شرکت می‌کنند. ولی مغر مردها در طول عمرشان تغییرات زیادی می‌کند.

اینجا درمورد باورهای نادرست متداول صحبت می‌کنیم. آنوقت خواهید فهمید که مردها تا چه اندازه دربرابر تنهایی آسیب‌پذیر هستند و چرا تا این اندازه روی پیدا کردن راه‌حل متمرکزند.

مردها هم دوست دارند ازدواج کنند

زن‌ها دوست دارند زندگی‌شان سر و سامان پیدا کنند ولی مردها دوست ندارند متعهد شوند و دلشان می‌خواهد آزادی‌شان دست خودشان باشد. شاید این یکی از بزرگترین باورهای نادرست درمورد مردها باشد که از گرایش امریکایی‌ها به استفاده از داوطلبان بسیار جوان برای تحقیقات انجام گرفته ناشی می‌شود.

در یک تحقیق انجام گرفته در بولیوی نشان داده است که خیانت‌ها معمولاً تا قبل از سن ۳۰ سالگی آقایان اتفاق می‌افتد. براساس این تحقیق، بعد از ۳۰ سالگی مردها دیگر سرگرم تامین معاش خانواده‌شان می‌شوند.

البته متعهد شدن برای بعضی از مردها سخت‌تر از بقیه است – مشکلی که براساس تحقیقات می‌تواند ریشه ژنتیکی داشته باشد. مردهایی که «ژن بی‌بندوباری» ندارند، تقریباً ۶۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند و احتمال ازدواج کردنشان بیشتر است.

رئیس کیه؟

سلسله‌مراتب‌های ناپایدار اضطراب زیادی برای مردها ایجاد می‌کند. ولی یک زنجیره مشخص از دستورات، مثل دستورانی که در ارتش و بسیاری محیط‌های کاری تمرین می‌شود، سطح تستوسترون آنها را پایین آورده و خشونت مردها را کنترل می‌کند.

درگیر شدن با ایجاد سلسله‌مراتب‌ها که از سن ۶ سالگی برای مردها شروع می‌شود، باعث می‌شود مردها سعی داشته باشند همیشه خودشان بالادست رفته و بقیه را پایین‌دست خود بدانند.

پدر شدن

مغز مردها ماه‌ها قبل از اینکه پدر شوند، آماده همکاری کردن می‌شود. در بدن پدرهای آینده تغییرات هورمونی اتفاق می‌افتد – پرولاکتین در آنها بالا رفته و تستوسترون پایین می‌آید – و همین باعث می‌شود رفتاری پدرانه پیدا کنند.

فرومون‌های زن باردار به همسرش هم سرایت کرده و باعث می‌شود مردها هم دچار تغییراتی اساسی شوند.

حتی قبل از اینکه زن حامله شود، فرومون‌های مرد باعث می‌شود در مغز زن نورون‌های مادر خوب فعال شود.

مغز بالغ مردانه

در طول دوره تکامل، مردها در زمان جوانی نیاز به رقابت بر سر مقام و همسر و در زمان بلوغ نیاز به تاکید بر پیوند و همکاری داشته‌اند.

خود مردها هم این را تایید می‌کنند؛ و تحقیقات روانشناختی نشان داده است که جلو افتادن از رقبا در سنین بالاتر جذابیتی برای مردها ندارد. درمقابل، آنها توجه بیشتری به روابطشان و بهتر کردن جامعه نشان می‌دهند.

این تغییر احتمالاً به خاطر کاهش تدریجی سطح تستوسترون با بالا رفتن سن در آنها ایجاد می‌شود. تحقیقات نشان داده است که مردهایی که سطح هورمون تستوسترون در آنها بالاتر است، در رقابت بهتر هستند و آنهایی که سطح پایین‌تری از تستوسترون دارند در رقابت‌هایی که نیازمند همکاری تیم و گروه است بهتر عمل می‌کنند.

بازی کردن با بچه‌ها

تحقیقات نشان می‌دهد روش‌های خاص مردها برای بازی کردن با بچه‌هایشان که در آنها حرکات ناگهانی و اذیت کردن بیشتر است، باعث می‌شود بچه‌ها بهتر یاد بگیرند، اعتمادبه‌نفس بالاتری پیدا کنند و بتوانند خودشان را بهتر برای دنیای واقعی آماده کنند.

تحقیقات متعددی نشان می‌دهد که پدرهایی که نقش فعالی در بزرگ کردن فرزندانشان دارند سطح پایین‌ترین از تستوسترون دارند. بااینکه هنوز مشخص نیست که سطح هورمون است که موجب این رفتار می‌شود یا برعکس ولی محققان بر این عقیده‌اند که تکامل به نفع این پدران بوده است. بچه‌های انسان جزو نیازمندترین بچه‌ها بین موجودات هستند و پدران خوب شانس این را دارند که بچه‌ها و البته ژنشان باقی بماند.

دفاع از قلمرو

بخشی از کار مردها دفاع از قلمروشان است. البته نیاز به تحقیقات بیشتری بر روی انسان‌ها است ولی در پستانداران نر دیگر قسمت «دفاع از قلمرو» بسیار بزرگتر از همسران ماده‌شان است.

بااینکه زنان هم احساس مالکیت دارند، ولی مردها وقتی با تهدیدی نسبت به زندگی عشقی یا قلمروشان روبه‌رو می‌شوند، احتمال برخورد خشونت‌آمیز بیشتری دارند.

از دل برود هر آنکه از دیده‌شان برفت

تستوسترون که بیشتر با خشونت و دشمنی مرتبط دانسته می‌شود، هورمون جنسی هم هست. و این میل در مردان شش برابر زنان است.

محققان دریافته‌اند که تستوسترون بخش کنترل ضربه در مغز را دچار اخلال می‌کند. بااینکه هنوز نیاز به تحقیقات بیشتر است ولی همین توضیح می‌دهد که مردها تا زمانی که زنی جلو چشمشان است به او فکر می‌کنند و وقتی از دیدشان خارج می‌شود، از ذهنشان هم بیرون می‌رود.

تمرکز بر راه‌حل

بااینکه خیلی از تحقیقات نشان می‌دهد که زن‌ها بسیار دلسوزتر از مردها هستند ولی این کاملاً صحت ندارد. سیستم دلسوزی و همدردی در مغز مردها وقتی کسی استرس دارند یا دچار مشکل شده است، واکنش می‌دهد. ولی بخش «حل کردن مشکل» در ذهنشان خیلی زود غلبه می‌کند.

این باعث می‌شود که به جای نشستن با آن فرد و همدردی کردن با او، برایش به دنبال یک راه‌حل باشند.

آسیب‌پذیری در برابر تنهایی

بااینکه تنهایی می‌تواند برای سلامتی و مغز همه ایجاد مشکل کند، مردان در سنین بالاتر آسیب‌پذیرتر هستند.

مردها برای مشکلاتشان کمتر از زن‌ها کمک می‌گیرند که این موجب تنهاتر شدن آنها می‌شود و این مدارهای اجتماعی مغز آنها را دچار مشکل می‌کند.

زندگی کردن با زن‌ها برای آنها بسیار مفید است. مردانی که در روابط بادوام هستند، سالم‌تر بوده، بیشتر عمر کرده و سطح هورمون‌هایشان نشان می‌دهد که میزان اضطراب کمتری دارند.

زن‌ها برای غدد جنسی مردها هم مفید هستند. تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ انجام گرفت نشان داده است که موش‌های نری که با موش‌های ماده زندگی می‌کنند نسبت به موش‌های نری که تنها زندگی می‌کنند، برای مدت طولانی‌تری بارور می‌مانند.

احساسی‌تر

بااینکه معمولاً زنان جنسیت احساسی‌تر قلمداد می‌شوند، ولی نوزادان پسر معمولاً واکنش‌های احساسی بیشتری نسبت به نوزادان دختر داده و احساساتشان را بیشتر ابراز می‌کنند.

مردان بزرگسال هم واکنش‌های احساسی‌ قوی‌تری دارند ولی قبل از اینکه از این احساسات آگاهی داشته باشند. وقتی این احساسات به خودآگاه آنها می‌رسد، سعی می‌کنند روی آن سرپوش گذاشته و نشانش ندهند.

پسرها در جوانی یاد می‌گیرند که احساساتشان را پنهان کنند، چون اگر آنها را نشان دهند، به نظر فرهنگ و جامعه مردانه نیست. ولی سرپوش گذاشتن بر روی احساسات هم واکنش «جنگ و گریز» را در آنها فعال می‌کند. واکنش قوی مرد و سرکوب متعاقب آن او را برای برخورد با یک تهدید آماده می‌کند.

منبع: مردمان

 

زندگی جدید

از وقتی که دوران عقد به بیشتر از یک سال رسیده، طعم این دوران هم برگشته است. شیرین نیست که هیچ، حتی گس هم نیست، بلکه تلخ است. گاهی آنقدر تلخ که سقف خانه ای را که زوجین آرزویش را دارند روی سرشان خراب می کند و کارشان را به جدایی می کشاند.

چرا دوران عقد طولانی شده؟

از لحاظ کارشناسی حداکثر زمان برای دوران عقد، یک سال است. وقتی این دوران از این حداکثری تجاوز می کند می گوییم که عقد بیشتر از چیزی که باید طول کشیده است. حالا چرا اصلاً این اتفاق می افتد؟

1. مسائل مالی. یکی از مهمترین مسائلی که باعث طول کشیدن دوران عقد می شود نداشتن کار مناسب و نداشتن توانایی مالی برای تهیه خانه، جهیزیه، برگزاری مراسم عروسی و شروع زندگی مستقل است.

2. یک باور غلط. خیلی ها فکر می کنند که دوران عقد، دوران شناخت است و به همین دلیل اصرار دارند که مدتی طول بکشد. این در حالی است که شناخت مربوط به دوران نامزدی است یعنی قبل از اینکه عقد صورت بگیرد.

3. تحصیلات و سربازی. گاهی اوقات پسر تازه سرباز است و یا دختر به تازگی در یک مقطع تازه ای در یک شهر دیگر شروع به تحصیل کرده است. بنابراین عروسی را تا تمام شدن این دوران عقب می اندازند.

4. چشم و همچشمی. متأسفانه تفکر ما در طی دهه های اخیر به سمت تجمل گرایی حرکت کرده است و این مانعی شده برای سر گرفتن زندگی فرزندانمان.

دردسرهای عقد طولانی

از لحاظ کارشناسی حداکثر زمان برای دوران عقد، یک سال است. وقتی این دوران از این حداکثری تجاوز می کند می گوییم که عقد بیشتر از چیزی که باید طول کشیده است.

اغلب عقدکرده هایی که به اختلاف بر می خورند، کسانی هستند که عقدشان طولانی شده است. این به معنای آن است که این افراد اختلاف جدی با هم نداشته اند (چرا که اگر اختلاف جدی باشد معمولاً قبل از یک ساله شدن عقد جدا می شوند) و مشکلاتی هم که به وجود آمده اند، به صورت تدریجی و حاصل طولانی شدن این دوران بوده است. بعضی از این مشکلات شامل موارد زیر هستند:

1. گیر کردن بین توقعات. وقتی دختر و پسری عقد می کنند، توقعات زن و شوهری از یکدیگر دارند. این در حالی است که بر طبق عرف، تا وقتی که زوجین به خصوص دختر در خانه پدر هستند ملزم به رعایت قوانین آن و برآورده کردن توقعات قبلی خانواده هستند. این وضعیت وقتی طولانی بشود، آنها را دچار فرسایش روانی می کند و باعث اختلاف می شود.

2. کنجکاوی اطرافیان. از همان روز عقد، فامیل و آشنا در هر بار دیدار از زوجین و والدین او سوال می کنند که «عروسیتان کی است؟». وقتی هم که عقد طولانی می شود سوالات دیگری اضافه می شوند مانند «رابطه تان خوب است؟»و غیره. این فشارها کم کم زوجین و خانواده ها را خسته می کند و باعث می شود که همدیگر را سرزنش کنند.

3. رفت و آمد. خیلی از خانواده های دختر خانم ها اجازه نمی دهند که دخترعقد کرده شان شب بیرون از خانه پدری بخوابد یا با شوهرش به مسافرت برود. یا وقتی از خانه بیرون می روند برای برگشت او ساعت تعیین می کنند. این مسئله شوهر را ناراحت می کند و روی رابطه آنها اثر می گذارد.

4. «خرج دختر با کیه؟»گاهی اوقات خانواده دختر از همان موقع عقد، مخارج تحصیل و درمان و خرید دخترشان را کاملاً به عهده شوهر او می گذارند این در حالی است که خانواده پسر به این مسئله معترضند و با کنایه و یا مستقیم این نکته را به روی دختر می آورند. در این زمان، زوجین چون نمی دانند به حرف چه کسی گوش کنند به جان هم می افتند.

5. «عروسی کجا باشه؟» اگر خانواده ها از لحاظ فرهنگی با هم خیلی تفاوت داشته باشند، سر مراسم عروسی هم به اختلاف بر خواهند خورد. از آنجا که در این مواقع هر خانواده ای سعی دارد روی دیگری فشار بیاورد، این مسئله روی روابط زوجین تأثیر خواهد گذاشت.

6. دلسردی. با این همه اختلاف و دردسر، طبیعی است که زوجین از هم دلسرد بشوند و حتی عطای زیر یک سقف رفتن را به لقایش ببخشند.

یک راهکار اساسی:


اگر شما هم دوران عقدتان طولانی شده و کم کم دارد سر و کله اختلافات در رابطه تان پیدا می شود، فقط یک راه دارید: «هر چه زودتر بروید سر زندگی خودتان». و اگر فرزند شما با این مشکل مواجه است به او کمک کنید تا هر چه زودتر به خانه خودش برود.

توصیه هایی به زوج های جوان:

اگر شما هم دوران عقدتان طولانی شده و کم کم دارد سر و کله اختلافات در رابطه تان پیدا می شود، فقط یک راه دارید: «هر چه زودتر بروید سر زندگی خودتان». و اگر فرزند شما با این مشکل مواجه است به او کمک کنید تا هر چه زودتر به خانه خودش برود.

برای اینکه بتوانید موانع ازدواجتان را به شیوه ای مسالمت آمیز از میان بردارید به چند نکته توجه کنید:

1. با خانواده هایتان صحبت کنید. به خانواده هایتان بگویید که طولانی تر شدن عقد می تواند برای زندگی شما آسیب زا باشد و از آنها بخواهید تا در صورت امکان، با ساده کردن مقدمات، ازدواج شما را جلو بیندازند.

2. به دنبال تشابهات باشید. به فرهنگ و رسوم خانواده هایتان توجه کنید و تشابهاتی را که بین آنها وجود دارد پیدا کنید. در اختلافاتی که به دلیل تفاوت های فرهنگی بین خانواده ها به وجود می آید، طرف وسط را بگیرید و از منتقل کردن حرف های این خانواده به آن خانواده پرهیز کنید. همینطور ناراحتی تان از این مسائل را سر همسرتان خالی نکنید.

3. مسولیت زندگیتان رابپذیرید. این شماهستیدکه تعیین میکنید دیگران چقدر درزندگیتان نقش داشته باشند. اگر با کم کردن چشم و همچشمی ها می توانید سر زندگی تان بروید، تصمیمتان را بگیرید و هر کدامتان خودتان تصمیمتان را برای خانواده تان مطرح کنید.

توصیه هایی به خانواده ها:

بخش زیادی از مشکل فرزندتان با کمک شما قابل حل است اگر:


1. توقعات منطقی داشته باشید. توقع مراسم مجلل و یا جهیزیه آنچنانی را کنار بگذارید.

2. به جوانان میدان بدهید. وظیفه شما کمک به انتخاب همسر مناسب و پا گرفتن زندگی فرزندانتان است. لطفاً مسائل حاشیه ای مانند کم و کیف مراسم عروسی، خرید یا اجاره خانه، جهیزیه و غیره را به زوجین واگذار کنید.

 

منبع: تبیان

 

زندگی جدید

همه افراد به طور طبیعی در مراحلی از زندگی‌شان به جایی می‌رسند که نیاز به تشکیل زندگی مشترک را احساس و آمادگی این کار را پیدا می کنند، ولی عواملی موجب می شود که باوجود نیاز و آمادگی‌شان، دچار شک، ترس و دودلی شوند و از ازدواج اجتناب کنند یا در مراحل بعد، از ازدواج پشیمان شوند .

 با این مقدمه دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران را در این باره نوشته است که با هم می خوانیم.

ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی.

عوامل خانوادگی

پایه‌های زندگی آینده انسان‌ها در خانواده، کودکی و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند.

عوامل فردی


درباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود.

عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند. گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود.

مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند.

عوامل اجتماعی


دسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود.

چند راهکار پیشنهادی

راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.

نکته سوم آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.

منبع: سپیده دانایی

 

زندگی جدید

رعایت و اجرای نکات تاثیر گذار زیر می تونه این معضل درسی اکثر داوطلبان رو کمتر و درنتیجه باعث افزایش سرعت یادگیری شود.

۱-مکان مطالعه فقط برای مطالعه باشه نه خوردن، خوابیدن، اینترنت، تماشای تلویزیون، موبایل بازی و ٦تا درهنگام حضوردر این مکان، فقط افکار درسی به ذهنتون بیان نه پارازیت های مزاحم.

۲-یک برنامه درسی حجمی و اجباری داشته باشید. یعنی خود را مقید کنید که در یک زمان خاص و مبحث تعیین شده، درس را باصطلاح جمع کنید. تا ذهن فرصت نکند به حاشیه های غیراز درس بپردازد و فقط درگیر درس خواندن شود.

۳-برای تمرکز و فرار از افکار خیال پردازنه، از روش تند خوانی استفاده کنید. هرچند که با اینکار برمبحث،۱۰۰درصد مسلط نمی شوید ولی برای تمرکزبسیار عالیست.

۴-اگر در ضمن مطالعه، افکاری غیر از درس خواندن سمتتون اومد سریع این افکارو روی یک کاغذ یادداشت کنید تا بعدا و در مکانی دیگر بهش فکر کنید.

۵-مطالعه را به بازه های زمانی کوچک تر تقسیم کنید تا بیشترین بازدهی را در یادگیری داشته باشید. هرچه این بازه های زمانی کمتر باشند باعث تمرکز زیاد شما در حین یادگیری می شه و مغز دیگه فرصت خیال پردازی پیدا نمی کنه.

۶-حتما بعداز هر ۴۵ دقیقه مطالعه، ۱۰دقیقه استراحت کنید، از جای خود بلند شوید، چیزی میل کنید. این استراحت کوتاه، به مغز شماست نه جسم تان. که باعث خون رسانی بیشتر و ایجاد تمرکزی بالاتر می شود.

۷-اگه دیدید مغز داره شروع به خیال پردازی میکنه،با صدای بلند درس بخونید. این تنها راه برگشت سریع به تمرکزه.

۸-پویا و فعال مطالعه کنید.ضمن مطالعه حتمن خلاصه برداری و نکته برداری کنید. مطالب مهم رو علامت دارکنید. با این کار شما دارید داده های زیادی را وارد مغز می کنید و مغز درگیر پردازش این داده ها و ثبت اطلاعات می شود و دیگه فرصتی برای خیال پردازی نخواهد داشت.

۹-عادت کنید،تمرین کنید با کوچکترین حرکت و صدایی حواستون پرت نشه و با تمرکز به مطالعه ادامه بدهید با گذشت زمان کم کم دیگه این مسئله براتون عادی میشه و دیگه بیتفاوت میشین.

۱۰-بطور ذاتی مغز نیاز به فعالیت ودرگیری فکری داره،پس اگه ذهن خود را درگیر و متمرکز بر مبحث درسی نکنید اون خودشو درگیر مباحث و حاشیه های فکری میکنه.

۱۱-حتما یک رغیب در سطح خود و هم رشته داشته باشید چرا که ترس از عقب ماندن از رغیب باعث جمع کردن تمام حواس به درسها میشود.

۱۲-در طول روز تمرکز بیشتره. سعی کنید در طول روز مطالعه داشته باشید که البته این نکته در افراد مختلف متفاوته و کاملا بسته به شرایط ذهنی و علایق هر فرد،فرق می کنه.

۱۳-خستگی یا گرسنگی در حین مطالعه باعث عدم تمرکز در مطالعه می شود.

۱۴-جهت افزایش تسلط در یک مبحث درسی ،در یک زمان فقط بر روی یک مبحث متمرکز شوید تا مغز بهتر بتواند داده های ورودی را تحلیل و درآخر ثبت کند.

۱۵-آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید. عصبانیت و هیجان زیاد، دشمنان تمرکز و باعث هدایت مغز به سمت افکار پرت و خیال پردازین.

۱۶-با ذوق و اشتیاق یاد بگیرید. همیشه به خودتون بگید که اگه مثلا من زیست رو خیلی خوب بخونم، مسلط تر می شم و درصد هام بیشتر و به پزشکی قبول شدن و یا رشته مورد علاقه ام خیلی نزدیک تر می شم.

۱۷-حتما ضمن مطالعه و بعد از مطالعه، خودتون تست طرح کنید و حتما تست های مبحث خوانده شده را بزنید. این ایجاد تنوع در مطالعه باعث پیشرفت پلکانی شما در آن درس می شود.

نکته ای بسیار مهم:با توجه به دوری جستن از حفظیات و مفهومی شدن دروس عمومی همانند دروس اختصاصی در کنکور سراسری ، دراین چند سال اخیر،عمومی ها رو به روش تخصصی ها ،تست کارکنید یعنی بلافاصله بعد از خواندن مطلب درسی تست های آن مبحث را بزنید و به روز بعد موکول نکنید.

۱۸-همیشه دست به قلم باشید. نوشتن درحین مطالعه بزرگ ترین سلاح جنگ با خیال پردازیست و در مقابل یکی از عوامل اصلی موفقیت در یادگیری تکنیکی مطالب است. در این صورت مغز به طور اتوماتیک و با توجه به تمرین های زیاد در نوشتن مباحث، قادر خواهد بود مطالب را سریع رمز گردانی کند.

۱۹-ضمن مطالعه سعی کنید مغز را به سمت مطالب قدیمی تر خوانده شده هدایت کنید و سعی در به یادآوری مباحث کنید.تا مغز مقید بشه که خوب باید درس بخونه و مطالب رو بیاد بیاره.

چهار روش آسان برای جلوگیری از عدم تمرکز وجود دارد:


1) وقتی یک مبحث را تمام کردیم، کتاب را ببندیم و برای خود یا دوستمان درس را یک بار توضیح دهیم.

2) اگر در زمان معین شده نتوانستیم مبحث را تمام کنیم، مبحث را به اتمام رسانده و جمع بندی مطلب را برای زمان شب بگذاریم.

3) اگر خستگی عامل حواس پرتی ما شده، برای دقایقی مکان مطالعه را ترک کنیم یا مطلب درسی را عوض کنیم.

4) وقتی در حال درس خواندن هستیم جدی باشیم و بر اساس یک برنامه مطمئن که به آن اعتماد داریم پیش برویم.

منبع: تبیان

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 132

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 3,959
بازدید سال : 351,407
امروز : چهارشنبه 27 تیر 1397

مطالب پیشنهادی