close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

مردان صراحت بیشتری در سخن گفتن دارند یا زنان ؟کدامیک در هنگام سخن گفتن رک گوترند؟این ویژگی در زنان بیشتر دیده می شود یا در مردان علل مهم برای بروز این رفتارچیست؟آیا ویژگی مثبتی به شمار می رود یا داشتن این صفت نکته مثبتی در رفتار افراد است یا منفی؟

فرقی نمی کند در خانواده باشد یا محل کار یا دانشگاه، به طور کلی اگر افراد بتوانند با صراحت با یکدیگر صحبت کنند، جلوی بسیاری از سوء تفاهم ها گرفته خواهد شد و افراد با اطمینان خاطر بیشتری می توانند نظرات خودشان را بگویند.

 راه حل جلوگیری از سوءتفاهم‌ها و بی‌احترامی‌ها در گفت‌وگوها، رک گویی یا صراحت است که در ادامه با سوال و جواب های رایج در این باره در حد قابل قبولی درباره آن بحث کرده ایم.

1- تعریف دقیق رک گویی چیست ؟

رک گویی یعنی صراحت لهجه و جسارت در بیان حقیقت، نه جسارت در بی احترامی به دیگران. یعنی صراحت بیانی که نفعی برای دیگران داشته باشد و مایه رنجش دیگران نشود. افرادی که به بهانه رک گویی هر آنچه را که به ذهن شان می‌رسد می گویند بی ادبی را با رک گویی اشتباه گرفته اند و نشانه بارزی از عدم اعتماد به نفس و دست کم گرفتن خود را به نمایش می گذارند. ادب و احترام در گفتار از هر چیزی مهم تر است و صراحت و صداقت یعنی روشن گویی و روشنی در گفتار که دور از هر گونه طعنه و منظور خاصی باشد که موجب رنجش نشود.

2- به نظر شما تفاوت رک گویی و رکیک گویی چیست؟

بددهانی نشانه ای از ناتوانی آدم ها در خویشتن داری است. رکیک گوها در حقیقت نوعی تخلیه روانی انجام می دهند یعنی در حالات نامطلوب خود جابه جایی انجام داده و آن ها را به صورت واژگان رکیک بروز می دهند. این روزها در میان برخی جوانان رکیک گویی نمادی از صمیمیت است که کم کم به صورت عادت در آمده و به آسیب اجتماعی منجر می شود.

3- آیا تفاوتی از لحاظ جنسیتی در زنان و مردان رک گو وجود دارد؟

به نظر می رسد آقایان رک گوتر باشند. به عنوان مثال، اگر عقیده یک مرد را درباره موضوعی بخواهید او راحت تر و با صراحت بیشتری ابراز عقیده می کند در حالی که یک خانم با حاشیه پردازی همان مضمون را بیان می کند که این مطلب را می توان به تفاوت جنسیتی در به کار بردن کلمات مربوط دانست اما از نظر علمی تفاوت فاحشی بین زن و مرد در رک گویی وجود ندارد.

4- رک گویی چه احساسی را در دیگران به وجود می‌آورد؟

اگر رک گویی به آسیب روانی منجر شود از شأن و اعتبار شخصیت رک گو می کاهد و روابط اجتماعی او را به خطر می اندازد و نزد دیگران از احترام کمتری برخوردار خواهد شد و نشان می دهد که فرد بر رفتار و هیجانات خود کنترل ندارد و دچار فقدان خویشتنداری و ضعف شخصیتی است که این از عدم بلوغ هیجانی وی حکایت دارد.

5- آیا می توان رک گو بود بدون این که به کسی آسیب زد؟

بله، با کنترل زبان و گفتارتان در نظر دیگران پخته تر، باهوش تر، مودب تر و خوش مشرب تر جلوه می کنید و مورد پذیرش و احترام همگان قرار می گیرید. برای این منظور باید مثبت بیندیشید و نیمه پر لیوان را ببینید و طوری رفتار کنید که قادر به انجام امور هستید. باید شکیبایی را تمرین کنید و آستانه تحمل خود را افزایش دهید. سریع از کوره در نروید و در اموری که کنترلی بر آن ها ندارید، بردباری به خرج دهید. باید پیش از سخن گفتن فکر کنید و با خوش زبانی به وقار و شخصیت خود بیفزایید.

6- آیا رک گویی با هوش هم ارتباط دارد؟

یکی از ویژگی های اشخاص باهوش توانایی آنان در پیش بینی آینده است؛ بنابراین به راحتی عواقب رک گویی های بی پرده را می توانند درک کنند.

7- آیا کارمندان باید با کارفرمای خود رک باشند؟

اگر منظور از رک گویی، صراحت گویی است باید گفت که صادقانه مسائل و مشکلات را در میان گذاشتن، از عواقب نامطلوب جلوگیری می کند و فرد می تواند بدون جبهه گیری و با استفاده از واژگان مناسب، آنچه را که نیاز سازمان است، مطرح کند.

8- رابطه رئیس از نظر میزان رک بودن با کارمندانش چگونه باید باشد؟

یکی از مهم ترین ویژگی های مدیران این است که بتوانند نیازهای مجموعه تحت مدیریت شان را به نحو مطلوب بیان کنند تا در پیشبرد هدف ها گام بردارند و صریح بودن روسا در این امر حیاتی است و پرده پوشی یکی از تراژدی های هر سازمانی است. روسا باید کارکنان را در ابراز عقاید خود تشویق کنند تا همکاری جمعی ایجاد شود. سازمان هایی که افراد آن با دیوار نامرئی مواجهند دچار آشوب روانی می شوند و کم کاری و تنش در آن سازمان ریشه می دواند.

9- رک گویی هم انواع دارد؟

بله، رک گویی می تواند کلامی یا عملی باشد. البته اگر شخص رک گو درصدد رنجاندن دیگری باشد و از روی قصد و عمد به آن مبادرت ورزد در حقیقت نوعی آسیب روانی به شخص وارد می کند و این عمل معمولا در مواقعی رخ می دهد که شخص درصدد انتقام از دیگری باشد و یا به نوعی حسادت باعث می شود که پرخاشگری خود را در قالب بی پرده گویی نمایان سازد و به شخصیت فرد خدشه وارد کند.

منبع: آفتاب

 

زندگی جدید

چگونه می توانیم بررفتارهایمان کنترل داشته باشیم توصیه های مفید در این زمینه کدامند پیشنهادات مختلف برای کنترل بر خلق و خو و رفتار از دید روانشناسان را در ادامه مطلب برایتان آروده ایم با ماهمراه باشید و هیجانات خود را به موقع و به جا بروز دهید 

دوره نوجوانی سرشار از نیاز به هیجان است اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. قبل از هر چیز بهتر است هیجان را تعریف کنیم. به زبان ساده هیجان در واقع پاسخی است که به احساسات مان می دهیم. به دیگر بیان هیجان می تواند غم باشد که بیان آن گریه است یا خوشحالی باشد که بیان آن خنده است. هیجانات افکار، باور ها و انتظاراتی که داریم پاسخ ما را به آن هیجان مشخص می کند.

به همین دلیل یک هیجان می تواند پاسخ های متفاوتی را در افراد مختلف ایجاد کند. همچنین تغییرات جسمی مانند افزایش ضربان قلب، گشاد شدن مردمک چشم یا افزایش تعداد تنفس را در هیجاناتی مانند ترس یا خشم ممکن است تجربه کنیم. این هیجانات بخشی طبیعی از زندگی افراد است که خصوصا در سن نوجوانی ممکن است پررنگ تر از دیگر سنین به نظر برسد.

چرا مدیریت هیجانات مهم است؟

حال سوال این است که چرا مدیریت هیجانات تا این حد مهم است و تاکید زیادی به آن می شود؟ واقعیت این است که هیجانات منفی مانند خشم یا افسردگی می تواند مشکلاتی را برای فرد یا اطرافیانش ایجاد کند. تصور کنید فردی که بسیار خشمگین شده، چنانچه موفق نشود این هیجان را کنترل کند، ممکن است هر لحظه دست به عملی بزند که باعث پشیمانی شود یا فردی که دچار افسردگی شده، ممکن است به خودکشی اقدام کند. برخی احساسات مانند خوشحالی هم می تواند فرد را به سمت تفریحات ناسالم مانند مصرف قلیان، سیگار، یا رفتار های ضد اجتماعی و رفتار های نامناسب بکشاند. تمامی این موارد می تواند به تصمیمات احساسی منجر شده و فرد بعد از اقدام واقعا از رفتارش پشیمان شود یا حتی دیگر فرصتی برای جبران نداشته باشد. پس در نتیجه مدیریت هیجانات چه از نوع مثبت و چه منفی، یکی از مهارت هایی است که به فرد کمک می کند به خودش و اطرافیان کمتر آسیب بزند و از طرفی باعث رشد بهتر خودش شود.

4 راهکار کنترل هیجانات

1- سعی کنید هیجانات تان را بشناسید: شناخت هیجانات بخش مهمی از کنترل آن را شامل می شود. در نظر بگیرید وقتی در یک موقعیت کسی به شما می گوید: «تو الان عصبانی هستی» و شما پاسخ می دهید: «نه به هیچ وجه» در حالی که رگ گردنتان بالا زده و صورتتان از شدت خشم سرخ شده است، گویا نسبت به هیجان منفی خودتان آگاه نیستید یا اگر آگاه هستید دیگر قادر به کنتر ل آن نیستید. بسیاری از اوقات اطرافیان ما هیجانات مارا بهتر از خودمان تشخیص می دهند زیرا آن ها به تمام علایم فیزیکی، رفتاری و شناختی ما توجه می کنند اما شناخت هیجانات کار زیاد سختی نیست. کافی است به تمام علایمی که بعد از یک رویداد در شما اتفاق می افتد توجه کنید و با دقت بررسی کنید الان خوشحالید یا غمگین؟ سرحالید یا بی حوصله؟ امیدوارید یا ناامید؟ وقتی بدانید چه هیجانی دارید، انتظارتان نسبت به رفتارتان منطقی تر می شود.

2- به هیجانات خود اجازه ابراز بدهید:  ساده ترین راه برای بروز هیجانی مانند خوشحالی، خندیدن است. حتی اگر تنها هستید گاهی می توانید مطلب خنده داری بخوانید و بلند بخندید. اگر غمگینید، سعی کنید درباره موضوعی که باعث ناراحتی تان شده است با کسی صحبت کنید و حتی در حضور او گریه کنید و گاهی می توان احساساتی مانند خشم را در یک فعالیت مانند کار یا ورزش تخلیه کرد. فردی که پس از تجربه احساس خشم با مشت به کیسه بوکس می کوبد نسبت به کسی که آن را در درون خودش سرکوب می کند، زودتر با خشمش کنار خواهد آمد. اگر هیجان شما معطوف به شخص خاصی است، بهتر است درباره آن با او گفت وگو کنید. به طور مثال بگویید: «مدتی است که می خواهم بگویم…»، «درباره رفتاری که انجام دادی اینطور فکر کردم که…» اما مراقب باشید که در بروز هیجانات خود خطوط قرمز را رعایت کنید. هیچگاه به خودتان و دیگران اجازه ندهید به خاطر خشم به فردی توهین کنید یا او را مورد تنبیه فیزیکی قرار دهید.

3- گاهی احساسات خود را یادداشت کنید:  این خود نوعی ابراز وجود برای بیان احساس است. نوشتن احساسات نه تنها راهی برای تخلیه آن است؛ بلکه فرصتی برای یافتن راه حل درباره احساسات منفی نیز ایجاد می کند. این تکنیک مخصوصا در مواقعی که مشغول انجام کار دیگری هستید بسیار کمک کننده است. در واقع با این کار می توانید به احساساتتان برای بروز فرصت بدهید؛ مثلا اگر امروز کار خوبی انجام داده اید که بسیار خوشحال هستید می توانید خودتان را برای خوردن یک بستنی یا گرفتن یک هدیه دعوت کنید. گاهی می توانید احساس منفی خود را یادداشت کنید و یک بار آن را بخوانید و سپس کاغذی را که هیجان منفی تان در آن یادداشت شده است به آتش بکشید.

4- فنون کنترل هیجانات منفی را بیاموزید: هیچ فردی نمی تواند بگوید که هیجاناتمنفی را تجربه نمی کند. طبیعی است که ما به خاطر اتفاقاتی که پیرامونمان می افتد ممکن است هیجانات مختلفی را تجربه کنیم اما این که چطور با آن مواجه می شویم به آموختن نیاز دارد. بسیاری از ما از کودکی آن را از اطرافیانمان مخصوصا والدین آموخته ایم ولی بخش مهمی از آن را باید فرا بگیریم؛ به طور مثال برای ابراز خشم باید از مهارت های ارتباطی مانند «زبان من» کمک گرفت. جملاتی مانند: «از این رفتار توبسیار ناراحت شدم» و «وقتی این طور رفتار می کنی، بسیار برآشفته می شوم».

از طرفی برای مواجه شدن با برخی هیجانات مانند افسردگی باید از پناه بردن به مصرف سیگار یا دیگرمواد خودداری کرد. به این دلیل که همواره باید اثر درازمدت یک عمل را در نظر گرفت نه فقط تاثیر کوتاه مدت آن را.

منبع: روزنامه خراسان

 

زندگی جدید

موفقیت در کسب و کار

 


موفقيت در كسب و كار

مترجم : رشيدي اردستاني، اسحاق

چكيده

 

در اين نوشتار برآنيم تا به توصيه‌هاي بيل گيتس براي موفقيت در كسب و كار اشاره كنيم تا با شيوه كسب و كار و رازهاي موفقيت اين غول كامپيوتري آشنا گرديم.

 

بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان است که 11 سال متوالی برنده این عنوان بوده و دارایی او در حدود 51 میلیارد دلار تخمین زده می شود. گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود 50 بیلیون دلار است. گیتس با دگرگونى مایكروسافت و تبدیل آن به یك بازیگر مهم در صنعت كامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید براى ایجاد بسترى جهت رشد خیلى زیاد در برنامه‌هاى كاربردى فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلى زود دریافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتیجه برساند، لازم و ضرورى است كه یك استاندارد صنعتى ایجاد شود. او همچنین مى‌دانست كه اگر هركسى زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌ترى براى داشتن قدرت در صنعت كامپیوتر خواهد داشت.

 

ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و این خود هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را بر می انگیزاند. اما آنچه مهم می نماید شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران هشدار مى دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران داد و ستد اینترنتی قرار بگیرید!»

 

در واقع گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری است که طلوع برق آسای وی همراه با شهرت و اقبالش، موید ظهور یک نظم تجارت جهانی جدید است. گیتس در شیوه كسب و كار خود به مدیران توصیه مى كند كه با «الگوى زندگى اینترنتی» آشنا شوند؛ « دستهاى خود را بكار اندازید! بایستى با پست الكترونیك و دیگر ابزار دیجیتالى كار كنید و با روش كار آنها خوب آشنا شوید. باید به چشم ببینید كه «سایت» اینترنتى رقیبان چگونه است. بایستى خود از كاربران اینترنت گردید؛ چندین كتاب در این زمینه بخوانید و سفر با شبكه جهانى را آغاز كنید!»

توصیه اول: جریان اطلاعات‏ را خون زندگى بخش بدانید

 

گیتس عقیده دارد كه شایسته ترین راه شاخص نمودن شركت در میان رقیبان‏ و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهره بردارى كارآمد از «اطلاعات» است و چگونگى و روش گردآوری، مدیریت و كاربرد اطلاعات است كه سرنوشت برد و یا باخت ما را رقم مى زند. به نظر گیتس برندگان آنهایى خواهند بود كه با برپا كردن یك «دستگاه عصبى دیجیتالى سراسری»، جریان اطلاعات را در میان همكاران و مشتركهاى وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینه سازى و یادگیرى پیوسته بپردازند.

گیتس براى روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمان ها، دوازده گام بنیادین را برمى شمارد:

 

    در انجام ارتباطات سازمانى از راه «پست الكترونیكی» پافشارى كنید، زیرا مى توانید در برابر خبرهاى تازه با شتاب بازتاب هاى عصبى واكنش نشان دهید.

    داده ها و اطلاعات فروش را همواره به صورت «در خط» (مستقیم) – از روى نمایشگر رایانه ـ بررسى كنید تا به آسانى به سهم و روند بازار آگاه شوید. به روند كلى و همچنین خدمات موردى مشتریان توجه نمایید.

    در تجزیه و تحلیل وضعیت كسب و كار، از رایانه شخصى (‍PCS) بهره بگیرید و كاركنان فرهیخته را در بخشهاى نیازمند به سطح فكرى بالا در زمینه تولید، خدمات، و سودآورى بگمارید.

    به یارى ابزار دیجیتالی، «تیم هاى نمادین (مجازى) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتوانند آگاهیهاى همدیگر را در سراسر جهان و به هنگام بیفزایند.

    همه فرآیندهاى «كاغذی» را به «دیجیتالی» تبدیل كنید و تنگناهاى ادارى را برطرف نمایید. بدین گونه‏ كاركنان فرهیخته براى انجام وظیفه هاى مهمتر آزاد مى شوند.

    با بكارگیرى ابزار دیجیتالى از فعالیتهاى «تك- وظیفه‌ای» بكاهید و یا آنها را به فعالیتهاى «ارزش‌افزا» تبدیل كنید، تا مهارتهاى كاركنان فرهیخته را خوب بكار گیرید.

    یك جریان «بازخورد» دیجیتالى بوجود آورید تا به افزایش كارآیى فعالیتهاى كمی، و كیفیت كالاها و خدمات، بیفزاید. بایستى همه كاركنان به آسانى بتوانند كه رعایت معیارها و استانداردهاى اصلى را پیگیرى كنند.

    نظام دیجیتالى را براى انتقال دیدگاهها و شكایتهاى مشتریان به كاركنانى كه مسئولیت و توان بهسازى فرآورده ها را دارند‏، بكار گیرید.

    به یارى ارتباطات دیجیتالی، طبیعت و چگونگی، مرزها، و پیرامون كسب و كار خود را دوباره بررسى كرده و خوب بشناسید. با دریافت اخطارهاى ناشى از دگرگونى وضعیت مشتریان، سازمان را بزرگتر و مهمتر/ یا كوچكتر و خودمانى‌تر (صمیمى‌تر و نزدیكتر به هر مشترى) كنید.

    اطلاعات بازرگانى را با شتاب انتقال دهید. با بكارگیرى روش جابجایى دیجیتالی، چرخه داد و ستد اسناد را با تامین كنندگان و شریكان، كوتاه كنید و در همه موارد به هنگام باشید.

    فرآورده ها (كالا/ خدمات) را با كمك روشهاى دیجیتالى به مشتریان برسانید و دست واسطه ها را كوتاه كنید. چنانچه كسب و كار شما خود جنبه واسطه گرى دارد، با بكارگیرى ابزار دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد وستد را در نزد مشترى بالا ببرید.

    با كمك ابزار دیجیتالی، مشتریان را در حل مشكلات خود راهنمایى كنید. دیدارهاى حضورى را به پاسخگویى به نیازمندیهاى پیچیده و پرارزش تر مشتریان اختصاص دهید.

 

توصیه دوم: بازرگانى اینترنت را بشناسید و به كار گیرید

 

گیتس مى گوید كه شركتها و سازمان هاى تجارى در دهه آینده ابزارهاى دیجیتالى را به خدمت خواهند گرفت چرا كه تصمیم گیرى هاى پرشتاب، واكنشهاى كارآمد و تماس هاى بى واسطه با مشتریان، از ویژگیهاى شركتها و سازمانهاى سده بیست و یكم است كه در آنها بسیارى از داد و ستدها به صورت «خودخدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالى درخواهند آمد، واسطه ها یا به فعالیتهاى ارزش آفرین رو خواهند آورد و یا میدان را خالى خواهند كرد‏، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیتهاى ارزش افزا در هر كسب و كارى خواهد شد. بنابراین تیم مدیریت یك شركت و یا سازمان تجارى باید خود را با اینترنت آشنا كرده و زمانى را صرف آماده ساختن دیدگاهى از دهه آینده و دگرگونى هاى رخ داده در كسب و كار كند و راههاى پیاده كردن چنین دیدگاهى را با گروه «فن آورى اطلاعات» شركت در میان بگذارد.

 

گیتس عقیده دارد كه اینترنت با ارتباط دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایه‌دارى بى دردسر» را هموار خواهد ساخت و با كاستن از هزینه هاى داد و ستد، واسطه را از میان خواهد برد. تنها دسته كوچكى از دارندگان كسب و كارها با برگزیدن قیمت هاى بسیار پایین به پیروزى خواهند رسید و بسیارى دیگر باید راهبرد خدمت بهتر به مشتریان را پیشه كنند. پس با توجه به نظر گیتس در این مورد، اگر بخواهیم در دهه آینده براى موفقیت سازمان به كارهاى خدماتى سرگرم شویم، باید كاركنان فرهیخته را با ابزار دیجیتالى اطلاعات مجهز كنیم تا بدان وسیله بتوانند با مشتریان ارتباط تنگاتنگى برقرار نمایند.

 

بیل گیتس مى گوید كه براى بهره گیرى از توانمندى هاى بى مانند اینترنت در آفرینش پیوند دو سویه با مشتریان باید یك «سایت» در شبكه جهانى برپا سازیم كه این امر خود نیازمند به پشتیبانى بى‌دریغ مدیریت ارشد و شناخت ایشان از فن‌آورى اینترنتى مى باشد. به نظر گیتس یك شبكه خوب جهانى مى‌تواند فروشندگان را به مشاوران مشترى تبدیل كند. از سوى دیگر بخش بزرگى از ارتباطهاى دوسویه اینترنتى با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانى از فعالیت ایشان است. چنانچه كیفیت خدمات پایین باشد، موجب بدنامى گسترده و شكست مى شود؛ زیرا گستره اینترنت فراوان است. بنابراین باید نظام دیجیتالى شركت و سازمان تجارى ما، توان عرضه خدمات ویژه شخصى به مشتریان را داشته باشد‏، این فرصت را فراهم كند كه اطلاعات را جانشین دارایى‌هاى عینى نماید و همچنین زیربناى نظام دیجیتالى ما ، كاربرد ابزار صوتی، تصویرى و حركتى (ویدیویى) را در آینده ممكن سازد.

 

گیتس توصیه مى كند كه ما با «الگوى زندگى تار عنكبوتی» سازگار شویم كه در آن شبكه جهانى از راه اینترنت با هم پیوند مى خورد. در «الگوى زندگى تار عنكبوتی» گیتس حركت در شبكه اینترنت همانند حركت عنكبوت در تور خود است كه مى‌تواند در همه جهات و با شتاب حركت كند. بنابراین توصیه گیتس به ما این است كه بازرگانى اینترنتى را بشناسیم و الگوى زندگى تار عنكبوتى را به كار گیریم تا در شبكه اینترنت در همه جهات و با شتاب حركت كنیم.

 

بنابراین ما باید ارتباط دو سویه با مشتریان خود را به كمك اینترنت از همین امروز آغاز كنیم و ابزارها و نظامهاى دیجیتالى مشتریان را كه به هنگام روى آوردن از نظام سنتى به الگوى اینترنتى نیاز دارند‏، برآورد كنیم.

به نظر گیتس فن آورى «الگوى تار عنكبوتی» ایجاب مى‌كند كه نظام دیجیتالى ما باید این امكان را داشته باشد كه ما با افراد حرفه‌اى «برون سازمانی» مانند وكیلان دادگسترى و حسابداران ارتباط مستقیم و پیوسته داشته باشیم و همچنین در این نظام دیجیتالى بیشتر به كارهاى اصلى و شایستگى‌هاى ویژه سازمان بپردازیم و بقیه كارها را به پیمانكار بدهیم.

 

گیتس مى گوید كه در هر كسب و كارى «نخستین» باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتى شركت را بهبود بخشید. اما نكته اى كه گیتس در این میان مطرح مى‌كند‏، این است كه «شتاب» و «نخستین» بودن در كسب و كار بیشتر فرهنگى است تا فنی؛ یعنى باید دست‌اندركاران را قانع كنیم كه ادامه كار پیروزمندانه سازمان، در گرو حركت پرشتاب همگانى است. گیتس در همین خصوص توصیه مى‌كند كه براى رسیدن به برگشت سریع سرمایه، كیفیت برتر و بهاى ارزان فرآورده‌ها از جریان روان داده‌هاى دیجیتالى استفاده كنیم و در میان سازندگان، تامین كنندگان، بخش فروش و دیگر فعالیتها … ارتباط الكترونیكى برقرار سازیم تا برنامه‌ریزى را هر چه سنجیده‌تر نماید و به تغییرات پیش‌آمده در تولید، در همان نوبت هشت ساعته كاری، واكنش نشان دهد.

توصیه سوم: دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآورید

 

توصیه سوم بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، برای موفقیت در کسب و کار این است که دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآوریم و برای این منظور گیتس، رعایت نکات زیر را ضرورى مى داند:

خبرهای ناگوار را با شتاب پخش کنید

 

گیتس عقیده دارد که یکی از ویژگیهای هر مدیر خوب اینست که بتواند به جای انکار خبرهای بد، با آنها کنار بیاید و چگونگی خبرها را به خوبی شناسایی کند. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد را جستجو و پذیرش کنند و سازمان را به پاسخگویی مناسب بدان تشویق کنند و به این مهم اطمینان داشته باشند که خبرهای بد نیز همانند خبرهای خوش در مدیریت خریدار دارد. همچنین به نظر گیتس توانایی یک شرکت در میدان رقابت به توان پاسخگویی آن شرکت در برابر رخدادهای برنامه ریزی نشده (خوب و یا بد) بستگی دارد، گیتس توصیه می کند باید اشتباه های ارزشمند –تجربه های شکست خورده در راهی درست- را ارج بنهیم و به آنها پاداش دهیم.

گیتس در برخورد با خبرهای ناگوار توصیه می نماید که نظامهای دیجیتالی را در سراسر سازمان به وجود آوریم تا به ما در شناخت ابعاد گوناگون رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از آنها کمک کند. این نظام دیجیتالی باید ما را در گردآوری داده های مورد نیاز و تشکیل تیمهای مشکل گشا، یاری رساند. همچنین گیتس توصیه می کند که از افرادی در واحدهای مختلف و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیمهای نمادین (مجازی) تشکیل دهیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند.

 خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید

 

گیتس عقیده دارد که برای موفقیت در کسب و کار باید به پیشواز خبرهای بد برویم تاجاهایی را که نیاز به بهسازی دارند بشناسیم و خبرهای بد را به پیامدهای خوب تبدیل کنیم. گیتس برای موفقیت در این امر توصیه می کند که «ناخشنودترین مشتریان» را به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کسب و کار خود ساختار و سیاست هایی پیاده کنیم که شکایتها را با شتاب و بی‌واسطه با راه حلها پیوند دهند. برای این منظور می توانیم یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان را با ابزار الکترونیکی دریافت و تجزیه و تحلیل کنیم تا دریابیم که آنها از ما چه می خواهند؟، این نظام دیجیتالی باید شکایتهای دریافتی از مشتریان را با شتاب به افراد مسئول برساند تا اشکالات را برطرف سازند. همچنین این نظام دیجیتالی باید توان پاسخگویی به پرسش کنندگان را به هنگام و در زمان مناسب داشته باشد. توصیه دیگر گیتس در این خصوص این است که پرسشهای عادی و تکراری را در «سایت» شبکه‌ای پاسخ دهیم و تلفن را برای تماس های ضروری و دشوار نگه داریم.

از آمارهای خود آگاه باشید

 

برای آنکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شویم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» اشاره می کنیم که می گوید: « برای رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هر گونه اموال شرکت (ثابت و عینی و موجودیهای گوناگون) داشته باشید. چگونه می توانید چنین کنید؟ فن آوری اطلاعات و بکارگیری دلیرانه آن، چنین امکانی را برای شما فراهم می آورد.»

گیتس نیز عقیده دارد که آگاهى از اعداد و تحلیل و فهم آنها بنیان شناخت هر كسب و كار است و مى‌گوید: آگاهی به عدد و رقم های سازمان، چیزی بیش از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداری است. این داده ها در بازاریابی و امور مالی هم به درد می خورند. عددها بر کاغد حالت ایستاد و مرده دارند اما داده های دیجیتالی آغازگر اندیشیدن و حرکت هستند. آمار و عددهای درست و تازه، ما را به پاسخگویی به هنگام به مشتریان و شریکان وا می دارند. بنابراین گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آورده ایم باید بتواند داده های مربوط به کسب و کار را بی‌درنگ و از نقطه داد و ستد با مشتریان و شریکان دریافت کند. داده های متعلق به شریکان را با داده های ما یک کاسه کند و همه نیازها را برآورده سازد.

انسانها را به کارهای فکری بکشانید

 

گیتس می گوید که باید نرم افزارهای تحلیلگری را ارایه دهیم که به ما این فرصت را بدهد تا نیروی انسانی ارزشمند خود را از گردآوری اطلاعات رهانیده و به فعالیتهای ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده شگرفی داشته باشند. تجزیه و تحلیل های نرم افزاری خود را باید ابتدا در جاهایی بکار بگیریم که نتیجه های مشخص ببار آورند و حرکت را از بازاریابی و تبلیغات توده وار و همگانی به سوی تبلیغات هدفدار و بر روی گروهی مشخص آغاز کرده و ادامه دهیم. برای رسیدن به این اهداف گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما باید توان تجزیه و تحلیل پیچیده الگوهای خرید مشتریان را داشته باشد، به گونه ای که بتواند در به نتیجه رساندن خدمات ویژه فردی به مشتریان، یاور سازمان باشد. این نظام دیجیتالی باید بتواند به کمک داده های جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، توزیع جغرافیایی، و یا آمارهای دیگر، گروههای مشتریان سودآور و گروههای کم بازده را شناسایی کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید بتواند این امکان را برای کارکنان فراهم کند تا آنها از کار عادی و تکراری، به فعالیتهای اسثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسانی به عددها و داده های دیجیتالی دسترسی داشته باشند و از سرفصلها و چکیده ها به ریز داده بروند و داده‌ها را از جهتهای مختلف دیده و بررسی کنند.

بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید

 

این بحث را با سخنی از «جک ولش» رئیس هیات مدیره جنرال الکتریک آغاز می کنیم که می‌گوید: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب آموخته ها، بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.»

گیتس برای آنکه بهره هوشی سازمان خود را بالا ببریم، توصیه می کند که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم؛ یعنی اطلاعات را گردآوری و سازماندهی کرده و سپس به کاربرانی که بدان نیاز دارند برسانیم و برای بهسازی پیوسته اطلاعات از راه تجزیه و تحلیل داده ها با دیگران همکاری داشته باشیم، به واکنش مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش را بی دردسر کنیم به گونه ای که به افراد این امکان را بدهیم تا در خانه و یا محل کارشان، در پشت میز خود و هر گاه که برنامه هایشان اجازه دهد، به آموختن بپردازند. باید بر روی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایه گذاری کنیم و افراد هوشمند را به استخدام سازمان درآوریم.

 

گیتس نقش مدیر عامل را در بالا بردن بهره هوشى سازمان بسیار موثر می داند و عقیده دارد که نقش مدیر عامل در بالا بردن بهره هوشی شرکت حکم می کند تا محیط کار را به گونه ای بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوخته های علمی را برای کارکنان فراهم سازد؛ نقاطی را که در آنها هم‌اندیشی و همکاری سودمند است، نشان دهد؛ ابزار دیجیتالی به منظور آسان ساختن پخش مهارتها و مشارکت در دانسته ها را فراهم نماید؛ و به کارکنان در برابر همکاریها و از خود گذشتگی هایی که برای آموزش دیگران از خود نشان می دهند، پاداش مناسب بدهد.

به یاد داشته باشید كه بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند

 

به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزی های بزرگ، گاهی به خطر کردنهای بزرگ نیاز دارد و باید در صنعت، اطلاعات را جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیتهای دانش بر، اطلاعات را در برابر خطرها قرار دهیم. گیتس در این خصوص می گوید: «دور بودن از اطلاعات در میدان کارهای دانش‌بر، همانند جدا کردن مغز از پیک دانشمند فرهیخته است». بنابراین گیتس توصیه می کند که یک نظام دیجیتالی را در سازمان به وجود آوریم و این نظام را دربست در اختیار خود قرار دهیم تا بتواند مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظامهای بازرگانی را آنچنان به هم پیوند زند که با همدیگر یک نظام یکپارچه دیجیتالی بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتواند توان آزمایش فرآورده ها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی را داشته باشد و ضمن بازنگری های لازم، مهار کار را از دست ندهد.

توصیه چهارم: به عملیات سازمان بینش بیفزایید

 

یكى دیگر از توصیه هاى بیل گیتس براى موفقیت در كسب و كار این است كه به عملیات سازمان بینش بیفزایم. گیتس در این خصوص نیز رعایت موارد زیر را توصیه مى‌كند:

فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار می دهند

 

گیتس عقیده دارد که باید به نیروی ابتکار فرد میدان داده شود و کارکنانی که نسبت به نظامهای تولید و طرز کار آنها آگاهی بیشترس دارند، بهتر و هوشمندانه تر بکار گرفته شوند. گیتس در این خصوص مى گوید:« من سخت اعتقاد داریم كه اگر شركتها به كاركنان خود آگاهى و اختیار لازم و ابزار بكارگیرى آنها را بدهند، دستاوردهاى شگفت انگیز و آفرینشهاى چشمگیرى از آن جوانه خواهد زد.» بنابراین باید کارکنان فرهیخته ای به کار گرفته شوند تا شغلهای وظیفه محور از میان برود و یا در فرآیندهای گسترده ای ادغام شود. برای این منظور گیتس توصیه می کند که کارکنان خط تولید به داده های به هنگام دسترسی داشته باشند تا به کمک آنها بتوانند کیفیت فرآورده ها را بهتر کنند و نظام تولید و ساخت فرآورده ها را با دیگر نظامها یکپارچه سازند.

به یاری فن آوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید

 

«پاول اونیل» رئیس هیات مدیره و مدیر عامل «الکوا» (CEO Alcoa) می گوید: «من به فن‌آوری اطلاعات به چشم یک نظام مستقل می نگرم. از دید من، این نظام یک رهگشای پرارزش است. شاید مهمترین اثرش اینست که ما را به چنین پرسشی وا می دارد: چرا، چرا، چرا؟»

 

گیتس عقیده دارد که فن آوری اطلاعات عصای دست فرآیندهای کارآمد است که این فرآیندها در زمان و منابع دیگر تا ده برابر از پیش، صرفه جویی می کنند. گیتس می گوید که باید همه فرآیندها را باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و موثر باشند و همه مانع ها را دور بریزیم. برای حل بسیار از مشکلات باید فرآیندها را در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر در یک فرآیند و نیز شمار دست به دست شدن کار را کاهش دهیم تا مسایل کم و ساده شوند. باید رهبران کسب و کارها، را برای تصمیم گیری در کنار مدیران فن آوری اطلاعات، در زمینه نیازهای شرکت به کار بگیریم.

 

به نظر گیتس پیچیدگی سبب مرگ برنامه های مهندسی دوباره می شود، بنابراین باید یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم که به رشد پرشتاب راه‌حلها در بستر زمان کمک کند، امکان پیگیری وضعیتهای گوناگون را به کاربران بدهد، روند پیشرفت کارها و آنجاهایی را که به تصمیم گیری مدیریتی نیاز هست، نشان دهد، یک فرآیند بزرگ را به چندین زیر مجموعه مستقل تبدیل کرده و نتیجه کار آنها را بهم ارتباط دهد تا یک نظام کارآمد بوجود آید، از یک جریان روان اطلاعات دیجیتالی برای ساده کردن سراسر فرآیند کار بهره بگیرد و با آفرینش ابزارها و راه حلهای کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخه های گسترده و دراز مدت حل مسایل، خودداری کند.

فن آوری اطلاعات را منبعی راهبردی به حساب آورید

 

بیل گیتس عقیده دارد که مدیرعامل باید به فن آوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی بنگرد که به افزایش درآمد شرکت کمک می کند. باید مدیرعامل فن آوری اطلاعات را نیز همپای دیگر فعالیتهای شرکت به خوبی بشناسد و مدیر ارشد فن آوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشد تا بتواند نظام اطلاعات را در خدمت اجرای راهبردها سامان دهد.

 

گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما هر ساله بخش اندکی از بودجه را صرف امور جاری و بخش بزرگتر را در راه گسترش نظام اطلاعات و دستیابی به ابزار بهتر هزینه کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید چند ابزار درجه یک در اختیار داشته باشد و در مواقع لزوم پاره ای ابزار کار تازه به نظام کنونی افزوده شود.

توصیه پنجم: در انتظار غیر منتظره ها باشید

 

«جك ولش» مدیر عامل شركت جنرال الكتریك مى گوید: «هر دگرگونی، با خود فرصتى به همراه مى آورد. بنابراین سازمانها باید به جاى رخوت، از دگرگونى‌ها نیرو بگیرند.»

 

بیل گیتس نیز از دگرگونى ها استقبال كرده و عقیده دارد كه رهبران پیروزمند آنهایى هستند كه به پیشواز روشهاى نوین كسب و كار مى روند بنابراین گیتس توصیه مى كند كه براى آینده دیجیتالى محور خود را آماده سازیم تا از فن آورى بالاترین بازده را بدست آوریم.

 

اما آنچه كه گیتس بیش از همه بر روى آن تاكید دارد این است كه باید بپذیریم كه در عصر دیجیتالى زندگى مى كنیم تا از پیامدهاى مثبت و توانمندیهاى آن بهره بگیرم؛ گیتس خود مى گوید كه من فرد خوش بین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینكه در چنین دوره اى از تاریخ زندگى مى كنم خشنودم؛ ابزار دوران صنعتى به كمك ماهیچه هاى ما آمدند، ابزار دوران دیجیتالى میدان فعالیت و توان مغز و اندیشه ما را گسترش مى دهند. بسیار خوشحالم كه فرزندانم در این دوران رشد مى‌نمایند.»

 

بیل گیتس عقیده دارد براى آنكه بتوانیم با دگرگونى ها كنار آمده و این دگرگونى ها را به خدمت بگیریم باید ابزارهاى دیجیتالى را براى بازآفرینى روش كار خود به خدمت بگیریم تا به یارى یك سیستم عصبى دیجیتالى با شتاب اندیشه به كسب و كار بپردازیم.

آیا میدانستید حتی مقابل نوزاد شیرخوار نیز نباید دعوای زناشویی داشته باشید و اجازه ندهید فرزندتان مشاجره شما را ببینید چون با این کار سلامت روان وی را در معرض خطر قرار میدهید نبود صمیمیت میان والدین از مهمترین عوامل بروز مشکلات روحی و روانی در فرزندان خواهد بود

ابتدایی‌ترین و مهم ترین کاربرد روانی «خانه» برای فرزندان ایجاد حس امنیت و وجود محیطی امن برای زیستن است که در آن محیط هیچ تهدیدی از جانب فرزند احساس نشود، از این‌رو در خانواده‌های طلاق یا حتی طلاق عاطفی و زندگی‌های نابسامان به دلیل عدم تأمین فضای امن خانوادگی و فردی برای والدین و فرزندان، سلامت روانی هیچ یک از اعضای خانواده تأمین نمی‌شود.

سلامت روان در لغت به معنی سلامت هیجانی و روانشناختی است اما تا حالا به این فکر کرده اید که یک انسان سالم چگونه انسانی است؟ روانشناسان یک تعریف کلی و ساده ارائه می‌کنند: وقتی فرد می‌تواند نیازهای زیستی خود را برآورده و از توانمندی‌های خود به طور مناسب استفاده کند، به لحاظ سلامت روانی یک انسان سالم محسوب می‌شود، این شخص می‌تواند دوستان خوبی بیابد و خودش هم خانواده خوبی داشته باشد و برای گذر از موانع و چیرگی بر مشکلات خود و خانواده‌اش در زندگی راه حل‌های درخوری پیدا کند. البته فکر نکنید که داستان به همین جا ختم می‌شود! بهتر است خودتان بخوانید.

بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت روانی عبارت است از: «قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور عادلانه، منطقی و مناسب.»

محمدرضا ولدخانی، روانشناس، وجود سلامت روانی در فرد را با بروز ویژگی‌هایی در او قابل شناسایی می‌داند و می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های مهم سلامت روانی، داشتن آرامش و احساس امنیت نسبت به خود است، در تأمین بهداشت روان فرزندان، خانواده و بویژه والدین نقش اساسی دارند؛ بدین معنا که تا والدین در ایجاد یک خانواده سالم موفق نباشند و در رفتار بین خود نکات لازم را رعایت نکنند قادر به تأمین بهداشت روان فرزند‌شان نخواهند بود، اما در صورت رفتار صحیح بین والدین و فرزندان و نیز فراهم کردن محیطی سالم و صمیمی درخانه، سلامت روانی فرزندان بخوبی تأمین خواهد شد.»

نشانه‌هایی برای تشخیص سلامت و ضعف روانی در افراد وجود دارد که این روانشناس به اختصار به برخی علائم ضعف روانی اشاره می‌کند: «احساس نگرانی دائم، غمگین بودن در بیشتر مواقع بدون هیچ دلیلی، بی‌خوابی، آشفتگی زندگی، تحمل نکردن فرزندان، عصبی بودن و پشیمانی بعد از آن به‌طور دائمی، دائماً حق را به جانب خود دانستن و دیگران را ناحق دانستن، احساس درد و شکایت‌های بدنی به صورت بیشمار به طوری که علتی برای آن پیدا نمی‌شود.»

همه می‌دانیم که وجود محبت و صمیمیت بین والدین و ابراز آن به یکدیگر و از طرف دیگر آشکار نکردن مشاجرات در حضور فرزندان باعث افزایش حس امنیت و موجب اعتماد فرزندان به فضای خانواده خواهد بود. به گفته ولدخانی، ابتدایی‌ترین و مهم ترین کاربرد روانی «خانه» برای فرزندان ایجاد حس امنیت و وجود محیطی امن برای زیستن است که در آن محیط هیچ تهدیدی از جانب فرزند احساس نشود، از این‌رو در خانواده‌های طلاق یا حتی طلاق عاطفی و زندگی‌های نابسامان به دلیل عدم تأمین فضای امن خانوادگی و فردی برای والدین و فرزندان، سلامت روانی هیچ یک از اعضای خانواده تأمین نمی‌شود؛ البته لازم نیست حتماً خانواده‌ای نابسامان باشد یا والدین مدام در حال جنگ و دعوا باشند تا فرزندان احساس ناامنی کنند، همین که مادر دوست داشتن را در کلام خود مشروط می‌کند، اضطراب و استرس را به‌طور خودکار و ناخواسته در فرزندش ایجاد می‌کند، مثلاً وقتی مادر می‌گوید در صورتی دوستت دارم که فلان کار را بخوبی انجام دهی یا پس از انجام یک خطا از جانب فرزندش به او می‌گوید «دیگر دوستت ندارم»، بدون اینکه بداند و خواسته باشد، پایه‌های محکم پیوند عاطفی درون خانوادگی و آرامش موجود در درون فرزندش را سست می‌کند، به همین راحتی و به همین سادگی.

مشاجره حتی در حضور نوزاد ممنوع!

بعضی والدین به گمان اینکه بچه نمی‌فهمد، در حضور کودک نوزاد خود براحتی هر رفتاری از خود بروز می‌دهند. این روانشناس مشاور خانواده درباره این قبیل پدر و مادرها می‌گوید: «وقتی والدین در حضور کودک خردسال یا حتی نوزاد خود با هم دعوا می‌کنند یا همه گونهمشاجره‌ای را بین خود انجام می‌دهند و حتی به همدیگر ناسزا می‌گویند، در هر لحظه آن کودک در حال ضبط دقیق دیده‌های خود و ثبت آنها در ذهن خودش است. حالا دیگر این در میان روانشناسان یک عقیده متداول است که تفاوت درک کودک از جهان پیرامونی با بزرگسالان، تنها در میزان تجربه آنهاست و از لحاظ درک و فهم ذهنی و حسی تفاوتی با هم ندارند.»

ولدخانی در خاتمه، محبت و صمیمیت در خانواده را زیربنای تشکیل یک خانواده سالم ارزیابی می‌کند و می‌افزاید: «در خانواده‌ای که در آن والدین با یکدیگر و با فرزندان یکدل و یکرنگ و صمیمی هستند، امکان بروز خلاقیت‌ها و شکوفا شدن استعدادها، بیشتر به‌وجود می‌آید و این خانواده قدم به قدم موفقیت‌های روزافزون را تجربه خواهد کرد.»

منبع: روزنامه ایران

 

زندگی جدید

باعث بروز چه تغییراتی در رفتار و کردار ما می شود یک فرد عاشق چه حسی در زندگی دارد و فرق روحیات وی با روحیات دیگر افراد چیست او زندگی را چگونه می بیند و از دید او زندگی با حال و هوای عاشقانه چگونه است.

عشق حسی عظیم است: پر از هیجان است، رضایت‌بخش است، و حتی بهتر از این‌ها، برای سلامت‌تان خوب است.

 متخصصان معتقد هستند رابطه‌ی عاشقانه می‌تواند به واسطه‌ی فواید زیر، روی بهداشت و سلامت کلی‌تان تاثیر مثبتی بگذارد:

۱. عشق می‌تواند به شما انرژی بیش‌تری بدهد. هم عشق عاطفی و هم عشق جسمانی می‌تواند به سلامت روانی و جسمانی بهتری بینجامد. هنگامی که یکی از مشکلات‌تان سستی و تنبلی در بعد از ظهرها است، عشق می‌تواند به شما انرژی دوباره بدهد.

۲. می‌تواند سبب سلامت روانی‌تان شود. همان‌طور که گفته‌شد، عشق می‌تواند سلامت روانی‌تان را بهبود ببخشد. وقتی شاد هستید، اثرات خوشی با افزایش فعالیت دوپامین، مغزتان را تقویت می‌کند، و خوش‌بین‌تر، پرانرژی‌تر، و خیلی سالم‌تر می‌شوید.

۳. مشکلات قاعدگی را برطرف می‌کند. اگر چرخه‌ی قاعدگی‌تان نامنظم است، معاشقه یک درمان برای پریودهای سخت است. زنانی که حداقل یک بار در هفته رابطه‌ی جنسی دارند، معمولا میزان استروژن بیش‌تری دارند، که چرخه‌ی قاعدگی‌شان را تنظیم می‌کند.

۴. عشق دستگاه ایمنی‌تان را تقویت می‌کند. کشمکش‌ها بخشی از روابط هستند. با این حال، وقتی شما مسائل را با شریک عشقی‌تان حل می‌کنید، این به دستگاه ایمنی شما کمک می‌کند عملکرد بهتری داشته‌باشد. هرچند ممکن است گاهی اصلا آسان نباشد، اما مشاجره به عاشقانه‌ترین روش می‌تواند ایمنی شما را تقویت کند.

۵. درد زیادی احساس نمی‌کنید. تنها گرفتن دست شریک عشقی‌تان می‌تواند احساس درد را در شما کاهش دهد. پژوهش نشان داده‌است کسانی که شوک‌های الکتریکی را تجربه کرده‌اند، وقتی پس از آن اتفاق دست عشق‌شان گرفتند درد کم‌تری احساس کردند.

۶. می‌توانید از نظر جسمانی متناسب شوید. اگر به توصیه‌های چگونگی کاهش وزن در هنگام ورزش نگاهی بکنید، متوجه می‌شوید که بیشتر آنها توصیه می‌کنند یک دوست باشگاهی داشته‌باشید. هیچ دوست و همراهی برای ورزش کردن بهتر از شریک عشقی‌تان نیست. با عشق‌تان به ورزش بپردازید تا افزایش تعریق ۱۲ تا ۱۵ درصدی داشته‌باشید.

۷. عشق پوست‌تان را بهبود می‌بخشد. وقتی عاشق باشید، خیلی دچار استرس نمی‌شوید. برای همین، به ندرت پیش می‌آید که جوش بزنید. جوش و آکنه‌های کم‌تر یعنی پوستی به ظاهر سالم‌تر.

۸. سلامت قلب‌تان را بهبود می‌بخشد. از آن‌جا که مجبور نیستید با استرس کنار بیایید، رابطه‌ی شادتان بلیت به مقصد سلامت بهتر قلب است. اگر در یک رابطه‌ی باثبات باشید که در آن همیشه لبخند می‌زنید و می‌خندید، همیشه برایتان مفید خواهدبود. این شادی می‌تواند شانس حمله‌ی قلبی را در شما کاهش دهد.

۹. عشق می‌تواند کمک‌تان کند عمر طولانی‌تری داشته‌باشید. پژوهشی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در ۲۰۰۴ انجام داد، نشان می‌دهد نرخ مرگ و میر در آدم‌هایی که زندگی مشترک شادی دارند، کم‌تر است. پژوهشگران بر این باور هستند که علت نرخ پایین‌تر مرگ و میر این است که وقتی آدم‌ها در یک رابطه هستند استرس کم‌تری دارند.

با این فواید، هیچ شکی نیست که شما باید جایی برای عشق باز کنید تا زندگی سالم‌تری داشته‌باشید.

منبع: بازده

 

زندگی جدید

ليست صفحات

تعداد صفحات : 132

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 3,823
بازدید سال : 380,143
امروز : یکشنبه 01 مهر 1397

مطالب پیشنهادی