close
تبلیغات در اینترنت
زندگی,جدید,زندگی نامه
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب ارسالی

پربازدید ترین مطالب سایت

در ساختمان سازی می گویند مصالح، نقطه شکستی مشخص به نام نقطه بی بازگشت دارند و آن نقطه ای است که فشار و تنش بیشتر باعث شکستن جسم می شود و از آن به بعد دیگر برگشتن به حالت قبل امکان پذیر نیست. چیزی شبیه نقطه ای که بلوک سیمانی خرد می شود و دیگر طاقت نگهداری وزن ساختمان را ندارد.

در زندگی واقعی نیز نقاط بی بازگشت وجود دارند. نقاطی که اگر حواسمان جمع نباشد و با سر به هوایی و بی خیالی از این نقاط عبور کنیم، شاید دیگر نتوانیم تا آخر عمر آنچه را به ارزانی از دست داده ایم دوباره به دست آوریم. راه سوم این شماره به این نقاط بی بازگشت اختصاص دارد. نقاطی که برای گروهی از مردم خوشبختی های عظیم به همراه می آورد و می تواند زندگی آنها را زیر و رو سازد و تفاوت های مثبت خیره کننده ای برایشان به ارمغان آورد و در عین حال برای عده ای دیگر زندگی را سیاه کند و امکان جبران از دست رفته ها را برای همیشه از آنها بگیرد. راه سوم این شماره می گوید در لحظه لحظه زندگی، هر فردی باید متوجه نقاط بی بازگشت زندگی خود باشد و اجازه ندهد سهل انگاری، تنبلی، لجاجت، تعصب، غفلت، خودشیفتگی و غرور سبب شود خواسته و ناخواسته و نیز آگاهانه و یا ناآگاهانه از این نقاط طلایی عبور کند و آسیب ها و صدمات جبران ناپذیری را برای زندگی خود و اطرافیان مرتبط با خود فراهم سازد.

حتماً تا به حال این جمله معروف را شنیده اید که می گویند: «آن شخص همه پل ها را پشت سر خود خراب کرده است». معنای مستقیم و ساده این جمله یعنی اینکه آن شخص از نقطه بدون بازگشت عبور کرده است. نقطه ای که دیگر بعد آن هیچ مسیر جبرانی برای بازگشت وجود ندارد. در این جور مواقع آنها که دلسوزترند می پرسند آیا هیچ راهی برای جبران آنچه گذشته وجود ندارد و وقتی متوجه می شوند که آن فرد می توانسته با هزینه ای بسیار کمتر و بدون نیاز به خراب کردن همه پل ها از آن نقطه عبور کند، با حیرت از او می پرسند چه ضرورتی داشت که با این همه خسارت از نقاط طلایی زندگی ات عبور کنی؟!


راه سوم این شماره می گوید که خیلی موقع ما نقاط بی بازگشت زندگی خود را در حوزه های مختلف، خیلی راحت و ارزان از دست می دهیم و در اکثر این مواقع به صورت بی اختیار و ندانسته این خطای بزرگ را انجام می دهیم و حتی بازیچه دیگران می شویم و ارزشمندترین نقاط طلایی زندگیمان را به خاطر دیگران فدا می کنیم. مثلاً برای اینکه زودتر به آنچه رفاه و دارایی می پنداریم برسیم حضور خود را در منزل کم می کنیم و به اضافه کاری های طاقت فرسا رومی آوریم. چند سال بعد که به دارایی مورد انتظار خود می رسیم می بینیم نقاط طلایی بزرگ شدن بچه ها و جوانی همسر و کانون گرم خانواده را از دست داده ایم. نقاط ارزشمندی که دیگر برای همیشه از دست رفته اند و دیگر برنمی گردند.
راه سوم  هرگز به خاطر اثبات چیزی به دیگران و یا لجاجت و غرور و حسادت و رقابت و... با واکنش های غیرعاقلانه هزینه عبور خود از مراحل مختلف زندگی ات را بالا نبر و به قول راننده های حرفه ای جاهایی که لازم است بدون عرض اندام های نمایشی و خودنمایی های بی مورد صبر و تحمل پیشه کرده و بخش هایی از مسیر را در تاریکی و چراغ خاموش طی کن.

برای مثال اگر می خواهید از شغل فعلی خود استعفا دهید و شغل بهتری به دست آورید لازم نیست این خبر را در بوق و کرنا کنید. می توانید برای مدتی از مرخصی های موجود خود استفاده کنید و در جای جدید مشغول به کار شوید و هم زمان در محل کار قدیمی وظایف خود را به تدریج به دیگران بسپارید. سپس می توانید براساس تجربه ای که دارید دلیل قانع کننده ای برای مدیر و کارفرمای خود دست و پا کنید که به رهاسازی شما رضایت دهد. سپس در یک محیط دوستانه میهمانی خداحافظی برگزار کنید و با عزت و احترام محل کار قبلی را ترک کرده و در محل کار جدید مشغول شوید. می بینید با این روش نه تنها سابقه کاری درخشانی را از یک شغل به شغل دیگر با خود منتقل می کنید بلکه در صورت ضرورت امکان بازگشت به محل کار قبلی را هم برای خود حفظ کرده اید.

به همین ترتیب زن و شوهری که در یک مرحله از زندگی خود به نقطه ناسازگاری می رسند و راهی جز جدایی، مقابل خود نمی بینند دلیلی ندارد که همراه جدایی با برملا ساختن رازهای شخصی طرف مقابل آبرو و اعتبار و حرمت او را بین فامیل و آشنا از بین ببرند. کافی است به شکلی آبرومندانه و با دلیلی که برای بقیه قانع کننده جلوه کند از هم جدا شوند. بد نیست بدانید بخش اعظم جدایی هایی که به رجوع و پیوند مجدد منتهی می شود همین جدایی های آبرومندانه و ساکت و بی سر و صدا بوده است و بسیاری از زوج هایی که بعد از جدایی نتوانسته اند همسر مناسبی برای خود در بین فامیل و دوست و آشنا پیدا کنند همان کسانی بوده اند که نقطه جدایی خود را به صورت یک نقطه بی بازگشت پرهزینه و حرمت شکن تبدیل کرده اند.

نقاط بی بازگشت در زندگی همیشه بد نیستند. کسی که به یک عمل زشت و یک رفتار ناهنجار اعتیاد دارد و تصمیم می گیرد یک بار برای همیشه از این نقطه تلخ و ناگوار عبور کند و دیگر بازنگردد می تواند نقطه ترک عادت ناپسند خود را به یک نقطه بی بازگشت طلایی در زندگی اش تبدیل کند.

اما شرط عقل این است که همین ترک کردن هم باید عاقلانه صورت گیرد و به جای حرکات و رفتارهای نمایشی و پر سر و صدا، این عبور از نقطه بی بازگشت ابتدا در درون وجود شخص اتفاق بیفتد. به زبان ساده هرگز نباید اجازه دهیم نقطه های بی بازگشت زندگی ما توسط بقیه آدم ها برنامه ریزی و تعیین و انتخاب شود، بلکه همیشه و در تمام لحظات این خود ما باشیم که به اراده خود و با کمترین هزینه، عبور از نقاط برگشت ناپذیر را انتخاب می کنیم و عملی می سازیم. راه سوم این شماره یک توصیه گرانبهاست برای تمام افراد و اشخاص در همه سنین. در حقیقت اگر افراد در سطوح مختلف اجتماع روش و مهارت عبور از نقاط حساس و تعیین کننده را یاد بگیرند و با عقل و تدبیر از نقاط طلایی جاده زندگی خود عبور کنند در بسیاری مواقع هیچ نیازی به درگیری و جدال های بیهوده و پرهزینه نیست و ضرورتی ندارد که هیچ پلی خراب شود و هیچ آبرویی برده شود و پای افراد غیرمرتبط و بیگانه بی دلیل به حریم شخصی اشخاص باز شود. نقاط گذر طلایی در هر فرایندی جزو افتخارات محسوب می شوند و در حقیقت ارزیابی میزان موفقیت اشخاص در این نقاط صورت می گیرد. اما بسیاری مواقع لازم نیست که این نقاط طلایی گذر حتماً غیرقابل بازگشت باشند و اگر هم بازگشت ناپذیری از این نقاط به سمت گذشته لازم است باز هم لازم نیست که این اتفاق با هزینه های سنگین و غیرقابل تحمل همراه باشد. همه اینها به شرطی اتفاق می افتد که انتخاب تصمیم عبور از نقطه بی بازگشت توسط خود شخص و از درون صورت گیرد و وابسته به عوامل بیرونی نباشد.زندگی جدید

منبع:
مجله موفقیت

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید ماه : 418
بازدید سال : 418
امروز : پنجشنبه 31 خرداد 1397

مطالب پیشنهادی